آزادی و مسئولیت زن

 

آزادی و مسئولیت زن



علی رغم همه تلاشهایی که با اعمال زشتترین شیوه ها برای تضعیف و بهره کشی از زن می شود، او چونان مشعلی فروزان هادی راه نسلها و ستونی استوار برای خیمه جامعی باقی مانده است.
زن- سالهای درازی را- قربانی دیدگاههای اشتباه آمیز درباره خود بوده است؛ زیرا کسانی او را جزئی از دارایی خود می دانستند و به او اجازه نمی دادند تا جهان را به دیده خود بنگرد و با خرد خود پیرامونش به اندیشه و تفکّر برخیزد... و هر گاه اراده می کرد که درباره مسأله ای سخن بگوید او را سرکوب می کردند و هرگاه می خواست پیرامون موضوعی نظر بدهد، به او نیشخند می زدند... و اراده مرد بر این بود که او تنها حاکم هر کوچک و بزرگی است و زن در خدمت او جز ابزاری برای برآوردن نیازها و پاسخ گفتن به تمایلات او نیست. امّا بر خلاف آنان، گروهی دیگر با زن به گونه ای برخورد می کردند که گویا زن تمام زندگی است و مرد در برابر او هیچ رأیی ندارد. زن آزادی مطلق دارد و زمام امور به دست اوست...
هر دوی اینها درباره زن دید افراط و تفریط دارند، و به خطا رفته اند، امّا اسلام شخصیّت واقعی و جایگاه طبیعی زن را در جامعه به او داده است. اسلام زن را از حقوق قانونی محروم نکرده، نقش او را نادیده گرفته و مسؤولیّتهایش را ساقط نکرده است ... ، بلکه او را به طلب دانش و انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر فراخوانده، به انجام کارهای نیک و احسان تشویق نموده و از پاکیهایی که خداوند برای انسان آفریده، محروم نکرده است.
برای حفظ منزلت و شأن والای زن، اسلام قواعدی از قبیل التزام به حجاب، مراعات عفّت ... وضع کرده است تا زن، موجب فساد جامعه نگردد و اساس آن را ویران نسازد. و این چنین است که زن در اسلام جایگاه ویژه ای دارد. تاریخ، دستاوردهایی بزرگ، و نقشهایی مهم در دفاع از حق و یاری ستمدیدگان و مبارزه با سرکشان را از زنان به ثبت رسانده است.

فصل اوّل:
پیرامون زن:
فهم نادرست و منفی از قیومیّت مرد
هنگامی که مرد سرپرست زن و تمام خانواده قرار داده شد، فهم نادرستی از آن آشکار گردید که برای سازمان خانواده و زندگی اجتماعی خطر ساز است. این فهم نادرست در استبداد متمثّل و مجسّم می شود و آن این است که مرد اندیشه ها و حکمهای دشوار خود را بر اعضای خانواده، بویژه بر زن- که مرکز مادری و نیم دیگر جامعه انسانی را تشکیل می دهد تحمیل کند.
به عنوان مثال یونانیان قدیم، زن را ابزار دست مرد به شمار می آورند که باید شب و روز در خدمت او باشد. به اندازه انحطاط این دید جاهلی که عادتهای زیادی از آن ناشی شد و زن و منزلت او را بد کرد و ارزش انسانی او را پایین آورد بیندیشید. از این عادتهای زشت که هنوز هم آثار آن باقی مانده است: کشتن، سوزاندن و زنده به گور کردن زن همراه همسر متوفایش است که هنوز هم این عادت غیرانسانی در برخی مناطق هند معمول است.
شکی نیست که سرچشمه این خرافات و فعّالیتهای ضد انسانی، تصوّر غلطی است که می گوید: زن، تنها خدمتکاری است که برای برآوردن نیازها و پاسخ گفتن به تمایلات مرد آفریده شده است. و از اینجاست که مرد چونان دیکتاتوری امر و نهی می کند و آنچه برای او لذّتبخش است انجام می دهد. بیشتر مردان در سایه این توهّمات، گروهی را تشکیل می دهند که در آن با احساسی نژادپرستانه، تبعیض گرایانه و برتری جویانه بر زن زندگی می کنند و زن را قربانی این احساسها می نمایند، مرد را می بینی که خواسته های طاقت فرسای خود را تحمیل و دستورهای ستمگرانه خود را املا می کند.
با مطالعه ای در تاریخ انسانی در می یابیم که بسیاری از مردانی که محبّت زنان در دلشان فرو رفته و در آنان احساسی به وجود آورده که موجب دفاع از زن و حمایت از خانواده به عنوان یک مجموعه شده است بر اساس خرافات و اسطوره هایی که بر جامعه آنان حاکم بوده به حیواناتی درنده خو تبدیل می شدند که زنان را می دریدند و اساس خانواده را برای انگیزه هایی بی مقدار که مستند بر نادانی و عدم آگاهی و فرهنگ بود می پراکندند.
و شگفت آن که باورهای خرافی در چارچوبی فلسفی ساخته و پرداخته می شدند و از این بافته های فلسفی قدیم، قانونهایی واهی وضع شده است که زن را خوار و بی مقدار می دارد، یکی از این موارد آن است که زن را خوار و بی مقدار می دارد، یکی از این موارد آن است که زن را جزو ترکه و میراث می شمارد، شأن و منزلت او را تا اندازه اموال و دارایی پایین می آورد که در خور خرید و فروش و به ارث رسیدن است و بعد از مرگ همسر، یکی از فرزندان او را چونان کنیزی به ارث می برد.
و شاید بهترین این قانونها نیز به هیچ وجه زن را به سطح برابری با مرد نرساند. اروپائیان نیز در ضمن همین قانونگذاری های ستمگرانه، تا روزگاران اخیر همان برخورد رومانی ها را با زن داشته اند. زن شبانه روز کار می کرد و رنج می برد، و در نهایت حق مالکیّت و آزادی تصرّف در اموال خود را نداشت؛ زیرا زن با هم فرق دارند. در دوران جاهلیت قدیم و جاهلیت جدید، نگاه به زن، نگاهی یکسان است؛ نگاهی بدبینانه و تحقیرآمیز، ولی این دو دوره در نوع برخورد با زن با هم فرق دارند. در دوران جاهلیّت پیش از ظهور اسلام، جرایمی را مرتکب می شدند که به گمان خود از شر زن رهایی یابند، زیرا زن را سرچشمه بیها و منبع شومی می دانستند، چنانکه خداوند متعال می فرماید:
« و هر گاه یکی از آنان را به دختر مژده آورند، چهره اش سیاه می گردد. در حالی که خشم و اندوه خود را فرو می خورد، از بدی آنچه بد و بشارت داده شده، از قبیله (خود) روی می پوشاند. آیا او را با خواری نگاه دارد، یا در خاک پنهانش کند؟ وه چه بدآوری می کنند
به همین سبب زن به سرنوشت مرگ یا محرومیّت و تحقیر دچار می شد مانند: محرومیّت از ارث، به خدمتکار و کنیزی گرفتن او، این دید جاهلیّت قدیم نسبت به زن بود.
امّا در جاهلیّت جدید، زن بازیچه ، ابزار لهو لعب، خوشگذرانی ها و کامجوی های مردان گردیده است، و گویا اصلاً آن انسان مکرّم و محترمی که خداوند پاک و منزّه او را در چارچوب عفّت و حرمت قرار داده، راه پیشرفت و کمال را بدو هدیه نموده است؛ چنانکه نسبت به مردان نیز چنین کرده است.
و بنابراین، امروزه او را هیچ شغلی جز اهمیّت دادن به ظاهر و آرایش کردن خویش نیست، تا برای کامجویی مرد و اشباع هوا و هوس او آماده گردد. و نیز چونان کالایی گردیده است که با جلوه گریها مردان را در خیابانها به خویش فرا می خواند.
بهترین نقش زن
شکی نیست که بزرگترین نقش زن و بهترین فعالیتی که مناسب و سازگار با طبیعت تکوینی و وجودی او باشد، کارهایی است که او در محدوده خانه و خانواده انجام می دهد و هر انسان منصفی که تحت تأثیر ترفندهای تبلیغاتی فاسد و فروپاشی، نابودی و مقوله های کم ارزشی که به شأن و منزلت مقدّس اجتماعی زن لطمه وارد کرده، او را خوار و ذلیل می کند قرار نگرفته باشد این نظر را تأکید می کند.
به نظر من، زن ستون خیمه خانواده و محوری است که خانواده به دور آن گرد می آیند و اعضای خانواده جذب آن می شوند و بوسیله اوست که خانواده به انس و هماهنگی می رسد. دانش جدید، ثابت کرده است که کودک حتّی قبل از ولادت تأثیراتی را از مادر می پذیرد و بسیاری از حالتهای نفسانی را مثبت یا منفی از مادر می گیرد، در حقیقت این کشف جدید، این حدیث را تأکید می کند که:" بدبخت آن است که در شکم مادر بد بخت می شود و خوشبخت آن است که در شکم مادر خوشبخت می شود" و نیز علم جدید ثابت کرده است که تأثیر سرشت مادر بر کودک ادامه دارد و حتّی تا پانزده سالگی ادامه می یابد و چنانکه می بینیم کودک حتّی از شیوه گفتاری و الگو های عاطفی مادر بیشتر از پدر تأثیر می پذیرد. و از اینجاست که اهمیّت فرهنگ و آگاهی زن و گستردگی درک و فهم او آشکار می شود.
مادر نخستین مدرسه ای است که نسل جدید، آگاهی و پخته از آن بیرون می آید. و به قول شاعر زنده یاد پروین اعتصامی:
دامن مادر نخست آموزگار کودک است طفل دانشور کجا پرورد نادان مادری
پس باید جامعه در تربیت (زن) تلاش کند، تا مادرانی شایسته برای پرورش نیکوی نسلهای آینده به بار آورد.
پرسشی می ماند و آن این که: برخی زنان درباره نقش اجتماعی که می توانند در جامعه ایفا کنند، می پرسند. در پاسخ به این پرسش باید گفت: زن می تواند در هر زمینه ای که با توانایی جسمی، ویژگیهای روحی، عاطفی او سازگار و هماهنگ است، با حفظ حجاب و عفاف فعالیّت کند.
بنابراین زن در زمینه اجتماعی می تواند در تألیف، جهت دهی و آموزش ... نقش آفرینی کند، باید به این نکته نیز توجّه داشت که برخی کارها مانند پرستاری و پزشکی ویژه بانوان را جز زنان نمی توانند انجام بدهند. و در زمینه خانه، که دنیای حقیقی و برگزیده زن است؛ تنها اوست که باید اداره امور خانه، پرورش و جهت دهی به کودکان و ساختن نسلهای آینده را به عهده بگیرد.
مادر نیکوکار و آگاه مردان قهرمانی را می سازد که قرآن کریم آنان را چنین توصیف می کند:
« مردانی که نه تجارت و نه دادوستدی، آنان را از یاد خدا به خود مشغول نمی دارد...»
اینان مردانی هستند که در دامان مبارک و پاک مادران پاکیزه که در رأس آنها فاطمه زهرا(س) است و دیگران به دنبال ایشان پرورش یافته اند.

نقش زن در ساختن خانواده برتر:
خانواده برتری که بخشی از آنان را مردان راه یافته تشکیل می دهند، نیاز زیادی به وجود زنان دارند؛ زیرا خدای متعال مسؤولیت را بر دوش هر دو( زن و مرد )می نهد که در این میان زن خانواده را حفظ می کند و چراغدان و روشنایی خانواده است.
بنابراین ما باید تمدّنهای حاکم، جمعیتهای موجود و مجموعه هایی را که به طور طبیعی با زنان برخورد دارند و مقدار نقشی را که آنان برای زنان ایفا می کنند به خوبی بررسی کنیم چرا که اگر جامعه نسبت به زن بینش منحرفانه داشته باشد، این بینش بر مرد نیز منعکس خواهد شد و همچنین این موضوع نسبت به مرد نیز صادق است، زیرا ممکن نیست که جامعه نسبت به این مسأله دو موضوع داشته باشد.
شایسته است که موضوع ما در برابر زن برخاسته از دوستی ما نسبت به فاطمه زهرا و شناخت نقش ایشان در تأسیس خانه ای بر اساس رسالت و درخت محمّدی که هنوز هم ادامه دارد و تا روز رستاخیز نیز ادامه خواهد داشت- باشد و موضوع ما در برابر ایشان، نشانگر موضوع ما در برابر زن امروز است، چنانچه اهتمام ما به فاطمه زهرا و شناخت ایشان، اهتمام ما را به زنان می نمایاند.
نگاه سازنده به زن
بر هر مردی که لازم است که نسبت به زن دید مثبت و سالم داشته باشد تا در حق او ستم روا ندارد. چنانچه زن، خود نیز حق ندارد به خود با دید حقارت آمیز بنگرد و از خود متنفّر باشد؛ چرا که خدای عزّوجلّ تمام پیامبران را از آنان الگوهایی چون مریم سرور زنان عصر خود،صدّیقه طاهره فاطمهزهرا سرور زنان جهانیان، خانم زینب دختر امیرالمؤمنان، خانم خدیجه دختر خُویلِد و آسیه دختر مزاحم قرار داده است.
فهم عمیق نقش زن و اهتمام جدّی به این نقش از ویژگیهای خط مکتبی و امتیاز آن بر دیگر نگاهها و خطاست؛ تا آنجا که بسیاری از حرکتها و جنبشهای مکتبی در تاریخ اسلام، تا اندازه زیادی از شخصیّت حضرت فاطمه زهرا الهام می گیرند، زیرا او علی رغم اینکه یک زن بود با صلابت و استواری در راه استحکام بخشیدن به خط مکتبی و تثبیت ارزشهای قرآنی ایستاد. با همه اینها خود نیز زنی نمونه در ارزشها و اصول بود.
نقش زن محدود به خانه نیست
زن فعّال زمانی احساس شکست و سرخوردگی می کند که خود را در چهار دیواری خانه زندانی ببیند. درست است که وظیفه زن خانه داری است ولی به این معنا نیست که در زندگی نقشهای دیگری نداشته باشد.
لازم است که زن سیر جاودانه مکتبی خود را ادامه دهد، چنانکه فاطمه زهرا دست حسنین را می گرفت و به در خانه مهاجرین و انصار می رفت و از آنان می خواست، با پیروی کردن از امیر مؤمنان علی بن ابی طالب در راه رسالت استوار و پایدار باشند و او را یاری رسانند؛ زن امروز نیز باید به وجود فرزندان بهانه جویی نکند و خود نیز با آنان در میدان کارهای مکتبی حاضر شود تا رسالت جاودانه خود را به انجام رساند.
فاطمهزهرا توانسته بود که زندگی خود را با برنامه پیش ببرد و این برنامه ریزی او را به انجام تمام فعّالیتها توانا ساخته بود، که هم خانه را اداره می کرد و هم در روز فعّالیت مبارزاتی و مکتبی و در شب اعمال عبادی خود را انجام می داد.
هر گاه جامعه شکست می خورد، زن نیز به تبع آن شکست می خورد، امّا شکست مرد از آنجا ناشی می شود که از مسؤولیّت خود کناره می گیرد و آن را به دوش دانشمندان و فرهنگیان می اندازد و شکست زن به سبب آن است که خود را نسبت به جنبشهایی که بتواند جامعه را تغییر بدهد، ناتوان می پندارد ولی این بهانه ها در نزد خداوند نه از مردان و نه از زنان پذیرفته نیست.
فشار درونی و اجتماعی
زنان در برخی از کارها گهگاهی شرکت می کنند، ولی جمود، ترس و احساس نکردن کامل مسؤولیّت برآنان فشار می آورد... و حالت آنان در این حال مانند انسانی است که می خواهد به یک بلندی صعود کند و همراه خود بار سنگینی دارد، که از یک جهت می خواهد بالا برود و از جهت دیگر بار سنگین او را به عقب می رانند و حرکتش را کند می کند. بنابراین در جامعه های ما، زن می خواهد تحرّک داشته باشد و کار کند ولی جامعه در برابر او مانع ایجاد می کند. و گاهی نیز فرهنگ توجیه گرانه در دل زن و سوخ کرده، به او تلقین می کند که وظیفه او نیست که کاری انجام بدهد و این فقط وظیفه مردان است.

زن آزاد، مسؤولیّتهای مکتبی:
چگونه خداوند متعال با بندگان خود برخورد می کند؟ و چگونه به اراده خود در راه پیروزی مستضعفان بر مستکبران در زمین تحقّق می بخشد؟
این مطلب تفضیلی دارد که قرآن کریم آن را بیان می کند و در میان بیان تفضیلها فلسفه و دید کلّی خود را نسبت به زندگی روشن می نماند.
حقیقتی را که قرآن کریم آن را بیان می کند و در میان بیان تفضیلها فلسفه و دید کلّی خود را نسبت به زندگی روشن می نماند.
حقیقتی را که قرآن در این زمینه بدان تأکید می کند این است که تاریخ با حرکت افراد ساخته می شود نه با حرکت گروهها. جامعه ها و ملّتها، افرادی هستند که تاریخ را می سازند و دلیل آن داستان حضرت موسی است. این پیامبر بزرگوار فردی دارای قدرت مبارزه بود و این قدرت را در میان بنی اسرائیل که قومی مستضعف بودند و به تنهایی نمی توانستند در برابر فشارهای فرعون مبارزه کنند می پراکند، آنان قهرمان و منجی و رهبری را انتظار می کشیدند که او همان موسای پیامبر بود.
این در حالی است که مکاتب دیگر مانند مارکیست معتقدند ( تضادّ ) گروهها تاریخ را می سازد و این دیدگاه غلطی است، زیرا هیچ گروهی نمی تواند آگاهی داشته باشد، مگر از راه افرادی که در آن گروه قرار دارند و نیروهای آن را گرد محوری جمع می کنند. و چه راست می گوید تاریخ نگار معروف « از نولد تو ینبی »: تاریخ به مبارزه طلبیدن و پاسخ گفتن به این مبارزه طلبی از سوی امّتها و قبیله ها، با رهبری افرادی است که بدون آن ممکن نیست این امّتها تمدّنی را تأسیس کنند.
حجاب در قرآن
قرآن کریم واژه حجاب را درباره زنان یک بار به کار برده است در این سخن خدای متعال می فرماید:
« و چون از زنان [پیامبر] چیزی خواستید از پشت پرده از آنان بخواهید...»
و در جای دیگر قرآن کریم به حجاب اشاره دارد آنجا می فرماید:
« در خانه هایتان قرار گیرید و مانند روزگار جاهلیّت قدیم زینتهای خود را آشکار نکنید... »
این در حالی است که در باره ازدواج در بیش از صد آیه سخن گفته است، ما از اینجا می فهمیم که شارع مقدّس می خواهد میان زن و مرد پیوند اجتماعی درست برقرار کند که ریشه های فساد را از بین ببرد.
بنابراین حجاب یک رکن اساسی و مهم است، ولی مانع و مشکلی بر سر راه زن نیست و او را از تحرّک و پیشرفت باز نمی دارد.
متأسفانه ما حجاب را شعار و توجیه عقب ماندگی خود و سلاحی بر ضد مشارکت زنان قرار می دهیم، چنانکه اندیشه ها و تصوّرهای باطل دیگر را چونان سلاحی بر ضد مشارکت مردان در ساخت تمدّن و زندگی به کار می بریم.
آیاتی که قرآن کریم در آنها پیرامون زن از نظر وجوب حجاب و حرمت آرایش بحث کرده، در سوره احزاب است، که این سوره اختصاص به این موضوع دارد، لازم است در این آیات تأمل کنیم تا ببینیم که قرآن کریم چگونه درباره حجاب بحث کرده است؟
« ای همسران پیامبر، هر کس از شما مبادرت به کار زشت آشکاری کند، عذابش دو چندان خواهد بود. و این بر خدا همواره آسان است* و هر کس از شما خدا و فرستاده اش را فرمان برد و کار شایسته کند، پاداشش را دو چندان می دهیم و برایش روزی نیکو فراهم خواهیم ساخت * ای همسران پیامبر! شما مانند هیچ یک از زنان ( دیگر ) نیستند، اگر سر پروا دارید پس به ناز سخن نگویید تا آنکه در دلش بیماری است طمع ورزد و گفتاری شایسته گویید * و در خانه هایتان قرار گیرد و مانند روزگار جاهلیّت زینتهای خود را آشکار نکنید ونماز برپا دارید و زکات بدهید و خدا و فرستاده اش را فرمان برید. خدا فقط می خواهد آلودگی را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند * و آنچه را که از آیات خدا و [سخنان] حکمت [آمیز] در خانه های شما خوانده می شود یاد کنید * در حقیقت، خدا همواره دقیق و آگاه است * مردان و زنان مسلمان و زنان با ایمان، مردان و زنان عبادت پیشه، و مردان و زنان راستگو، مردان شکیبا، مردان و زنان فروتن، مردان و زنان صدقه دهنده، مردان و زنان روزه دار، مردان و زنان پاکدامن، مردان و زنانی که خدا را فراوان یاد می کنند، خدا برای [همه] آنان آمرزش و پاداشی بزرگ فراهم ساخته است
با ملاحظه آیات گذشته می بینیم که قرآن کریم درباره حجاب در پرتو امور دیگری که به آنها اشاره کرده، سخن می گویند، مانند پیوندان میان رسول خدا و همسرانش در زمینه دعوت اسلامی، چنانکه ملاحظه می کنیم پس از سخن گفتن از حجاب به طور مستقیم به اشتراک زن و مرد در انجام واجبات دینی اشاره و نقاط مشترک چشم بپوشیم و فقط به نقاط اختلاف بپردازیم و با نگاهی اشتباه به حجاب بخواهیم زن را از انجام مسؤولیتهای مکتبی و وظایفش در زندگی دور کنیم؟
حتّی در مواردی که به جهاد مربوط است، من آیه ای پیدا نکردم که جهاد را مختصّ مردان بداند، درست است که در جهادهای زمان رسول خدا به مردان بسنده می کردند، ولی آنجا شرایط ویژه ای بوده است که این موضوع را اقتضا می کرده. زن باید با شیوه هایی که با او مناسبت دارد در جهاد شرکت کند، چنانکه موضعهای فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و زینب کبری شاهد این مدّعاست.
همچنین بر ما لازم است که نقش زنان را از بین نبریم و از زنان نخواهیم که به اداره امور منزل بسنده کنند تا مرد به تنهایی رنج زندگی را بر دوش بکشد.
متأسفانه این فکر با راحت طلبی زنان مانیز هماهنگ و با فرهنگ شایع توجیه گرانه محافل زنانه مناسب در آمده است... و آنان خود را از مسؤولیت امر به معروف و نهی از منکر و انجام واجبات دیگر کنار کشیده اند ... و در خانه نشسته اند و منتظر روزی خود هستند که به طور واسع و گوارا بدانان برسد.
درست است که در گذشته تکالیف خانه بیشتر و بزرگتر از وظایف بیرون خانه بود، ولی زن امروز تمام ابزار آسایش و راحتی را دارد و دستگاههای جدید با سرعت بسیار زیاد و کمترین تلاش ممکن او را در کارهای خانه یاری می کنند، آیا دیگر بهانه ای می ماند؟
نقش زن در کجا مجسّم می شود؟
بنابراین سزاوار است که زن در این حالتها، یک نقش از نقشهایی را که در عملیات اصلاح اجتماعی سود بخش است، ایفا کند. ولی ما متأسفانه به این مسأله اهمیّت نمی دهیم، در حالی که ازمهمترین مسائل پرورشی و اجتماعی است. زن می تواند بسیاری از درسهای تربیت سالم را به فرزندانش بیاموزد، امّا زنی که جز به غیبت، سخن چینی، تهمت زدن و افترا بستن ... اهمیّت نمی دهد، چگونه ممکن است که بتواند فرزندانش را درست کند و چگونه می تواند نسلهای فداکار و قهرمان تحویل جامعه بدهد؟
در این حال زن جز نسلی سهل انگار، سست و تنبل و بی مسؤولیت اجتماعی و فرو غلتیدن در کارهای جزئی بی ارزش است.
این گونه افکار باید از زندگی ما رخت بربندد، تا زندگی جدیدی آغاز کنیم، زندگی مکتبی را که اسلام می خواهد و در وظایف دینی فرقی میان زن و مرد نگذاریم جز در مواردی که خود اسلام بر آن تصریح کرده باشد مانند حجاب، زینت نمایی و مانند اینها.
و اینجا دوباره باید تآکید کنیم که نقش زن در مسؤولیت ها مانند نقش مرد است، زیرا مسؤولیت چنانکه گفتیم با آزادی انسان پیوند دارد و زن نیز آزاد است. پس او در این صورت کاملاً مسؤول است، چنانکه مرد نیز کاملاً در برابر خداوند مسؤول است.

زن مؤمن ، پیروز ، در میدان رقابت طلبی:
علی رغم تسلّط این چهره کریه و سیاه بر جامعه، تعبیر زیبای قرآنی می آید تا بر عظمت و بزرگی زن در صورت مبارزه با شرایط ستمگرانه تأکید کند. چنانکه مادر مریم از این خواسته که دخترش تنها خادم این دین خدا و مسجد او باشد فراتر رفت و خواست که این دختر و نسل او از شیطان و لشکریان شیطان و کارهای باطل آنان به دور باشند و این دختر به درجه بالایی از ایمان و آگاهی و تقوا برسد؛ و این به جان خودم عالی ترین چیزی است که انسان آرزوی رسیدن به آن را دارد، صرف نظر از اینکه مرد و یا زن باشد. نتیجه این سخن آن است که هرکس بر تحقیر و ضعیف شمردن عملی زن پافشاری کند، از حقیقت اراده خداوند بسیار دور است و با این رفتار زشت برای تثبیت یک سنّت و عادت جاهلی که اسلام برای محو کردن آن آمده است تلاش می کند.
دینهای آسمانی با تلاشهای زیادی از سوی زنانی بزرگوار چون مادر موسی و خواهرش، همسر عمران و دخترش مریم، خدیجه کبری و دخترش فاطمه زهرا- درود بر همه آنان- بر پای ایستاده است و اینان ظرفهایی هستند که خداوند آنان را صفا داده تا نور و کلمات او را در برگیرند و این هرگز کار ساده و آسانی نیست.
در انجا نقش مادر برجستگی می یابد چرا که رفتار هر مادر نشانه بینش و آگاهی او است. خداوند سبحان نذر مادر مریم را می پذیرد و به نیکوترین شکل دعایش را برآورده می کند. پس هر مادری که احساس خود را نسبت به فرزندانش نادیده گیرد و به سوی خدا و دین راستین روی بیاورد خداوند نذرش را می پذیرد و دعایش را برآورده می سازد، چرا که در مورد مریم و نذر مادرش می فرماید:
« پس پروردگارش وی[مریم] را با حسن قبول پذیرا شد و او را نیکو بار آورد ...»
این دختر که گرداگرد او را ایمان و آگاهی از نزدیکی به خداوند تبارک و تعالی فرا گرفته، سزاوار آن است که گیاهی پپاک از او سر برآورد.
سپس پروردگار- عزّوجلّ- می فرماید:
« ... و زکریا را سرپرست وی قرار داد ... »
خداوند ازمیان تمام کسانی که آنان را برای کسب شرافت سرپرستی مریم کوچک، آزموده بود، زکریای پیامبر را برگزید. رفتار مریم و درجه ایمان او، زکریا را که مراقب و محافظ او بود، شگفت زده می کرد. بسیار پیش می آمد که زکریا در نزد مریم سفره ای پر از غذا می دید و وقتی از او می پرسید که این غذاها از کجا آمده پاسخ می شنید که اینها از نزد خداوند است، نه چیز دیگر.
« ... هر بار که در محراب بر او وارد می شد، نزد او [نوعی]خوراکی می یافت. [می]گفت: ای مریم! این از کجا برای تو[آمده است؟ او در پاسخ می]گفت: این از جانب خداست، که خدا به هر کس بخواهد، بی شمار روزی می دهد
ویژگی های مادر حقیقی
می خواهیم برخی ویژگی های آرمانی یک مادر را ذکر کنیم. زنی که همچون مادر، شایسته است برای ادای نقش مادری خویش به برخی ویژگیها آراسته باشد تا امیدش در تحقّق این نقش فزونی یابد. از جمله این ویژگیها این است که:
زن باید پاک و پاکدامن باشد چنانکه امام زین العابدین خود را چنین وصف می کند:« من فرزند کسانی هستم که دامانشان پاک و از عیبها به دور بود ... » یا چنانکه بر اساس متنهای زیارتی به امام حسین سلام می کنیم که :« جاهلیّت تو را به ناپاکیهایش نیالوده و از پوششهای چرکین بر تو نپوشانده است »
و این به جهت وجود مادران پاک، برتر و پاکدامن است پیش از بارداری، در روزهای بارداری و پس از ولادت. مادری که قرآن کریم تلاوت می کند، غیر از مادری است که وقت خود را به موسیقی و ساز و آواز می گذراند، کسی که از اخلاق و ایمان سخن می گوید با آنکه توان ترک مجالس غیبت، تهمت، لهو و لعب را ندارد، فرق می کند.
دیگر اینکه بر مادر لازم است برای حفظ بهداشت جنین یا کودکش همّت بورزد، زیرا بسیاری از زشتیهایی که بر بدن کودک پدیدار می شود به خاطر توجّه نکردن به بهداشت و ناآگاهی از این مسأله است. مادری که به بهداشت کودکش توجّه نمی کند، از اینکه این فرزند هفتاد سال- به عنوان مثال- در سستی و بیماری و ناتوانی مزمن به سر خواهد برد و او در جرایمی که این طفل به جهت کمبودهای روحی و روانی حاصل از نقص جسمانی، انجام می دهد، شریک خواهد بود غافل است.
در این میان، شایسته است که مرد نیز بر تربیت فرزندان مراقبت داشته باشد و واجب است که- با آگاهی کامل- وظیفه خود را در این تربیت باز شناسد.
مسأله بسیار مهمتر، که ممکن است در روحیّه کودک تأثیر منفی داشته باشد، پافشاری پدران و مادران در منازعه و یا حتّی حلّ منازعه در برابر کودکان است، غافل از اینکه اینگونه رویدادها در شخصیّت کودکان بذر دوگانگی می کارد، علاوه بر این بیماریهایی چون اطاعت پذیری محض، ترس و تنبلی را در آنان ریشه دار می کند. این در صورتی است که نگوییم امکان دارد کودکان از این رو به آن رو شوند و به پرتگاه جرم و گناه و پستیها بیفتند.
از خداوند متعال می خواهیم که ما را از کسانی قرار دهد که از سنّتهای اولیا و هدایت نیکوکاران سود می برند و بگونه ای قرار دهد که به هدایت آنان هدایت شویم و در دنیا به آنان اقتدا کنیم و در آخرت به شفاعتشان برسیم.

نقش مادر در تربیت:
افسوس که طوفان شبیخون فرهنگی توانسته است روی باورها، ارزشها، آداب و رسوم ما را بپوشاند و هر روز با شیوه ها و ابزارهای جدید در از بین بردن آنها بکوشد. اگر تعداد ایستگاههای تلوزیونی که در سال گذشته ما را پوشش می داد، صد ایستگاه بود، امسال چند برابر شده است و اگر شبکه های اینترنت تا دیروز ساده بودند امروز گسترده و پیچیده هستند.
در آن سوی دیدگاه تغییر جهان به یک دنیای کوچک یا آنچه در میان روشنفکران به سیاست دهکده جهانی آوازه یافته است- زیرا همه موانع را در هم می کوبد- چیزی نهفته نیست مگر به تسلیم کشاندن ملّتها و در هم کوفتن ویژگیهای که یک مادر مستضعف که بدان شناخته می شود و از میان بردن دین و فرهنگ اصیل او. این آموزه عملاً تا حد زیادی توانسته است دریورش و چیرگی و ربودن ارزشهای معنوی و رویکردهای روانی ملّت ما توفیق یابد.
با تمام ناراحتی بایدگفت: اخباری از کشورهای مختلف مسلمان می بینیم و می شنویم که می گوید شبکه های ماهواره ای غرب بینندگان بسیار زیادی در کشورهای اسلامی به خود جذب کرده است، و مردم را در درون خانه هایشان بافیلم های زشت و گمراه کننده از جهت فکری و اخلاقی می فریبد؛ اگر بگوییم که این فیلمها بو برنامه ها کودکان را پیش از بزرگان و جوانان را پیش از پیران هدف قرار داده اند، رازی را بر ملا نکرده ایم. کودکان ما امروز معتاد موسیقی و آوازه شده اند، به جای قرائت قرآن و مطالعه سنّت اهل بیت موسیقی گوش می دهند ... و اکنون که گوشه ای از این واقعیات تلخ را لمس کرده ایم، مسؤولیّت این شکست روحی و اخلاقی بسیار بد بر عده کیست؟
پاسخ این است که همه مسؤولند، ولی نه به یک اندازه؛ حاکمان ملّتهای مسلمان مسؤولند، ملّتها اعمّ از مردان و زنان مسؤولند، پدر و مادر مسؤول فرزندان خویشند، برادر، خواهر و فرزندان نیز به نوبه خود مسؤولند.
لیک از آنجا که چارچوب گفتار ما به پرورش اختصاص دارد، و از وسایل پرورشی فقط خانه، چارچوب خانواده و تأثیری که انتظار می رود تا مادران بر کودکان خود داشته باشد- که باید آن را مهمترین دانست- باقی مانده اند، باز هم من بزرگترین مسؤولیّت را بر دوش مادر می نهم.
اگر مادران پس از بیست سال به کودکان خود بنگرند که همگی به دوران جوانی خویش رسیده اند و همچنان با ریزش ارزشها زندگی را سپری می کنند. پاسخ آنان در برابر دادگاه تاریخ چه خواهد بود؟ بلکه بالاتر از این سزاوار است پرسیده شود که پاسخ آنان در برابر محکمه عدل الهی در روز قیامت چه خواهد بود؟ آنجا که فرزندان، در برابر محکمه عدل الهی در روز قیامت چه خواهد بود؟ آنجا که فرزندان، در برابر مادران خویش می ایستند و آنان را به کوتاهی و تقصیر در تربیت شان متهّم می کنند، زیرا آنان حداقل می توانستند از ورود دستگاههای انحراف و فرهنگ نا استوار به خانه هایشان جلوگیری کنند.
واقعیّتی که به چشم می خورد این است که مادران- عموماً- به فراهم کردن غذا برای کودکان بیشتر اهمیّت می دهند و هر گاه آنان بیمار شوند، خود را به زحمت می اندازند ... در حالی که اگر این امر نیاز به رسیدگی و پافشاری دارد، اهمیّت به روح و عقل کودک به اهتمام و توجّه بیشتری نیاز دارد، زیرا بزرگترین اشتباه این است که ما کودکان را بدون عاطفه و عقل بپنداریم؛ کودک از زمانی که گهواره او را در برمی گیرد اهلیّت دریافت تربیت و فراگیری آموزش را دارد، چنانکه روایتهای مربوط به تربیت و طلب علم از اهل بیت بر این مطلب تآکید دارند، تا آنجا که رسول خدا می فرماید: « ز گهواره تا گور دانش بجوی ». این سخن شریف دعوت آشکار پدران و مادران به این موضوع است که آموزش و پرورش فرزندان را بسیار زودتر آغاز کنند.
تنها راهی که ما برای رویارویی با جریانهای انحرافی داریم، تربیت خانوادگی صحیح است، زیرا مراکز برنامه ریزی و جهت دهی غرب همه فرصتها را از ما گرفته اند، از مدرسه، روزنامه، ایستگاههای صدا و سیما گرفته تا دستگاههای جهت دهی نو مانند رایانه و نرم افزارهای آن... در همه اینها فرصت آموزش صحیح را از ما گرفته اند، و جز پرورش محیطی و خانوادگی راهی برای ما باقی نگذاشته اند و روزی خواهد آمد که همین فرصت را نیز از ما بگیرند همانطور در کشورهای خودشان چنین شده است. این مراکز در تمام امور کوچک و بزرگ زندگی خانوادگی غربی دخالت می کنند تا هر گونه که خود می پسندند آنها را تربیت کنند و تلاش می کنند تا شکاف میان کودک، پدر و مادر را تا آنجا که ممکن است بیشتر کنند.
نشانه های بنیادینی که یک مادر مسلمان باید در امور مربوط به پرورش بدان پایبندی ژرف داشته باشد کدام است؟
اوّل: اینکه باید پیش ار هر چیز سطح فرهنگی خود را بالا ببرد، زیرا تا زمانی که مادر با آموزشها و ارزشهای دینی آشنا نباشد، از آموزش و تربیت فرزندان ناتوان خواهد بود، چون کسی که خود چیزی ندارد نمی توانند آن را به دیگران بدهد. برای این منظور می توان مراکز علمی تخصّصی ایجاد کرد که نقش بزرگی در اجرای این وظیفه دارند و مادرانی که نمی توانند در این مراکز حاضر شوند، می توانند از طریق نوار در منزل با علوم دینی و پرورشی آشنایی پیدا کنند.
دوم: اینکه حضور کودکان همراه پدران و مادران در مجالس دینی و علمی، اثر بزرگی در ساخت شخصیّت کودک و نفوذ سخن خیر در ذهن او دارد، اثر بزرگی در ساخت شخصیّت کودک و نفوذ سخن خیر در ذهن او دارد، تا ذخیره پرباری باشد برای که در آینده بر رفتار و اعتقادات او باز بتابد.
به یاد دارم که جدّ مرحوم آیت الله العظمی سیّد مهدی شیرازی که در زمان خود از مراجع بزرگ دینی بود، برای من نقل کرد که مادرش برای نماز شب برمی خواست و او را کنار سجاده نماز می نشاند، که نماز مادر را ببیند، تا اینکه او با با این منظره مقدّس خو گرفت و تا پایان عمر شریف خود، نماز شب را ادامه داد، تا حدّی که توان ترک آن را نداشت. و این یعنی اینکه شرط پرورش و جهت دهی، این نیست که فقط با گفتار باشد، بلکه رفتار پدر و مادر اثر بزرگی در تثبیت خواستها، باورها و رفتار انسان دارد، این همان خط دوم است که باید پدران و مادران بدان ملتزم باشند.
سوم: پاک کردن فضای منزل و دمیدن روح تقدّس در آن و دور کردن هر چیزی که روان و عاطفه شفاف کودکان را آلوده می کند از آن است. خانه باید به جای آنکه آشیانه شیطانها باشد به جایگاه فرود فرشتگان تبدیل شود.
شایستته ترین و بزرگترین جایگاهی که خانواده باید بر محور آن بچرخد، جلسه های علمی و قرائت قرآن است، نه برنامه های تلوزیون که در بیشتر موارد ضرر هم دارند. و چقدر زیباست که پدران و مادران بخش بزرگی از وقت خود را به تعریف کردن داستان پیامبران، اهل بیت و نیکوکاران برای فرزندان بگذارند، و این عمل باید طبق برنامه ای باشد که در آن قابلیّت و استعداد ذهنی و روحی کودکان سنجیده شده باشد. و چه زیباست که به جای عکسهای هنرپیشه های سینما و بازیگران فوتبال، عکسهای دانشمندان و علمای بزرگوار را در خانه هایمان بگذاریم. اصلاً کودک مسلمان را چه به بازیگر فوتبال که میلیونها (دلار) سود می کنند و به روحی و مادی خود رنج می برد؟ کودکان ما را چه به هنرپیشه (زن) یا مقابل میلیونها تماشاگر برای رسیدن به مال و شهرت هیچ ابایی ندارد؟
چیزی که در این زمینه می توانم بگویم این است که سیّد حسن شهرستانی صاحب کتاب« منتخت الحسنی » در این زمینه تا حدود زیادی به موفقیّت رسید، او خانه خود را به فرشتگان تبدیل کرده بود؛ خانه او چند طبقه بود که پسران و دختران ازدواج کرده اش در آنها می نشستند، در تمام طبقه ها و گوشه خانه ها بلندگو نصب کرده بود، هنگام سحر با قرائت قرآن، کوچک و بزرگ را برای نماز جماعت صبح بیدار می کرد و فرزندانش را به خواندن نمازهای مستحبّی و مداومت در قرائت دعا و زیارت داده بود.
به راستی که رحمت و برکت بر خانه ای پی در پی فرود می آید که پر از روح ایمان، قرآن، مهربانی و عاطفه های پاک باشد، نه بر خانه ای که پر از صداهای فسق و دل مشغولی به کارهای پست دنیوی باشد و خداوند بلند مرتبه راست می گوید، آنجا که می فرماید:
« هر کس از یاد من دل بگرداند، در حقیقت زندگی تنگن[و سختی]خواهد داشت ... »
بیشتر مردم از دلیل اصلی نگرانیهای روحی و خستگی جسمانی خود غافل هستند؛ زیرا از هر یک از آنان که می پرسی چرا به فرزندان خود توجّه نمی کنید؟ پاسخ می دهند که فرصت ندارند، یا خستگی روحی و جسمانی دارند. حقیقت این است که شرح صدر و نفس در انسان مسلمان حاصل نمی شود، مگر با پیوند به قرآن کریم و التزام به آموزشهای دین و ایمان.
چهارم: پرورش فرزندان به گونه ای که دیگران را دوست داشته باشند و به کار خیر برای دیگران تمایل نشان دهند. اگر کودک خود بین باشد ودیگران را دوست نداشته باشد، نمونه ای از سرکشان خواهد بود که در امان تکبّر، کینه و ستم بزرگ شده اند. اخلاق در درون انسان رشد می کند تا اینکه جزء جداناشدنی او می گردد.
من خودم- هر گاه یکی از دوستان موفقیت خود را در اجرای یک طرح نیکوکارانه به من خبر می دهد- تأکید می کنم که باید برای پدران، مادران و کسانی که انجام کارهای خیر را به شما آمختند، دعا کنید؛ زیرا روحیّه فداکاری، بخشش و جهاد، میراثی رساندی، از تو می خواهد؛ کاری انجام بده که ذخیره ای نیکو برای روز رستاخیز تو باشد، تلاش کن تا حب دیگران را در دل کودکانت بکاری، تا هر یک از آنان در جامعه نیکو باشند و برای بنای جامعه بارمند و سالم تلاش کنند. پس به آنان دوست داشتن همشاگردی های خود در مدرسه و دوستی خویشاوندان را بیاموز.
نهادینه کردن دوستی دیگران و سود رساندن به آنان، نخستین گام اساسی در یک استراتژی دراز مدت است، که بین بردن جامعه اسلامی به طور عموم از آن رنج می برد- منجر می شود. اگر مهربانی و لطف و دوستی- چنانکه مطلوب است- در میان مسلمانان بود، آیا این بدبختی ها، شکستها و فجایع انسانی در عراق، افغانستان و ... به وجود می آمد؟ به عنوان مثال آیا گرسنگی، آوارگی و ویرانی شخصیّتها به وجود می آمد؟
در داستانهای پیامبران آمده است که خداوند به پیامبری- شاید یونس باشد- وحی کرد که قوم او را به کسب کفر، در فلان وقت عذاب خواهد کرد. این پیامبر بزرگوار منتظر ماند تا اینکه وقت فرا رسید، و پیامبر عذاب موعود را ندید؛ از پروردگار خود علّت عدم عذاب را خواست.
خداوند وحی کرد که ما برآنان تنگ گرفتیم و باران را منع کردیم و خشکسالی شد و روزی های آنان کم شد، ولی آنان در میان خود به مهربانی، لطف و همکاری پرداختند و چون من- والله – بخشنده ترین بخشندگان هستم و برایم دلیلی پیدا شد که آنان عذاب نکنم، و ویرانش نسازم، به آنان رحمت آوردم.
با رفتار و گفتار به فرزندانت بیاموز که شرط ایثار ودوستی دیگران این نیست که زیاد باشد، بلکه مهم آن است که روحیّه ایثار، انفاق، بخشش و احسان و توجّه به دیگران در انسان نهادینه شود و این سخن شریف از معصوم در همین است: « انفاق کنید، اگر چه نصف خرما باشد ...» بهره برداری از انفاق و ایثار مخصوص ثروندان نیست، بلکه عکس آن درست است، زیرا انسان هر چه ثروتش زیادتر شود، بخل او زیادتر می گردد، مگر آنکه خدا او را نگهدارد.
از زن نیز به عنوان همسر خواسته شده است که در کنار شوهر بایستد و او به ادای تکالیف خود در برابر فرزندان برانگیزد، تا اینکه عوامل پرورش فرزند کامل شود و اگر فرزند متوجّه غفلت پدر شود، در شخصیّت خود احساس نقص نکند.
رسول خدا چه درست فرموده است:« بهشت زیر پای مادران است » و درست گفته است هر که گفته: پس از هر مرد بزرگی، زنی است.

پند گرفتن از داستانهای پیامبران:
قرآن کریم بر شیوه های تربیتی مکتبی و قومی پرتو افشانی می کند و از این موارد است
این سخن خدای متعال که می فرماید:
« [یادکن]زمانی که یوسف به پدرش گفت: ای پدر! من[در خواب]یازده ستاره را با خورشید و ماه دیدم [آنها]برمن سجده می کنند.[یعقوب]گفت: « ای پسرک من! خوابت را برای برادرانت حکایت نکن که برای تو نیرنگی می اندیشم، زیرا شیطان برای آدمی دشمنی آشکار است این چنین پروردگارت تو را برمیگزیند و از تعبیر خوابها به تو می آموزد و نعمتش را بر تو و خاندان یعقوب تمام می کند. همان گونه که قبلاً بر پدران تو ابراهیم و اسحاق تمام کرد در حقیقت پروردگار تو دانای حکیم است
حضرت یوسف (ع) هنوز کودکی خرد بود و تحولات زندگی منتظر او بودند تا از این میان یک پیامبر و رهبر بزرگ شکل گیرد و در آینده برای یکی از بزرگترین تمدّدها حکم رانی کند. پس از آنکه یوسف صدیق رویای خود را برای پدر تعریف کرد که پر از ایمان، عاطفه و منطق بودو نظیر آن بسیار کم است.
او را بر مکر برادران بر حضر داشت به این احتمال که تحت تأثیر شیطان- بزرگترین دشمن انسان- واقع شود. سپس برای او خوابهایش را تفسیر و راه را برای او روشن کردو تأکید کرد که پروردگارش از میان همه مردم او را برگزده و اختیار کرد و به عبارت دیگر یعقوب (ع) پسر نوجوانش را برای آمادگی دریافت و نبوت و حکومت در آن واحد برانگیخت.
سپس یعقوب پیامبر(ع) با فرزندش زمان حال را به گذشته پیوند می دهد که نبوت آزمون بزرگیست که فقط به برخی از فرزندان آدم - که خداوند به آنان نعمت داده- می رسد. چنانکه در این چارچوب روحانی به یک قضیه دیگر نیز اشاره می کنند و آن ادامه سلاسه نبوت در اوست چنانکه از پدرانش ابراهیم و اسحاق آغاز شده بود، به این معنا که یعقوب پیامبر، پسرش یوسف را تشویق می کند به باور کردن این موضوع که او مانند بقیه مردم نیست بلکه او حلقه پیوند دهنده پیامبران بزرگوار است.
یک تجربه قرآنی دیگر نیز وجود دارد که از آن روش پرورش درست را یاد می گیریم آنجا که خداوند بزرگ می فرماید:
« به راستی در[سرگذشت] یوسف و برادرانش برای سؤال کنندگان عبرتهاست
یعنی انسانی که تاریخ را ورق می زند، باید تجربه ها و نشانه هایی که او را به راه راست رهنمون می شوند، برگیرد و این تجربه ها و نشانه ها را در هنگام پرورش و آموزش کودکان به آنان نیز منتقل کند.
پس، نقشه کشی و برنامه ریزی جدید درباره آموزش و پرورش مسأله بسیار مهمی است. در زمانهای بیکاری و روزهای تعطیلی که فرصت دست می دهد برای نهادینه کردن این حقیقت [برنامه ریزی و اجرای آموزش و پرورش] و اجرای فراگیر آن تلاش کرد تا نسل جدید مسلمانان، نسلی باشد که بتواند در عمل ونه فقط در لفظ رسالت اسلام را به دوش بکشد.
پیش از هر چیز، بر پدران و مادران لازم است که خدا را بسیاربخوانند تا آنان را در درک روح حقیقی دین و انتقال آن با شیوه های آگاهانه و درست به فرزندان خویش موفق بدارد، زیرا این وظیفه بسیار مهم و دشوار است. اگر سرپرستان امور بتوانند نسل خود را طبق پایه پرورشی درست، تربیت کنند، سود مادی و معنموی در دنیا و آخرت به آنان خواهد رسید.
پرورش دست ضامن خوشبختی
چراغدانی که نور خدا در آن جلوه می کند و چراغی که این نور را پراکنده می کند و روغنی که این چراغ را روشن می کند، باید در نهایت پاکی و زلالی باشند، چرا که این نور، نور پروردگار جهانیان، آفریدگار آسمانها و زمین است، نور خدایی است که ملکوت همه چیز در دست اوست؛ پروردگار ما، نورش را با این آیه بیان و توصیف می کند:
« خدا نور آسمانها و زمین است. مثلِ نور او چون چراغدانی است که در آن چراغی، وآن چراغ را شیشه ای است. آن شیشه گویی اختری درخشان است که از درخت خجسته زیتونی که نه شرقی است نه غربی، افروخته می شود. نزدیک است که روغنش- هر چند بدان آتش نرسیده باشد- روشنی بخشد. روشنی بر روی روشنی است خدا هر که را بخواهد با نور خویش هدایت می کند، و این مثالها را خدا برای مردم می زند و خدا به هر چیزی داناست
خدا در قرآن آیه دیگری را- که تفسیر ضمنی آیه فوق است- ذکر کرده است:
« در خانه هایی که خدا اجازه داده است که[قدر و منزلت]آنها والا گردد و نامش در آنها یاد شود. در آن[خانه]ها هر بامداد و شامگاه او را نیایش می کنند * مردانی که نه تجارت و نه دادوستدی، آنان را از یاد خدا و برپاداشتن نماز و دادن زکات، به خود مشغول نمی دارد، و از روزی که دلها و دیده ها در آن زیرورو می شود نمی هراسند
و این نور الهی در خانه نبوّت- محمّد و خاندان پاکش- جلوگر می شود، همان خانه ای که خداوند متعال درباره آن می فرماید:
« ... خدا می خواهد آلودگی را فقط از شما خاندان[پیامبر]بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند. »
این خانه در هر دو آیه یکی است و نوری که بدان اشاره کردیم، همان ریسمان الهی است که میان خدا و خلق او کشیده شده، خداوند در جای دیگر می فرماید:
« و همگی به ریسمان خدا چنگ زنید، و پراکنده نشوید ...»
این نور دل هر فردی را روشن نمی کند، بلکه فقط دل کسانی را روشن می کند که خداوند متعال در سوره آل عمران از آنها چنین یاد می کند:
« فرزندانی که بعضی از آنان [نسل] بعضی دیگرند، و خداوند شنوای داناست
خدا در آیه ای دیگر در مورد این افراد می فرماید:
« آیا ندیدی خدا چگونه مثل زده: سخنی پاک که مانند درختی پاک است که ریشه اش استوار و شاخه اش در آسمان است؟»
خداوند بزرگ و بلند مرتبه هیچگاه این واقعیّت را که آینده بشر چه خواهد شد، از روی جبر به مردم حکم نکرده است، چرا که علم الهی بالاتر از این است که در آن جبر و عدم اختیار وجود داشته باشد.
بهتر است در مورد این موضوع کمی بیشتر سخن بگوییم، گاهی سخن از جهان پیش از انتساب، گاهی سخن از عالم ذرّ و گاهی سخن از عالم ولادت و وجود مادی به میان می آید.
پیرامون عالم پیش از انتساب، روایات صحیحی وجود دارند که در آنها آمده است که خداوند متعال روحهای پیامبران و پاکان را مانند سایه هایی آفرید که هفتاد هزار سال در اطراف عرش او راتسبیح می گفتند و به پاکی می ستودند. سپس خداوند متعال این روحها- و بیشتر از همه روح پیامبر (ما) محمّد و امان اهل بیت- با روح پاک و پاکیزه خود از تمام این دریاها و نورها گذرد کرد تا به درجاتی بالاتر رسید و به خدا نزدیکتر شد تا حدّی که خدا می فرماید:
«[فاصله اش]به قدر[طول]دو[انتهای]کمان و یا نزدیکتر شد. »
خداوند بزرگ این نورهای مقدّس را چونان ذرّ در پشت آدم ابوالبشر قرار داد سپس ملائکه را برای احترام به این سلسله مبارک امر کرد تا برای آدم سجده کنند، گفتند: ما فقط خدا را سجده می کنیم و سپاس می گوییم و او را مقدّس می دانیم، ولی پروردگار تأکید کرد که من چیزهایی را می دانم که شما نمی دانید. سپس آن نورها و آن جسمها و آن ذریّه پاک را برای گرفتن عها بیرون آورد، خدا در این باره می فرماید:
« و هنگامی که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذریه آنان را برگرفت و ایشان را بر خودشان گواه ساخت که آیا پروردگار شما نیستم؟ گفتند:«چرا»[گواهی دادیم]...»
نخستین کسی که این ندای شناخت و یگانگی الهی را لبّیک گفت رسول خدا بود. سپس امامان و بعد از آنها پیامبران این ندا را لبّیک گفتند.
پس از آن خداوند بلند مرتبه به پیامبرش می فرمود:
« و[خداوند] حرکت تو را در میان سجده کنندگان[می نگرد].»
از زمان آدم تا عبدالله پدر پیامبر. این آیه اشاره ای به عنایت بسیار الهی به پیامبر اسلام است. علاوه بر این تأکیدی است بر اینکه حقیقت و صورت و آن نطفه ای که [وجود مبارک]رسول خدا از آن تشکیل شده، نمی تواند در پشت افراد غیر موحّد و غیر ساجد در برابر پروردگار جای گیرد، زیرا بسیار شایسته است که مقام نبوّت و امامت مورد عنایت ویژه پروردگار قرار گیرد.
بر همین اساس است که در زیارت امام حسین آن متون نورانی را می خواهیم که گواهی می دهد این امام بزرگوار پاک، پاکیزه و مطهّر است و کشورها بدو پاک می گردند و زمینی که او در آن است پاک می باشد، نجاستهای جاهلیّت در او تأثیر نکرده و لباس زشتی ها را بر او نپوشانده است ...
سبب همه اینها آن است که جایگاه نبوّت و امامت از نظر نورانیّت، روحانیّت، بزرگی، صفا در درجه بسیار بالایی قرار دارد. به همین دلیل می توان گفت عظمتی که پدران پیامبر داشتند، به آنان برای پیامبری اهلیّت می داد. ولی حکمت و تقدیر آسمانی این بود که پیامبران پشت سر هم نباشد، تا اینکه نوبت به پیامبر اسلام محمّد مصطفی رسید و خداوند می داند که رسالتش را در کجا قرار دهد.

قرآن کریم داستان ولادت مریم، این زن پاک، را در نهایت تازگی و بلاغت روحانی و واژگان بیان می کند و چنین می فرماید:
« چون زن عمران گفت: پروردگار! آنچه در شکم خود دارم نذر تو کردم تا آزاد شده[از مشاغل دنیا و پرتشگر تو]باشد، پس از من بپذیر که تو خود شنوای دانایی
علی رغم اینکه طبیعت انسان فرزند را برای خویش و ادامه نسل خویش می خواهد، این زن نمونه آرزوهای شخصی خود را کنار می گذارد، آینده فرزند و جگر گوشه اش را محدود می کند؛ گرانبهاترین چیز خود را برای خداوند سبحان و متعال نذر می کند و هرگز نمی خواهد به خاطر این نذر بر خداوند منّت بگذارد، بلکه او حدود خود را به عنوان یک آفریده و عظمت خدا و فضل او را بر خود می شناسد و در نتیجه چیزی جز پذیرش نذر خود را آرزو نمی کند که این از همه کارهای او بزرگتر است و در نهایت از خداوند می خواهد که فرزند او انسانی نورانی و خدایی باشد و عنایت الهی گرداگرد او را فرا گیرد.
همسر عمران در تمام دوران بارداری گمان می کرد که جنین او پسر است، ولی وقتی مریم را به دنیا آورد، گفت:
« پس چون فرزندش را بزاد، گفت: پروردگارا من دختر زاده ام- خدا به آنچه او زایید داناتر بود- و پسر چون دختر نیست؛ و من نامش را مریم نهادم.... »
برای اثبات بزرگواری و نیک سیرتی مریم همین بس که در قرآن کریم فقط نام او آمده است، نام هیچ زن دیگری در قرآن نیامده است.
مادر مریم دعای بزرگ خود را با بینشی نورانی این چنین به پایان می رساند:
« هنگامی که خداوند این اخلاص و ایمان در دین را از او دید، دعای او را به نیکوترین وجه برآورد:
« پس پروردگارش وی را باحُسن قبول پذیرا شد و او را نیکو بار آورد و زکریا را سرپرست وی قرار داد ... »
زکریا این پیامبر بزرگوار، سرپرست مریم شد. این دختر کوچک تا حدّی به خدا یقین داشت که- به نظر می رسید- ایمان او به پروردگار از زکریا نیز بیشتر باشد؛ شیوه عبادت او به گونه ای بود که زکریا را آگاه ساخت. مریم به قدری در زکریای پیامبر تأثیر گذاشته بود که علی رغم پیری بسیار از خدا طلب فرزند کرد. این ماجرا دراین آیه ذکر شده است:
« آنجا [بود که] زکریا پروردگارش را خواند[و]گفت: پروردگارا! از جانب خود، فرزندی پاک و پسندیده به من عطا کن، که تو شنونده دعایی
در اینجا انتقال افکارمیان نیکوکاران را ملاحظه می کنیم، میان همسر عمران که آنچه در شکم داشت نذر خانه خدا کرد و او را شیطان رانده شده به پروردگارش پناه داد و زکریا که امید او قطع نشد و از پروردگار خویش خواست تا به او فرزندی روزی کند، فرزندی پاک که وارث خوبی برای حمل افکار و بینشهای رسالتهای آسمانی باشد.
از این داستانی که قرآن کریم برای ما نقل می کند، برای ما روشن می شود که پیوند انسان و فرزندانش از چه زمانی آغاز می شود و ادامه می یابد تا زمانی که فرزند در رحم مادر قرار می گیرد و رشد می کند و به جنین تبدیل می گردد، جنینی که نادانان او را تکه ای گوشت می دانند، غافل از اینکه این جنین، یک دستگاه کامل است. انسان معمولاً از این ارتباط و پیوند غافل می ماند و به دلیل این غفلت کوتاهی های زیادی در حق فرزندان خویش روا می دارد.
پیامدهای غفلت پدر و مادر از فرزندان یک دفعه حاصل نمی شود، بلکه امری است که به تدریج درکودکان تأثیر می گذارد. برای مثال: وقتی پدر به بازار می رود در تجارت جز به سود نمی اندیشد، و فراموش می کند که در پشت او فرزندانی قرار دارند و غذای حرامی که او می خورد در اخلاق و روان این فرزندان تأثیر می گذارد؛ بعدها همین پدر از علّت فساد پسران و دخترانش سؤال می کند. در هنگام بارداری نیز پدر غافل است که به همسرش چه خوردنی هایی را بدهد. زنی که شنیدن غیبت، تهمت و موسیقی را عیب نمی داند و آن را به زیان خود و فرزندش نمی بیند، از این موضوع که جنین از اندیشه ها و کارهای مادر تأثیر می پذیرد غافل است. این گونه پدر و مادر با کودک خود چونان عروسکی برخورد می کنند و با او به خود آرامش می دهند.
پیش ار هر چیز، باید تأکید کنم که انتخاب همتای خوب در ازدواج ضرورت دارد، تا در ارتباط و پیوند خانواده به نسبت زیادی هماهنگی بوجود آید تا نسلی درست و درستکار را در پی داشته باشد.

کسی که می خواهد از سقوط و کجروی امّت اسلامی جلوگیری کند، باید زمینه هایی را که به انحراف مردم منجّر می شوند از میان بردارد، زیرا از این طریق می توان جلوی نابودی مسلمانان را گرفت. برای این کار باید پدران و مادران را به پرورش نسلی با اخلاق سالم و اسلامی فراخواند . پرورش نسل به این معنا نیست که ما پندها و نصیحتها را در قالبهای خشک یکی پس از دیگری به گوش کودکان بخوانیم چرا که با این کار آنها را از فرهنگ سالم و سازنده متنفّر می سازیم.
پدران و مادران باید بدانند که مشکلات شخصی آنان به طور مستقیم در روان فرزندان منعکس می شود. پس مطرح کردن مشکلات بیرون خانه و یا مشکلاتی که ربطی به فرزندان ندارد، برای آنها یک تربیت عملی بد محسوب می شود. و معلوم است که طبیعت انسان از عمل بیشتر تأثیر می پذیرد، تا از سخن.
دیگر اینکه ضرورت دارد پدران و مادران در سطح دینی و فرهنگی خود برای فرزندان زمینه ای مناسب فراهم کنند که پاسخگوی خواسته ها و آرزوهای آنان باشد. آنان که پیوسته به دینار و درهم می اندیشند، بدانند که خوشبختی حقیقی در عمل برای سعادت آخرت- از طریق تقدیم فرزندان سالم به جامعه- پنهان و پوشیده است.
در شرایط کنونی ما نیاز بیشتری به انقلاب حقیقی در اداره خانواده و پرورش نسل جدید داریم. ما باید با بسیاری از عادتهای بد و تقلیدهای کورکورانه حاکم بر جامعه مبارزه کنیم. تقلیدهایی که در ذهن و روان ما جا گرفته اند و زاده خطاهای گذشته و فشارهای مادی وارد بر ما می باشند که موجب سقوط جامعه امروزی گشته اند. امروزه- سایه مشکلاتی که امّتهای اسلامی به طور عام و جوانان به وطور خاص با آنها روبرو هستند- ما به در پرتو آموزشهای اسلامی ما به برنامه ریزی دقیق تری نیاز داریم، تا یک راه درست و نیکو برای پرورش فرزندان خود بیابیم تا اینکه آنان نمونه ای از بشریت برتر باشند.

 

بااحترام

تهیه و ترتیب کننده: سید اسدالله( سادات)

روز جزا

بِسۡمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحۡمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ

أَرَءَيۡتَ ٱلَّذِي يُكَذِّبُ بِٱلدِّينِ ١ فَذَٰلِكَ ٱلَّذِي يَدُعُّ ٱلۡيَتِيمَ ٢ وَلَا يَحُضُّ عَلَىٰ طَعَامِ ٱلۡمِسۡكِينِ ٣ فَوَيۡلٞ لِّلۡمُصَلِّينَ ٤ ٱلَّذِينَ هُمۡ عَن صَلَاتِهِمۡ سَاهُونَ ٥ ٱلَّذِينَ هُمۡ يُرَآءُونَ ٦ وَيَمۡنَعُونَ ٱلۡمَاعُونَ ٧

بنام الله کامل الذات و الصفات رحمن رحیم.

آیا آن کسیکه به روز جزاء تکذیب می‌کرد دیدی؟(1) همان است که یتیم را می‌راند و پرخاش می‌کند(2) و بر خوراک بینوا ترغیب نمی‌کند(3) پس وای بر نمازگزاران(4) آنانکه از نماز خویش غافلند(5) همانانکه ریا می‌کنند(6) و از بهرة به دیگران و رفع احتیاج آنان دریغ دارند.(7)

ادامه نوشته

عمل


﴿مَنْ عَمِلَ صَالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّهُ حَيَاةً طَيِّبَةً...﴾. (النحل: 97)
هر كه عمل نيك انجام داد، مرد باشد يا زن در حاليكه مومن و مسلمان است هر آئينه زنده داريمش زندگي پاكيزه ...

﴿وَلا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْؤُولاً﴾. (الإسراء: 36).

يعني: آنچه به آن علم و يقين نداري پيروي نكن، زيرا كه گوش و شنوائي و چشم و بينائي و دل و قلب و شعور، از همه اينها انسان مسئوليت دارد و پرسيده مي شود.

ادامه نوشته

 شرک

﴿أَلا لِلَّهِ الدِّينُ الْخَالِصُ وَالَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِيُقَرِّبُونَا إِلَى اللَّهِ زُلْفَى إِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ فِي مَا هُمْ فِيهِ يَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي مَنْ هُوَ كَاذِبٌ كَفَّارٌ﴾. (سوره زمر، آيه: 3)

يعني: «هان آگاه باش و بدان! تنها طاعت و عبادت خالصانه براي خداست و بس. کسانيکه جز خدا سرپرستان و ياوران ديگري بر مي‌گيرند (و به آنان تقرب و توسل مي‌جويند، مي‌گويند): ما آنان را پرستش نمي‌کنيم مگر بدان خاطر که ما را به خداوند (الله) نزديک گردانند. خداوند روز قيامت ميان ايشان (و مومنان) درباره چيزي که در آن اختلاف دارند داوري خواهد کرد. خداوند دروغگوي کفر پيشه را (به سوي حق) هدايت و رهنمود نمي‌کند (و او را با وجود کذب و کفر به درک و فهم حقيقت نائل نمي‌گرداند)».

و دليل شفاعت (دليل آنکه خواندن و دعاي اولياء و توسل جستن به آنان براي برطرف کردن نيازها و حل مشکلات و نجات از بلايا و برگزيدن آنان به عنوان شفيعاني در نزد خداوند، شرک است)

ادامه نوشته

سادات افغانستان

سادات

کينډۍ:صاف سادات په افغانستان کې دبېلا بېلو قو مونو تر مينځ د عربانو له پښته پاتې يوه ډله ده. د دغو آر له حضرت محمد (ص) د لور بي بي فاطمې الظهرا او زوم علي (رض) له پښته ګڼل کېږي . دغه سيدان د افغانستان په بېلا بېلو سيمو کې په بېلا بېلو نومونو ياديږي ٠ دبېلګې په تو ګه : دافغا نستان په ختيځو ولا يتونو ننګرهار، کونړ او لغمان کې دپاچايانو او يا پاچا صاحبانو او د سيدانو يا ساداتو په نا مه ياد شوي ٠ په ځينو ځا يو نو کې ورته اغا صاحب او د افغا نستان دخوست په ولايت کې ورته سيدګي وايي ٠ په پښتونخواه کې يې باچايان يا بادشاه صاحب بولي٠

په ټولیز ډول دافغانستان په هره سېمه او په تېره بيا د پښتنو په سيمو کې دغه سيدانو ته خلک ډېر درناوی کوي، ځکه چې د اسلام دستر پيغمبر محمد (ص) دلور بي بي فا طمې (رض) اد حضرت علي کرم الله وجهه او لاده ېې ګڼي٠ پښتانه دوی پيران او حضرتان بولي ٠

افغانستان کې سادات او دوديزه ګروهې

د افغانستان او سیمې په هېوادونو کې ځينې دوديزه شګونونه يا ګروهې شته چې له مخې ېې د ځان د ډاډ لپاره د پیر ، حضرت او ځينې ملنګانو څخه د مرستې په توګه تاويز او دعاګانې ترلاسه کوي څو د هغوی مراد ترسره شي . همدا رازکه څوک ناروغه شي نو ددم دعا او تعو يذونو لپاره سيدانو ته ورځي او هغه پښتانه چې دکوم سيد تر تعويذونولاندې وي نو دکند هار په اصطلاح هغوی ته دروږيان وايي او ددوی نه څا ښتونه او خوردې هم اخلي٠ په پښتني سېمو کې د دغو سيدانو يا پا چايانو سره پښتنو خپلوۍ او خيښۍ کړي دي او دوی دپښتنو سره داسې نږدې ا ړيکي لري او داسې سره اخښل شوي دي چې ګواکې هيڅ پښتون هم دوی له ځانه جلا نه ګڼي ٠ ددغو سيدانو نه پښتانه تل دخپل منځي شخړو او لا نجو په اوارولو کې مرسته غواړي او هره فيصله چې دوی وکړي نو دواړو غاړو ته دمنلو وړوي٠

تاريخ حيات افغاني چې له نن نه ١٤٥ کلو نه وړاندې ليکل شوی د سيدا نو په اړ وند داسې ليکي :

"د بني ها شمي قر يشو نه دحضرت امام حسن (رض) او حضرت امام حسين (رض) او لادې ته چې د پيغمبر (ص) لمسيان ول سيدان ويل کيږي٠ د افغا نستان هيڅ يو لوی کلی نشته چې يو يادوه کوره سادات دې پکې نه وي٠ په افغانستان کې سيدانو ته د خپل معمول نوم نه پر ته خواجه، سيد، ميا، اغا، پاچا، صاحب، صاحبزاده او مير هم وايي او ورته زيات درناوی کوي"

په افغانستان کې د ساداتو په نوم سياسي او ټولنيزه ګټه پورته کول

دا چې افغانستان يو لرې پروت تړلی ، دوديزه هېواد پاتې شوی ټولنه ېې هم د سيمې له حال احواله ناخبره او بې پرې پاتې شوې . دتاريخ په اوږدو کې ېې د سيمو زبرځواکونو يرغلونه پې کړي او د ټولنې چوکاټ ېې څو ځایه ادل بدل کړی خو خلکو باندې ېې زور ندی رسېدلی او بيا بېرته پښېمانه په شا تمبول شوي . د همدې تمبولو په لړ کې ځينو سيمه ييزو سياستوالو د افغانانو د سپېڅلې ارادې راز د هغوی په مذهبي کلکو ګروهو کې موندلی چې په لړ کې ېې ورته د هغو ګروهو په چوکاټ کې د پیر او حضرت تر نوم لاندې روحاني اشخاص ورلېږلي او هغوی باندې ېې د مذهبي ګروهې له خوا منلي او هغو سيمه ييزو هېوادنو خپل استخباراتي سياستونه په افغانستان کې چلولي دي . د همدې په لړ کې له پخوا څخه په افغانستان کې د پیر ، موريد ، حضرت صاحب ، پاچا صيب ، آغا صيب ، او نورو ګروهي ستاينومونو شهرت روان و . دغو اشخاصو د نيکونو د نوم څخه په استفادې د اسلام له دین څخه ناخبرو خلکو باندې د ولامقام کسانو طبقاتي ولکه جوړه کړې چې د خلکو په لوړ کتار کې شمېرل شوي او د ټولنې په هر اړخ کې ېې د وړ او ناوړه مسلکې پوهې په درلودو ېې بيا هم لوړ ځايناستو څخه ګټه پورته کړې چې د افغانستان په څو سياسي پيرونو کې په لوړو مقامونو د دوی اغېز روان و .

په ساداتو د ديني علماؤ لخوا نيوکې

افغانستان کې د پښتنو سيدانو د استوګنې سيمې

  1. د کونړ ولايت دپشد دسيمې سيدان: دغه سيدان ډېر مشهور او خلک ورته ډېر درناوی لري
  2. د ننګر هار ولايت د روداتو دو لسوالۍ دمزينې دسيمې پاچايان
  3. د ننګر هار ولايت دسره رود دولسوالۍ دسيدانوکلی
  4. د ننګر هار ولايت دخوږيا ڼيو دسيمې پا چايان
  5. د لغمان ولايت دعزيزخان کڅ او دتير ګړيو دکلي پاچايان
  6. د کاپيسا ولايت د تګاب دولسوالۍ سيدان چې دتګاب مياګل جان اغا هم دهمدې سيدانو نه و
  7. د پکتيا دولايت سيدان چې په ګرديز او زرمت کې اوسي٠ دستر سيد شيخ شاه محمد روحاني مزار هم په زرمت کې دی چې ډېر ارادتمندان لري
  8. د خوست ولايت سيدان چې دوی ورته په خپله لهجه کې سيد ګي وايي او د خوست په ډبکي کې استو ګنه لري
  9. د پکتيکا ولايت دارګون دبر مل دسيمې سيدان
  10. دميدان او وردګو ولايت سيدان
  11. دکابل ولايت دده سبزولسوالۍ دپايمنار پاچايان چې دپايمنارد پا چا صاحب زيارت هم هلته دی٠ همداراز دکابل په لويدېز کې دکلای قا ضي په سېمه کې دشاه اغا زيارت هم ډېر مشهور دی چې ډېر شمېر خلک يې زيارت ته ورځي
  12. دلوګر ولايت دمحمد اغې، څرخ او کلنګار دسيمې سيدان
  13. دبغلان ولايت سيدان
  14. دکندز ولايت سيدان
  15. دبلخ ولايت سيدان
  16. دپروان ولايت دهوفيان شريف سيدان چې سيد جان اغا پکې مشهور شخصيت تېر شوی دی
  17. دغزني ولايت سيدان.چې زياتره يې په واغز کې استو ګنه لري
  18. دزابل ولايت سيدان
  19. دارزګان ولايت سيدان
  20. د هېلمند ولايت سېدان: دهيلمند ولايت دګرمسير سيدان چې دخاص روحاني فیض نه برخمن دي او په نو موړې سېمه کې عام پښتانه ورته ډیر دقدر په سترګه ګوري٠ ددې ترڅنګ بېا دسیاه بند سیدان چې اکثر خلک يې تور حلقي سیدان هم بولي د ولسي محبوبیت نه برخمن دي اولویه پیرخانه لري ٠
  21. دفراه ولايت سيدان
  22. دهرات ولايت سيدان: چې په اصل کې دکونړ دپشد نه تللي دي اود دوی نېکه مرواريد اغا هلته ښخ دی او زيارت ته يې ډېر شمېر خلک ورځي٠ ددوی دکورنۍ نه يو مهم تن توراغا نو ميده٠ همداراز دهرات ولايت دکرخ دولسوالۍ سيدان او دهرات ولايت دانجيل ولسوالۍ دنوين دکلي سيدان هم مشهور دي
  23. دبادغيس ولايت سيدان٠
  24. د کندهار ولايت سېدان: د دې سيمې سېدان تذکره لاندې په بله برخه کښې ورکړ شوې ده.

لنډه داچې د افغانستان په هر ولايت، ولسوالۍ او سيمو کې سيدان شته دي٠

کندهار کې سيدان او د سیدانو نوموتې کورنۍ

دکندهار په ولايت کې د پښين سيدان ډير مشهور دي ٠ په کند هار کې سیدان د ارغنداب، پنجوائې، شاه ولیکوټ، میوند، ډنډ، معروف، ارغستان او ښوراوک په ولسواليو او دکند هار د ښار په مرکز کې میشته دي چي په ارغنداب کي يې ځانګړې سيمې د سیدانو کلا چه، صوف، ده ماسوس او د ارغنداب د سیدانو لنګر دی ددې ترڅنګ په کندهار ښار کې د سیدانو په نوم کوڅې هم لري٠ که څه هم دکندهار د ده ماسوس سیدان ،خلک له اره صاحبزاده خېل بولي خو اوس په سیدانوسره ياديږي.

  1. په کندهار کې د نومیالي غازي شاه اشرف اغا کورنۍ: سیدشاه اشرف اغا دافغانستان دخپلواکۍ هغه نومیالی دی چې کله غازي امان الله خان دسقاوي اړودوړ په ترڅ کې کندهار ته راغی نودغه نومیالي اوباتدبیره پښتون سید يې ملا وروتړله او دشاه امان الله بیرغ يې پورته کړ او ترغزني پوري د ټولو سیمو په نيولو کې يې دشاه امان الله خان مر سته وکړه.
  2. د کندهار دپنجوائې دسیدمحمد اغا کورنۍ چې په پنجوائې او شاوخوا سیمو کې يوه نو ميالۍ کورنۍ ده اوددغې کورنۍ زياتره غړي اوس هم په کندهار او پنجوايي کې میشته دي ٠
  3. د شاه ولیکوټ د ژوندي شا ه اغا کورنۍ چې په کندهار اوشا او خوا سيموکې خاص ارادتمندان لري ٠
  4. دکندهار دمشهور جهادي شخصیت ارواښاد حمیداغا کورنۍ ٠
  5. په کندهار کې دیعقوب جان اغا کورنۍ چې دکندهار د سپيڅلې خرقې ته ځیرمه مېشته ده او هغه کوڅه چې د کندهار میوندعمومي واټ او د سپيڅلې خرقې د شمالي دروازه سره نښلوي دیعقوب جان اغا په نامه یادیږي ٠
  6. دکندهار دسیدعظیم اغا کورنۍ چې دښار په څلورمه ناحیه کې يې اوس هم یوه غټه کلاچه شته چې اوس دنیک محمداغا په کلاچې سره يا ديږي٠ ددغه سیدعظیم اغا یو ځوی سید محمد نسیم اغا د دجنوبي زون تنظيمه رئیس و ٠
  7. دکندهار داوسني قومي مخورسپين ږیري سید عبدالظاهراغا کورنۍ چې په ډيرو جرګو کې يې دکند هار دخلکو استازیتوب کړی دی ددې کورنۍ زیات شمیر کسان اوس په جنوبي پښتونخوا کوئيټه کې میشته دي .
  8. دکندهار دارغنداب دحسام الدین جان اغا علمي او سیاسي کورنۍ چې په سیمه کې دپوره شهرت نه برخمنه ده٠ ددغه حسام الدین جان اغا زوم محمد سرورخان دکند هار نا ئب الحکو مه و٠
  9. دکندهار د مشهور روحاني شخصيت سیدعبدالرحمن شاه اغا کورنۍ چې په کندهار کې دخاص درناوي نه برخمنه ده ٠ ویل کیږي چې د سیدعبدالرحمان شا اغا غورنیکه سیدادم اغاد پښین د عمرزي سیدانو نه و چې وروسته دملي قائد اعليحضرت احمدشاه بابا په وخت کي په کندهار کې میشت شوی و او دهغه زوی سیدغلام جان اغا دکندهار یو دلویو قومي مشرانو څخه و او دهغه زوی سیدعبدالروف اغا د کندهار دسیدانو مشر او خان پاتې شوي و . دسیدعبدالروف اغا زوی سید عبدالرحمن شاه اغا چې دکندهارد لو يوروحاني شخصیتونو نه واونوموړی لومړی کس و چې په کندهار کي يې یو عام میلمستون ، ګلبڼ، دحیوانانو یو ژوبڼ ااو په لومړي ځل یو شخصي میوزیم جوړ کړی و٠ ویل کیږي چې نوموړی ډیر سخي سړی و او دقادریه طريقې پیرو هم و٠ دکندهارمشهور روحاني شخصیت پیرمرچ اغا دده د ارادتمندانونه و اواعليحضرت محمدظاهرشاه دهغه ژوبڼ او میلمستون ته دسیل لپاره راته . دده کوټۍ اوس هم دسید عبدالرحمن شاه اغا په نامه د کندهار په نوي ښار کې موجوده ده او دې ته ورته یوه لویه کوټۍ يې دکندهار په دهیمراسي کې هم شته ٠ددوی اصلي ځای په کندهار کې د بامیزو کوڅه د ه چې دبابیانو دکلاپه استقامت يې یو لوی احمدشاهي سرای اوس هم هلته دده په نامه شته٠
  10. ده خواجه دسیدقدوس اغا علم پالونکې کورنۍ چي دکندهار دکاروان او منار کوڅو په مينځ کې میشته ده .
  11. د ارغنداب دلنګر دسیدانو کورنۍ چې په سیمه کې د سیدانو یو دلوی نفوذ لرونکي کورنیو نه ده ، دلنګر سیدان چې عام کندهاریان ورته ځانګړی درناوی لري د کندهار په ارغنداب ، میوند او کندهار ښار کې میشته دي .
  12. د کندهار دمشهور تاجر سیدحبیب الله جان اغا کورنی چي دکندهار په ډنډ او نوي ښارکې میشته ده ٠
  13. د زلخان د سیدانو کورنۍ چېدروسانو په وړاندې ملي پاڅون کې يې هم دپام وړ وڼده درلوده ددغې کورنۍیو غړۍ سیدفضل الدین اغا دیوې جهادي جبهې مشر پاتې شوی و ٠
  14. د تابین د غازي سیدحیدر اغا کورنۍ چې دکندهار د ارغنداب په سېمه کې میشته ده، سیدحیدراغا دمیوند په غزا کې دغازي ایوب خان ترڅنګ دانګرېز سره په پوره مېړانه وجنګید او په هماغه ورځ په شهادت ورسید٠نوموړی دسیدانو دحیدرزو قبیلې ته منسوب و او دهغه زوی سیدعبدالغفار اغا دتابین د مشرانونه و ٠دسیدعبدالغفار اغازوی ډګروال سیدنجم الدین اغا دسردار داود خان شهيد له نژدې پوځي ملګرونه و او دجمهوري نظام په راو ستلو کې يې دسردار دوادخان سره پوره ملتیا درلوده ٠ نوموړی لومړنی تن و چې په ارغنداب کې يې به خپلو هڅو سره دسيند پرغاړه د شاه اشرف ښونځۍ په عصري ډول جوړ کړ ، دسیدنجم الدین اغا زوی سیدخالد هادي حیدري دپښتوژبي لیکوال او شاعر دی چې دبېنوا انټرنیټ پاڼې بنسټ يې ایښی او دغه پانه چلوي ٠
  15. د دیلاوور دسیدسرور اغا کورنۍ: دغه کورنۍ دروسانو په وړاندي په ملي پاڅون کي ډیري قربانۍ ورکړي دي او دسیدسروراغا زوی شهید امین الله اغا مشهور په لالاملنګ دکندهارله مشهورو غازیانو نه وچې په یوازي ډول به يې د روسانو پوره محاصره ماتوله ٠ دکندهارچریکان نومي تاریخي اثر کې ددغه غازي ډیرې زیاتې کارنامې راغلي دي او په١٩٨٢ زېږدېز کال کې دکندهار په میانجوی سیمه کې د روسانو لخوا په مخامخ جګړه کې په شهادت ورسید او دمیانجوی په جومات کې ښخ دی٠ دلالا ملنګ یو ورور سید طیب اغانوميږي٠
  16. دکندهار د فقیر روحاني شخصیت پیرمرچ اغا کورنۍ چې په هېلمند او کندهار کې میشته ده .
  17. د معروف دسیدانو کورنۍ: دغه کورنۍ دکندهار په معروف ولسوالۍ کې میشته ده چې په سېمه کې اڅکزي او علي زي خاص درناوی ورته لري ٠
  18. د بازګل اغا او سیدګل اغاکورنۍ : چې دکندهار دسیدانو یوه مشهوره کورنۍ ده او دا څلویښت کاله کيږي چې په سعودي عربستان کي میشته ده او په مدینه منوره کې استوګن دي ٠ویل کیږي چې دغه کورنۍ دافغاني حاجیانو سره هرکال معنوي مرستي هم کوي ٠
  19. د سپين کوڅي صاحبزاده کورنۍ چې زيارت يې دکند هار ښار په دوهمه ناحيه کې دی او خلک ورته ډېر درناوی لري٠
  20. د تور اغا کورنۍ چي زيارت ئې دسپيڅلې خرقې سره نږدې دی او ډېر شمېر دروږيان لري٠
  21. د کندهار په دهله کې دسيد محسن اغا کورنۍ چې اوس په معصوم اغا سره شهرت لري٠ ويل کيږي چې ددغو سيدانو کورنۍ خپلې ډېرې ځمکې ددهلې دبند جوړولو ته ډالۍ کړې وې او دا هم مشهوره ده چې سيد محسن اغا ته اعيحضرت غازي امان الله خان ډېر درناوی درلود او هغه به يې خپل پېر او مرشد باله٠ په هرو دريوميا شتو کې به يې يو ځل کابل ته ورغوښت او دده دروحاني فيو ضا تو نه به يې ګټه او چتوله٠ دسيد محسن اغا نيکونه سيد ابدال اغا او سيدال اغا نو ميدل چې لوی احمد شاه بابا هغوی ته ډېر درناوی درلود او کله يې چې دکند هار دښار چې په هغه وخت کې داحمد شاهي ښار په نامه يادېده دجوړېدواراده او تکل وکړ نوابدال اغا اوسيدال اغا يې چې دواړه وروڼه وو راوغو ښتل او ددوی په متبر کولاسونو يې ددغه ښار دبنسټ ډبره کېښو دله ، ددوی کورنۍ اوس هم دښار په بامیزو کوڅه کي میشته ده٠
  22. دسيد حسين اغا کو رنۍ چې دکند هار په ديمراسۍ کې ئې غټه کلا او س هم دسيد قا سم جان اغا په نامه سره يا ديږي٠
  23. د ده ماسوس دغني جان اغا کورنۍ٠
  24. د ذاکر شريف دجهادي شخصیت سیدمحمدجان اغا کورنۍ٠
  25. دګلجه اباداوسبزکار دسيدانو کورنۍ٠
  26. دمېر بازار سيدان چې دکند هار خلک ورته ډېر درناوی لري او خپله پير خا نه يې بولي٠

کندهار سیدانو مشهور شخصیتونه

  1. غازي شاه اشرف اغا چې په دويم ځل يې په کندهار کې دغازي امان الله خان بیرغ پورته کړه او ترغزني پورې يې ټولي سيمې بیرته دغازي امان الله خان تر ولکې لاندې راوستلې ٠
  2. غازي سیدحیدراغا چې دمیوند په تاریخي غزا کې دافغان غازیانوسره یوځای په شهادت ورسید.
  3. غازي شهید سیدامین الله اغا چې په لالا ملنګ مشهور و او په کندهاریانو کې د دجهاددیو وتلي اتل په نوم شهرت لري ٠
  4. سیدمحمدنسیم اغا چې د تنظیمه رئيس و ٠
  5. موسی کلیم اغا چې دمشهورو جهادي شخصیتونو نه و اودکوټې په سریاب کې ښخ دی .
  6. روحاني شخصیت پیر مرچ اغا چې اوس هم ژوندي دی او په جنوبي افغانستان کې د خلکو دځانګړي درناوي نه برخمن دی٠
  7. روحاني شخصیت شهیدسیدعبدالرحمن شا ه اغا چې په کندهار کې يې ژوبڼ او میوزیم درلود ٠او هم هلته ښخ دی .
  8. دکندهار وتلی ولسي شاعر سیدعبدالخالق اغا
  9. ډګروال سیدنجم الدین اغا چې د سردار داودخان د نږدې ملګرو څخه و او دهغه سره دجمهوري رژيم په رامينځ ته کولو کې يې مهمه ونډه درلوده ٠ نوموړي د جهاد په دوره کې د کندهاردمجاهدینو په پوځي روزنه کې وڼده درلوده.

پښتونخوا د سيمې سيدان

  1. دسوات دبو نير دسيمې سيدان چې سيد علي تېر مذي چې په پير بابا سره شهرت لري هورې ښخ دی اوټول پښتانه ورته زيات ارادت او درناوی لري٠
  2. دباجوړ دسيمې سيدان
  3. دچترال دسيمې سيدان
  4. ددير دسيمې سيدان
  5. دخيبر ايجنسۍ سيدان
  6. دکورمې ايجنسۍ سيدان چې پښتانه او شيعه مذهبه دي او داحمدزيو، دکړمان دسيدانو، د تېراه د سيدانو او دماوړه دسيدانو په نامه شهرت لري٠
  7. د اورکزيو ايجنسۍ سيدان
  8. ددېره غازي خان سيدان
  9. دپېښور دسيمې سيدان
  10. دبنګښو دسيمې سيدان
  11. د لکي مروت سيمې سيدان: چه د شېخ شاه روحاني اولاد ګڼل کېږي و د ابا خېل، مټوري، و ميچن خېل کلو کښې استوګن لري. د دې نه علاوه د تاجي زو سېدان هم په علاقه کښې قدر لري. نامتو ليکوال و تاريخپوه ډاکټر سېد چراغ حسېن چه کوم نه ګڼ شمېر کتابونه لکه دود چراغ، تذکره پير سباک، انوار چراغ، و د قيصو کتاب ناليدلې بلا منصوب دي، هم دې سيمې نه دې.
  12. دشمالي وزيرستان سيدان12 : د شمالي وزيرستان سيدانو ته په سېمه اېزه اصطلاح سيدګي وايي چې دوی ددغې سيمې په ځوی،دويګر،ډنډ،ورغړ،رباط اوشوال کې استو ګنه لري او نن دپښتنوديوې قبيلې په تو ګه مو جوددي٠ سيدګي په پيل کې په دوو بر خو ويشل شوي دي چې ملکا خېل او ذکر خېل نو ميږي اود قبيلوي اتحاد له مخې ملکا خېل دابر اهيم خېلو وزيرو سره متحد او يو مو ټی دي ٠ دسيد ګي د قبيلې دخيلو نو او داستو ګنې دسيمو نو مونه په لاندې ډول دي :
  • ذکرخېل، شداد خېل، ابا خېل، شومېر خېل، مولي خېل او مصري خېل چې په ډنډ او رباط کې استو ګنه لري
  • شودي خېل، لاده خېل، جبر خېل، ټول بيګ خېل،کبډي خېل، اتک خېل، رومي خېل، مدک خېل، سرورخېل، زوبر خېل، نظر بيګ خېل او اخوند خېل چې په دويګر او ځوی کې استو ګنه لري
  • مياګل خېل چې په دويګر، ورغړ،ډنډ او شوال کې اوسيږي
  • کاکا خېل، سره ګنډه، تره کي ګنډه، غوټي ګنډه چې په ډنډ کې او سيږي
  • ملکا خېل، بودر خېل، مسيري خېل، ايبار خون خېل، ګري خېل، خدري، ګرړخېل، ميسون خېل او خړه شوپه چې زيات شمېر يې په ځوی او لږ شمېر يې په دويګر کې استو ګنه لري
  • همداراز حکيم خېل په ډنډ او رباط کې استو ګنه لري
  1. سهېلي پښتونخوا سيدان: د سهيلي پښتونخوا سيدان په پشين، ژوب، چمن، لورلايي، او کوئيټه کې استو ګنه لري چې مشهور ښا خونه يې ښاديزي، عمرزي، حيدرزي او ابراهيمزي دي٠
  • د کوئېټي په سیدانو کې د سیدعبدالنافع اغا کورنۍ چي شادیزي سیدان دي دیادولووړ دي چي زیات شمیر مریدان ئې په کوئيټه، پښین چمن او نورو سیمو کې شته.
  • په پښين کې دسيدانو يوه بله مشهوره کورنۍ هم شته چې مشر يې دسرانانو علي اغا دی چې يو ستر عالم ،مدرس او دکويټې،پښين او کراچۍ په پښتنو او غير پښتنو کې ډېر شمېر مريدان اوارادتمندان لري٠

بايد زياته کړو چې سيدانو د هند په نيمې وچې باندې د١٤١٤ ميلادي کال نه تر ١٤٥١ ميلادي کاله پورې واکمني کړې ده چې د دوی واکمني د سيدانو د واکمنۍ په نا مه سر ه يا ديږي چې دځينو مشهورو واکمنانو نو نو مو نه يې په لا ندې ډول دي :

خضرخان، سلطان مبارک شاه، سلطان محمد شاه اوسلطان علاؤالدين.

افغا نستان او پښتونخوا کې د سيدانو مشهور شخصيتونه

افغانستان و پښتونخوا کښې د سېدانو مشهور شخصيتونه په دې ډول دي

  1. د ختيز نابغه علامه سيد جمال الدين افغاني
  2. دپښتو ژبې ليکوال، شاعر او فيلسوف ارواښاد استاد ښاغلی ګل پاچا الفت.
  3. د اعليحضرت محمد ظا هر شاه دواکمنۍ په وخت کې دعدليې وزيرار واښاد ښاغلی سيد شمس الدين مجروح
  4. دکابل پوهنتون استاد ارواښاد شهيدسيد بهاؤ الدين مجروح٠
  5. دقبايلو دوزارت پخوانی معين ښا غلی سيد مسعود پو هنيار
  6. دکونړونو پخوانی والي ښاغلی سيد فضل اکبر
  7. دکونړ او سنی والي ښاغلی سيد فضل الله واحدي
  8. سياسي شخصيت او ليکوال شهيد ښاغلی سيد يو سف ميړني
  9. په ولسي جر ګه کې دخوږيا ڼيو پخوانی استازی ښاغلی فاروق ميړنی
  10. دپښتو ژبې ليکوال ښاغلی سيد حسين پاچا
  11. دپښتو ژبې شاعره، ليکواله او ويندويه اغلې مير من مستوره شال
  12. دپښتو ژبې ليکواله او ويندويه اغلې مير من پروين علي
  13. ستر روحاني شخصيت سيد علي تر مذي مشهور په پير بابا
  14. د افغانستان دملي محاذ مشر ښا غلی پير سيد احمد ګيلاني
  15. د افغانستان د سيمه ييزو مطالعاتو (وفاWafa) د مرکز پخوانی ریس عبدالرسول امین
  16. ښاغلی سيد اسحق ګيلاني
  17. ښاغلې مېرمن فا طمه ګيلاني
  18. د ننګرهار دليسې پخوانی مدير ښاغلی سيد مقصود سعيدي
  19. د ننګرهار دسره رود قومي مخور ارواښاد معشوق جان اغا
  20. ښاغلې دکتور کبرا مظهري مايار
  21. دپښتو ژبې مشهور شاعر ښاغلی سيدمحمدطا هر بينا
  22. دپښتو ژبې شاعر او ليکوال ښاغلی سيد نورالله ځل
  23. د افغانستان د ستر محکمې دارالافتاء پخوانی ریس او د پکتیا د جیدو علماو مشهور عالم مولوی سید محسن آغا
  24. د افغانستان تحلیلگرانو شبکې پخوانی رئیس او څړونکی سیداسدالله سادات

نقش و وظایف والدین در تربیت اطفال و نوجوانان

نقش و وظایف والدین در تربیت اطفال و نوجوانان

قسمیکه معلوم و هویدآست. این یک واقعیت طبیعی و عینی در جامعه انسانی ایکه ما در ان زندگی و حیات بسر میبریم بوجود امدن اطفال یک امر حتمی وضروری در حیات بشر در کره زمین بوده. که انسانها نسل به نسل از یکدیگر یعنی از مرد و زن بوجود امده و میاید.

کشور ما افغانستان عزیز در طول چندین دهه درگیر جنگ های قدرت طلبانه و تحمیلی از طرف کشور های ارتجاعی همسایه و منطقه بوده که مردم کشور ما را نمیگزارند. که زندگی ارام را در فضای ازاد و دموکراسی در کشورابائئ خویش دنبال نمایم.

در اثر همین جنگ ها یکتعداد هموطنان شریف ما از مجبوریت روزگارو زنده ماندن حیات خود و فامیل شان بخاطر تربیه و اینده فرزندان خود چقدرزحمات را در زندگی متحمیل گردیده اند .

که یکتعداد از هموطنان ما بلاخره خود را از جنگ و بدبختی از مرزهای دور و نزدیک با شیوه های خاص و پر از درد و رنج و خاطره های مرگ و زندگی که فراموش ناشدنی بوده نجات داده اند.

تا فرزندان شان در فضای صلح و ارامش حیات بسر ببرنند.که فعلا در کشور های اغیار و بیگانه در تبعید و بی وطنی در حالت اواره گی و ان هم به صفت یک پناهنده بی وطن در خارج از کشور زندگی مینمایند.

در طول چندین دهه جنگ در کشور ما هیچ فامیلی وجود نخواهد داشت که از گزند این حوادث جان سالم بدر برده باشد.بهر حال یکتعداد از اطفال و نو جوانان ما که از افغانستان دور گردیده اند. از فرهنگ و کلتور افغانی قسمیکه لازم است دور میمانند

بنآ والیدین بخاطر تربیه اطفال مسولیت اساسی و انسانی خود را در قبال ان دارند. تا اطفال شان طور صحتمند سالم تربیه و بلاخره بزرگ شده و بخاطر بقای حیات شان از مزایائئ زندگی مستفید گردند. که این ارمان والای انسانی را همه والیدین دارا بوده و ارزومندی شان همین میباشد.

اطفال بخاطر امرار حیات باید ازتربیه سالم بر خور دار باشند والیدین اطفال همیشه ارزو دارد. که اطفال شان در اینده با ادب با اخلاق و چیز فهم و بلاخره در اینده صاحب تحصیلات عالی و صاحب حرفه ئئ و کمال وازثمره علم ودانش شان بنفع جامعه استفاده مثمر بعمل اید و خود ش نیز در اینده دارائ یک زندگی ارام و مرفع بوده باشند.

به هر اندازه ایکه اولاد انسان در زندگی تحصیل و دارای کسب و حرفه ئئ برای خود گردد. به همان اندازه والیدین احساس خوشی وارامش نموده و ثمره کار انسانی فرزندان خویش را به دیده قدر دانسته مایه افتخار ابدی برای والیدین میگردد.

برای ما والیدین ایکه در خارج از کشور قرار داریم. لازم وضروری است. که در این رابط به اطفال خود درین راستآ به فرهنگ خود توجه عمیق مبذول داشته کار تربیتی را دوامدار ادامه بدهیم. ما اصلا دو نوع اطفال داریم .

الف :-اطفالیکه در( سنین پایین تر از افغانستان مهاجر شده واطفالیکه انها در خارج تولد گردیده اند)

ب :-- اطفال ونو جوانانیکه درسنین کمی بالاتراز افغانستان خارج گردیده اند. مسایل کلتور و فرهنگ افغانی تا حدودی بیاد شان باقیمانده. و بعضی اوقات از بعضی مسایل یاد اوری نموده فراموش شان نمیگردد.

الف.- اطفال خورد سال بزودی تغیر مفکوره نموده ازینکه از دوره کودکستان الی دوره مکتب با شاگردان و معلمین اجتماع و محیط ایکه در ان زندگی میکنند ودر تماس بوده با فرهنگ خارجی یا بیگانه عادت مینمایند.

در جامعه بیگانه و اروپائئ و یا غربی جذب جامعه شده با فرهنگ و کلچر جدید اشنائئ کامل پیدا مینماید.بر ما لازم است تا با چنین اطفال خویش از اداب و رسوم وبعضی مسایل وطنی با ایشان صحبت نموده اطفال خود را متوجه فرهنگ خود بسازیم.

طرح و نظر شخص نگارنده درین رابط چنین است. بطور مثال :- با اطفال خورد سال خود یگان فکاهی های خنده دار و قصه های جالب وطنی را حکایت نمودند. وازان دوباره طالب معلومات گردیم. تا اینکه دیده شود که اطفال شان چنین بر داشت را در حافظ خویش گرفته یا چطور!

همیشه در فامیل بخاطر اطفال خویش با زبان مادری اگر صحبت گردد. بهتر خواهد بود.یکتعداد از فامیل های وجود دارد. که فرزندان شان بزبان مادری بشکل درست صحبت کرده نمیتوانند.که مسولیت ان متوجه والیدین شان میگردد.

نباید اطفال ما زبان مادری خود را از دست بدهند. و معرفی افراد و اشخاص خانواده مانند دوستان و عزیزان دور و نزدیک برای اطفال لازم و ضروری است.تا اطفال ما دوستان وفامیل های خود را بیاد فراموشی نگزارند.

اصطلاحات وطنی برای اطفال مهم است توضیع گردد. یا اگر از طریق رادیو صدای بی بی سی بخش فارسی یا پشتو را برای اطفال که پروگرامهای با ارزش برای اطفال ما تهیه میگردد. وفکاهیات و قصه های فولکلوری را اطفال ما تعقیب نمایند برای اطفال نهایت بدرد بخور بوده و از ان استفاده عظیمی نمایند بهتر خواهد بود.

در مراسم ملی وبر گزاری محافل ایکه از طرف هموطنان فرهنگ دوست ما در رابط به روز های ملی و بین المللی کشور ما بر گزار میگردد. اشتراک و سهیم بودن والدین با اطفال در ان روزها حتمی و ضروری میباشد.

بخاطریکه یکتعداد از هموطنان افغانی خود را که در انجا جمع شده و با یکتعداد دید و باز دید و ملاقات نموده و اطفال با یک دیگر خود اشنائئ پیدا مینمایند.و مصروف سرگرمیهای محلی و افغانی شده از رسم و کلتور وطنی خویش تا اندازه ئئ با خبرمیگردند.

برای اطفال در قدم نخست ازینکه ما و شما همه بفضل خداوند مسلمان هستیم.اموختن کلمه مبارک نماز و روزه و پنج بنائئ مسلمانی و اداب سلام دادن - اداب راه رفتن - و اداب سخن گفتن- و اداب احترام داشتن به والدین و بزرگ سالان و حقوق و وظایف اطفال در مقابل دیگران از جمله وظایف اساسی والدین بوده در مقابل اطفال باید انجام داد.

در غیر ان اطفال و نو جوانان ما مطابق شرایط و محییط زیست ایکه زندگی مینمایند تربیت گردیده والدین از کنترول و مراقبت اطفال و نو جوانان شان در اینده عاجز مانده که اطفال به والیدین کم علاقه گردیده باعث درد سرو رنجش خاطردر بین خانواده ها میگردد.

ب.- نوجوانان و جوانان ایکه تا اندازه ئئ در مورد فرهنگ و کلتور کشور و وطن محبوب شان اشنائئ دارند. گرچه تا یک مدت برای والدین شان نهایت سخت تمام میشود. که نو جوانان و جوانان شان در محیط جدید با فرهنگ و کلتور جدید ایکه اصلا هیچ تصور نمیگردید مواجه میگردند.

جوانان روز بروز خود را با فرهنگ جدید بوقت بسیار کم ازینکه خواست محیط بوده اماده و جذب جامعه جدید میگردند. و انها میخواهند که از مزایای زندگی و فرهنگ جدید که یک پدیده جالب بنظر شان بوده هر چه زود تر مستفید گردند. .و خود را به اصطلاح هم رنگ جامعه ازاد بیگانه سازند.

1. رفتن به مکاتب و مدارس عالی و یونیورستی و زندگی در لیلیه و نشست بر خواست با افراد و اشخاص وهمصنفی ها نو جوانان ما را کاملا به فرهنگ بیگانه نزدیک تر میسازد.

2. یکتعداد از جوانان ما خود را با کلتور بیگانه ها همنوا ساخته مطابق انها لباس های خود را و سر و صورت خود را ترتیب و تنظیم نموده وقت و ناوقت در هر جاییکه خواسته باشند بدون در نظر داشت رضایت فامیل مطابق میل خود اقدام مینمایند.که یکتعداد از والیدین از چنین نوجوانان چندان خاطره خوش نداشته نظم خانواده گی شان تا یک مدت برهم میخورد.

3. ولی بعد از گذشت مدت کمی این جوانان دو باره بطرف فرهنگ اصلی و وطنی خویش بر میگردند. والیدین شان چون با فرهنگ افغانی تربیت شده اند . چنین کاری بنظر والیدین نه چندان خوش بوده بلکه با جوانان در فامیل در گیر گفت اوشنود های بی موجب شده که نتیجه مثبت به بار نیاورده نظم خانواده گی را هنوز در فامیل غیرمتوازن میسازد.

4. زندگی در کشور های عقب مانده مانند افغانستان و سایر کشور های عقب مانده برای جوانان یک زندگی تحمیلی بود والیدین برای اطفال و نو جوانان شان طوریکه دستور صادر مینمودند. انها مجبوربودند. که انرا اجرا نمایند.

5. اطفال و نو جوانان بدون اجازه فامیل پول و مصارف والیدین جای رفته نمیتوانستند.مجبور بودند که اوامر والیدین را بپزیرند. و اگر اطفال و یا نو جوان فامیل نهایت ازرده شده از فامیل خشمگین شده بخانه خاله و ماما و یا کاکا و عمه پناه میبردند.

6. اقارب مربوطه شان انها را به اصطلاح گوشمالی داده بعد ازرهنمائئ دو باره بخانه شان تسلیم مینمودند. روی همین ملحوظ اطفال ونوجوانان همیشه پابند نظم خانواده گی بوده و کدام راه دیگری وجود نداشت.

7. مگردرین کشور های جوانان ما خودشان خود کفا بوده و محیط انها را وادار ساخته که در پهلوی تحصیل باید حتما کار نمایند مصارف روزمره خود را نیزپیدا نمایند.و نطر به قوانین جاری این کشور ها برای جوانان بعد از سننین 18 سالگی برایشان نیز لیلیه و یا خانه جداگانه داده تا انها ازاد و تنها زندگی نمایند.

8. روی این ملحوظ یکتعداد از جوانان ما این ازادی را عملا مشاهده نموده که یکتعداد از جوانان ما حتا از فامیل دوری مینمایند. راه بیرون رفت ان در چه است! .چه در زمینه باید کرد.! که هم به اصطلاح لعل بدست اید و هم دل یار نرنجد و ما بتوانیم که نو جوانان و جوانان خود را از ین حالت نجات داده و بدور خود انها را منسجم و تحت تربیه خانواده گی خویش قرار داده باشیم.

9. با جوانان نباید بی نهایت سخت گیر باشیم. نباید انها را بی موجب مورد تهدید و توهین قرار بدهیم.

10. سوالات و طرح های را که جوانان ما ارایه میدارند. انرا نباید نا دیده گرفته باید به نظریات شان گوش فرا داده برایشان جواب های قناعت بخش و منطقی ارایه گردد. تا قناعت شان فراهم گردد.

11 اطفال و نوجوانان ما در شرایط ارام و در جامعه ازاد تربیه گردیده و میگردند. جوانان همیشه در هر کاری ایکه باشد دلایل و علت انرا جستجو مینمایند و در مورد سوالات خود را بنحوی ارایه مینمایند باید برایشان جواب قناعت بخش داده شود.

۱۲ .تا انها قناعت نمایند. اگر چنین کاری صورت نگیرد نو جوانان و جوانان ما در مقابل حرف ها و نصایح سودمند والیدین عقده مند گردیده درمقابل رهنمائئ و صحبت های مکرر والیدین بی تفاوت مانده معافیت حا صل مینمایند.

13 شیوه برخورد با اطفال و نو جوانان ما باید نظر به محیط فعلی تفاوت داشته باشد. و از شیوه های خاص باید استفاده نمود.

14 با جوانان همیشه در رابط به فرهنگ افغانی رسم و رواج های میهنی بشکل مقایسوی با کشورها و فرهنگ های بیگانه صحبت گردد.

15. در رابط به مسایل ملی و کلتوری قصه ها و فلم های افغانی حکایات ایکه جنبه تربیتی داشته باشد در خانواده صحبت گردد.جوانان زیاد تر تشویق گردند تا به ورزش و سپورت های ایکه خود شان میل و علاقمند هستند. وبه خواندن کتاب و مجلات و روز نامه ها تشویق گردند. روز های ملی و بین المللی ایکه در کشور ما بر گزار میگردد.

16. برای انها نیز تشریح گردد. دوستی و صمیمیت صداقت در کار در صدر وظایف شان قرار داشته باشد. بر خورد نیک و روحیه مردم داری و اداب معاشرت هر چه بیشتر در حور توجه شان قرار گیرد.

17. همیشه با جوانان مطابق روحیه و مزاج شان صحبت های شاد و پر از لطف و پر از بها ارایه گردد. نباید به جوانان گفته شود. که من همراه فلان شخص روابط خوبی ندارم. شما هم ارتباط نداشته باشید. بخاطریکه بالای روحیه جوانان ذهنیت منفی بروز نموده و امثال ان از حرف های منفی و عقده دار همیشه باید پرهیز گردد.

18. جوانان ما باید در مورد همنشین و یا همصنفی خوب برای خود کسی را انتخاب نماید که ازهرنگاه مورد تائید و اعتبار و اخلاق نیکو بوده ومورد تائید دیگران نیز قرار داشته باشد همنشین خوب انسان راه در راه نیک ومستقیم سوق نموده و همنشین بد اطفال و جوانان را به بیراهه میکشاند.

19. برای جوانان و نوجوانان باید وظایف خانگی داده شود تا احساس مسولیت نموده با والیدین در امور مربوطه همکار خوب و نزدیک باشند.در مسایل عنعنه وی و مراسم شادی و خدا ناخواسته کدام غم که برای یکی از هموطنان ما پیش گردد. دران مراسم بخاطر مساعدت با ان فامیل خود را در غم ان شریک دانسته هر نوع مساعدت اگر در تواند باشد دریغ نگردد.

20. چون جوانان مانند نهال تازه بوده به هر طرف اگر سوق شوند به همان طرف حرکت و رشد مینمایند.با جوانان و نو جوانان در فامیل مانند یک دوست ورفیق همراز باید دوستانه و صمیمانه برخورد نمود. با جوانان از انظباط و دسپلین معقول خانواده گی باید استفاده کرد.

21. دسپلین معقول خانواده گی وقتی بالای نوجوانان موثر تمام میشود. که والیدین شان نیز دارای صفات نیکو گفتار شان با اعمال شان مطابقت داشته باشد.با چنین اخلاق نیک باید اراسته بوده و پیش قراول فرزندان شان قرار بگیرند.

22. اگر والیدین با چنین دسپلین خود شان اماده نباشند حرف و نصایح عالمانه برای اطفال و نو جوانان بی تاثیر بوده به عوض اینکه فرزندان راه سالم را انتخاب نمایند روحیه نا مناسب و عمل نا شایسته والیدین را به چشم خویش مشاهده نموده همان قسم روحیه نامناسب را در اینده اختیار مینمایند.

23. گفتاروعمل با هم مطابقت کلی داشته باشد. اطفال و نو جوانان نباید از روحیه و اعمال منفی استفاده نمود.

24.جوانان و نوجوانان ما که مشعل فروزان وتابناک و نهال اراسته طبیعت زیبا انسانیت و فرزندان راستین و ابدیده شده در جامعه اینده کشوربوده وساختن جامعه والای انسانی در چنین عصر مترقی که همه و همه امکانات زندگی برای شان در چنین حالت مهیا و امکان پزیر است باید ازین فرصت طلائئ استفاده عظیم نمود.

25. در قدم نخست سطح دانش علمی و مسلکی خود را با هر امکاناتیکه وجود دارد .هرچه بیشتر بالا برده و در قدم اول باید تحصیل و بعدآ کار نمود و خود را در اینده وارث حقیقی کشور اصلی خویش دانسته وطن و مردم خویش را هیچگاه فراموش نکرده کشور ومیهن محبوب و دوست داشتنی خود را تنها و بیدون وارث اصلی و غمخور تنها نگزارید.

تا باشد کشور عزیز خود را از چنین حالت فقر و بد بختی و اسارت اجنبی ها و ترورستان حرفوی و جلادان بی فرهنگ و تباه کن افغانستان عزیز را حتما نجات خواهند داد.

والدین در دشوارترین مدرسه دنیا تدریس می‌کنند: مدرسه آدم‌سازی! شما به‌عنوان پدر و مادر، در واقع، تخته سیاه کلاس، مدیر، معلم و سرایدار این مدرسه‌ هستید. برای اداره کردن خانواده، ارتباط سالم از اهمیتی به سزا برخوردار است. پدر یا مادر بودن می‌تواند برای زوج‌هایی که در مهارت‌های ارتباطی از کفایت لازم برخوردارند، یکی از پاداش‌‌دهنده‌ترین و مسرت‌بخش‌ترین تجربه‌های زندگی باشد. اما زمانی که والدین بر مهارت‌های لازم برای برقراری ارتباط صحیح و هماهنگ مسلط نیستند، تشویش، احساس بیگانگی و تنهایی ناشی از آن، هم برای آنان و هم برای فرزندان‌شان، مخرب است...

بچه‌ها در هر سن و سالی در برخورد با دعوا و مشاجرات پدر و مادر خود، واکنش‌هایی از شوک و ضربه نشان می‌دهند.


واکنش‌های احساسی

شواهد و مدارک تجربی نشان می‌دهد که چیزهایی که والدین تجربه می‌کنند، بچه‌ها هم تجربه خواهند کرد. از این رو، اگر والدین عصبانی و ناراحت باشند، این احساسات به سایر اعضای خانواده نیز سرایت خواهد کرد. از آنجا که بچه‌ها والدین‌شان را الگوی خود می‌دانند و به آنها تکیه می‌کنند، دیدن آنها در حال دعوا و مشاجره برایشان ناراحت کننده خواهد بود. این نوع رفتار می‌تواند به ایجاد احساس استرس و اضطراب در بچه‌ها منجر شود. حس خانواده در آنها به همراه حس اعتماد به نفس‌شان تخریب می‌شود. وقتی می‌بینند پدر و مادر قانون شکنی می‌کنند درحالی که همیشه آنها را از آن منع می‌کردند، موجب از بین رفتن حس اعتماد در آنها شده و این تجربه برای بچه‌ها بسیار گیج کننده خواهد بود.

اگر دعوا و مشاجره بخشی از زندگی عادی پدر و مادر باشد، بچه‌ها همیشه منتظر بروز بحث و درگیری میان آنها خواهند بود. علاوه بر این رفتارهای حفاظت از خود، بچه‌ها برای جلوگیری از بروز این درگیری‌ها خود را خسته می‌کنند. این مساله آنها را در موقعیتی بسیار دشوار قرار می‌دهد و مجبورشان می‌کند که نقش آدم بزرگ را بازی کنند، درحالی که نه از نظر فیزیکی و نه شناختی به آن اندازه نرسیده‌اند.


آثار طولانی‌مدت

اگر بچه‌ها به طور مداوم شاهد این دعواها باشند، به ویژه در محیط خانه، این رفتارها را تقلید کرده و در بازی با دوستان‌شان و در موقعیت‌های دیگر مانند روابط خود با همسر آینده‌شان، همان‌ها را اجرا می‌کنند. مدل‌سازی از رفتارهای والدین، پدیده‌ای رشدی است که اگر دعوا کانون آن باشد، تاثیراتی بسیار مخرب خواهد داشت. شواهد تجربی نشان می‌دهد که اکثر والدین از مشاجرات لفظی درحضور فرزندان خود خودداری می‌کنند. اکثر والدین از تاثیر احتمالی این مشاجرات روی فرزندان‌شان آگاهی دارند و سعی می‌کنند آن را در اتاقی دیگر و دور از فرزندان‌شان انجام دهند.


نقش خانواده

خانواده در تعیین سبک و خط مشی زندگی، اخلاق، سلامت و عملکرد فرد در آینده، نقش بزرگی بر عهده دارد. از این جهت عواملی چون شخصیت والدین، سلامت روانی و جسمانی آنها، شیوه‌های تربیتی اعمال شده در داخل خانواده، شغل و تحصیلات والدین، وضعیت اقتصادی و فرهنگی خانواده، محل سکونت خانواده، حجم و جمعیت خانواده، روابط اجتماعی خانواده و... در شکل گیری شخصیت فرزندان و سلامت روانی و جسمانی آنها، آینده شغلی، تحصیلی، اقتصادی، سازگاری اجتماعی و فرهنگی و حتی ازدواج فرزندان در آینده تأثیر می‌گذارد و به همین دلیل است که روان‌شناسان اذعان دارند، اغلب افراد دچار مشکلات مختلف شخصیتی و روانی، که فاقد بهداشت و سلامت روانی هستند، از خانواده‌های ناسالم برخاسته‌اند. متأسفانه یکی از بزرگ‌ترین مشکلات اجتماعی در جامعه کنونی، ستیزه‌ها و تعارضات خانوادگی است که ارکان خانواده را متزلزل می‌کند و سلامت روانی اعضای آن را به خطر می‌اندازد. بنابراین نهادی که وظیفه اصلی آن ایجاد روحیه و شخصیت سالم است، خود به عاملی برای اختلالات عاطفی، رفتاری و شخصیتی تبدیل می‌گردد. تعارضات خانوادگی را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد، نوعی از این تعارضات، اختلافات میان زوجین است که موجب تزلزل روابط خانوادگی و تخریب روحیه زن و مرد و از جمله فرزندان می‌شود. گاهی میان فرزندان و پدر و مادر مشاجرات و اختلافاتی به وجود می‌آید که این وضع با بزرگ‌تر شدن و کثرت فرزندان بارزتر می‌شود. جالب اینکه مطالعات متعدد جامعه‌شناختی و روان‌شناختی نشان می‌دهد که علت اصلی این‌گونه رفتارها را باید در نوع رفتار والدین با یکدیگر و اصول تربیتی‌شان در قبال فرزندان جستجو کرد. خشونت، فقدان تعادل رفتاری تربیتی، کمبود محبت و طرد فرزندان، تبعیض در بین فرزندان، اعتیاد، فقر، عدم آگاهی والدین به نقش تربیتی خویش و نادیده گرفتن نیازهای متناسب با روز کودک و نوجوان و غیره، از علت‌های اصلی تعارضات والدین با فرزندان و مشکلات فرزندان در برقراری ارتباط با همسرشان در آینده خواهد بود.


تاثیر خانواده ناسالم

معمولاً در خانواده‌های ناسالم، والدین و سرپرست خانواده، خود افراد رشد نیافته و ناسالمی هستند، در این خانواده‌ها یا بین اعضا مرز سخت و غیرقابل نفوذ وجود دارد و ارتباط آنها تنها در حد ضرورت است و هیچ یك از اعضاء نمی‌توانند به حریم عضو دیگر وارد شوند. از این رو با هم برخورد خشك و رسمی دارند، مانند فرزندانی که هرگز نمی‌توانند با پدر سخن بگویند یا ابراز عقیده کنند‌ و یا اینکه میان اعضای خانواده، هیچ مرزی وجود ندارد و افراد دایماً در حال از بین بردن شخصیت و توهین به یکدیگر هستند از این رو عشق و تفاهم نمی‌تواند عامل اصلی حفظ پیوندها به شمار رود. این موضوع موجب می‌شود فرزندان مهارت‌های حل مساله و مشکل را ندانند و نتوانند در زندگی زناشویی خود موفق عمل کنند. چنین کودکانی نمی‌توانند در تعارضات خود با همسر و خانواده‌ همسر خود، مهارت‌های ارتباطی موثر را به کار برند و همین موضوع شاید بر تربیت فرزندشان نیز تاثیر بگذارد. این چرخه زمانی می‌تواند متوقف شود که در جایی در این چرخه، مهارت‌های حل مساله، کنترل خشم و هیجان آموزش داده شود.

مفهوم عقل

بسم الله الرحمن الرحیم

مفهوم عقل

معنای لغوی و اصطلاحی عقل :

عقل در لغت به معنای امساک و نگاهداری ، بند کردن ، باز ایستادن ، و منع چیزی است ، و مثل عقل بعیر با العقال ، شتر را با پا ی بند نگاه داشته است ، پای اشتر را با ریسمان بند .

عقل در اصطلاح : در اصطلاح از عقل دو معنی مراد است اول قوه که بالفطرهً آماده قبول دانش است که این همان چیزی است که اگر در انسان نباشد، تکلیف از او برداشته می شود. در احادیث و از این معنای عقل تمجید شده است.

دوم : علمی است ، که انسان بوسیله این قوه آن را کسب می کند ، این همان معنایی است ،که در قرآن کافران را به خاطر نداشتن آن مذمت کرده است . بنابراین عقل دوگونه است ،عقل طبیعی ،فطری که قوه کسب دانش است و عقل اکتسابی از مسموعات و تجربه ها است ،با فقدان عقل فطری عقل اکتسابی از کار می افتد ،چنانچه خورشید به چشم کور نور نمی دهد ، چشم کور روشنایی را درک نمی کند ، پیامبر فرموده ( وما خلق الله خلق اکرم علیه من عقل )

خداوند هیچ آفریده ای را گرامی تر از عقل نیافریده اند ، اشاره به عقل فطری است، در عین حال عقل مسموع نقش جدی در زندگی بشر دارد، که در روایتی از پیامبر آمده (ما کسب احدا شیئاً افضل من عقل یهدیه الی هدی اویرده عن ردی )

با فضیلت ترین چیزی که انسان در زندگی اش کسب می کند عقل است، برای راست راهنمای می نماید و از هلاکت باز می دارد؛ و مراد خداوند از عقل در آیه (ما یعقلها الا العالمون ) (عنکبوت/43) غیر از دانشمند ن دیگران به آن تعقل نمی کنند) ، و تعبیر قرآن از کفار به عدم تعقل اشاره به عقل اکتسابی است، نه عقل فطری مثل آیه (وَمَثَلُ الَّذِينَ كَفَرُوا كَمَثَلِ الَّذِي يَنْعِقُ بِما لا يَسْمَعُ إِلا دُعاءً وَنِداءً صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَعْقِلُونَ )(بقره/١٧١)

مثل تو در دعوت کافران مانند کسی است، که بر حیوان زبان بسته ای که جز صدای و ندای نشنود بانگ زند [اینهانیز چنین اند] کرانند و گنگانند و کورانند پس نمی اندیشند.

بنا براین عقل عبارتست از قوه ای که در انسان نهفته است و آدمی را قادر به تحصیل دانش و تجربه و داوری ،تشخیص مصالح ،مفاسد، می سازد ،واین نیروی انسانی نسبت به مدرکات خود به عقل فطری و اکتسابی به نظری و عملی تقسیم می شود و عقل عملی به داوری و وجدان یاد شده است .

عقل فطری به هوش و استعداد و تمیز اطلاق می شود، که انسان را از حیوانات متمایز می سازد و عقل اکتسابی در حقیقت به فعلیت در آوردن همان استعداد و هوش می باشد که توسعه پیدا می کند و ظرفیت آن افزایش می یابد و خدای سبحان می فرماید: وَاللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالابْصَارَ وَالافْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ) (٧٨)

خداوند شما را از شکم مادر خارج نموده ، در حالی که هیچ چیزی نمی دانستید و برای شما گوش و چشم و عقل قرار داد، تا شکر نعمت به جا آورید

از آنجا که دانش انسان از طریق قوه حس و قوه خیال بدست می آید و توسط قوه عقل گسترش می یابد و عقل قادر به استنتاج و ارائه برهان می گردد و برای عقل مراتبی ذکر کرده اند.

مراتب عقل:

در اصطلاح علم قدیم و روانشناسی عقل از مراتب نفس انسانی که در استکمال خود از راه تاثر از عالم بالا و تاثیر در بدن دو جنبه پیدا می کند، که عبارت است از نظری و عملی :

یعنی نفس انسانی برای کامل کردن خود از عالم بالا مدد می گیرد و از این جهت آن را قوه نظری یا عقل نظری می خوانند، که خود دارای مراتبی است . و از طرف دیگر دارای قوه ای است که با استعانت از قوه نظری در بدن و افعال و اعمال بدنی اثر می گذارد و آن را راهنمایی می کند ، این را قوه عملی یا عقل عملی می خوانند.

عقل نظری

عقل هیولای : مرتبه از مراتب عقل نظری است، که در آن نفس دارای استعداد محض برای درک حقایق است ،و این مرتبه فقط در اطفال وجود دارد ،و انسان با این قوه از چهار پایان تمیز داده می شود .

عقل بالملکه مرتبه بعد از عقل هیولای است که در آن نفس انسانی ضروریات و بدیهییات علوم نظری را کسب می کند مثل استحاله یکی بیشتر از دو تانمی باشد و دو تا بیشتر از یکی می باشد ،یا در آن واحد یک شخص در مکان واحد نمی تواند باشد .

عقل بالفعل مرتبه ای است ،که نفس انسان بوسیله آن می تواند علوم نظری و اکتسابی رابه وسیله بدهییات آن علوم از مجهولات کشف کند، مثلا عالم ریاضی می تواند ، مسایل مجهول علوم ریاضی را بارجوع به بدیهیات توسط عقل بالملکه کشف کند ، نفس توانایی کسب علوم نظری را از ضروریات دارد، در مرحله بالفعل این علوم را کسب کرده است .

عقل مستفاد مرتبه ی نهایی عقل و کمال عقل و قوه نظری است ، وآن مرحله ای است ،که تمام آن مکتسبات عقل نظری بالفعل در نفس موجود می باشد ، در این مرحله از عمل است، که انسان به حقایق امور معرفت پیدا می کند .

قوه اصابت در حکم است ، یعنی قوه تمیز حق از باطل ، خوب از بد ، زشت از زیبا ، این تمیز توسط مقایسه و فکر به دست نمی آید ،بلکه مستقیما و طبعا به دست می آید، که بطور کلی چیزی را به عنوان حق تلقی نکند ، مگر این که حقانیت آن به بداهت عقل معلوم شود،پس عقل به این معنا ضد هوا و هوس است ، که انسان را از اصابت حکم مانع می شود .

عقل عملی

عقل عملی ،عقلی است که انسان را در استنباط اوصول به مقاصد اختیاری یاری می کند ، و راهنمای ، در استنباط عقل عملی بر اساس آرایی است که عقل نظری بر امور جزیی تطبیق می کند، مثلا اگر عقل نظری حکم به صدق چیزی بکند ،عقل عملی براساس آن حکم می کند که چه چیزی راست و درست است، که باید انجام داده شود و چه چیز نادرست است، که باید ترک گردد.

مراتب عقل عملی

عقل عملی دارای مراتبی است ، که از آنها تجلیه ، تخلیه ،تحلیه و فنا تعبیر می کنند ،

مرتبه ای تجلیه عبارت است از جلا و تذهیب ظاهر بر اساس قوانین و احکام شرعی است.

تخلیه مرتبه از عقل عملی است ،که بدان درون انسانی از اخلاق زشت مانند بخل ،حسد و کینه و... تخلیه شود.

مرتبه تحلیه آنست که ظاهر انسان به سبب پیروی از شرع آراسته شود و باطن از رذایل خالی گردد، و نفس انسانی به فضایل اخلاقی از قبیل علم و حکمت و شجاعت ، سخاوت ، عفت متخلق می باشد .

مرحله فناست که نفس انسان به مدد عقل عملی همه چیز را مستهلک و فانی در خداوند می بیند و آن دارای مراحل ، محو، طمس و محق است ، محو توحید افعالی و طمس توحید صفات و محق ذات است .

نقش عقل در تفسیر قرآن

ابزار فهم ازمعانی متن مقدس و الفاظ که بر معانی دلالت دارد، بوسیله عقل نظری آن معانی کشف می شود و دریافت آن معانی بوسیله عقل نظری- موضوع عقل عملی را فعلیت می دهد و به کار بستن معارف وحیانی تربیت انسان کامل رانتیجه می دهد و معانی قرآن از نظر قرآن پژوهان در لایه های مختلف است .

در قرآن چند دسته مفاهیم وجود دارد، هیچ کس از خلقش اطلاع ندارد، به آن موارد از اسرار کتابش جز خدای سبحان کسی دیگر علم پیدانمی کند و تحقیق و خوض در چنین امور برای هیچکس جایز نیست .

علوم و مفاهیمی که خدا به پیامبرش و هر کسی را که پسندیده است، داده است .

علومی که خدا به پیامبرش یاد داده است و پیامبرش مسلمانان را آموزش داده و مسلمانان آن را از وجود مقدس پیامبر آموخته است ، برخی آیات ظاهر روشن به آن مفاهیم و برخی آیات ظاهر مخفی بر آن مفاهیم دارد، که این قسم سوم دو قسم است .

فهم آن متوقف بر سماع است ، مثل اسباب نزول و تاریخ نزول و تدوین قرآن و قرائت ، لغات ، قصص و اخبار قرآن که بیان کننده حشر و معاد و احوال بهشتیان و دوزخیان است.

آن دسته از مفاهیم است که با استدلال از الفاظ قرآن استخراج می شود و در این قسم برخی مفسران با هم اختلاف دارند که آیاتی متشابهات قابل تاویل است و یانه که ظاهرش حفظ شود، مجموع این دو فهم از طریق سماع و استدلال موجب ظهور تفاسیر اجتهادی گردید،[7] که نتیجه آن این امور است .

1-معانی معقول که مخصوص متضمن آن است که بوسیله عقل کشف و ظاهر می گردد .

2-استنباط اسرار و نکته های قرآنی به حسب توانای بشر.

3- استخراج مقاصد قرآنی و توجیهات آن.

4- کشف غرض قصص قرآنی و بارور کردن مواعظ قرآنی برای مؤمنان و ظاهر شدن؛اعجاز قرآن و آشکار گردیدن قرآن در بلاغت.

بنابراین که روش فهم قرآن با ابزار عقل موجب کشف رازهای قرآنی و روشن شدن مفاهیم قرآنی می گردد ، همین روش فهم با برخورد به متن مقدس سه نحو است .

الف : یکبار در فهم خود دچار مشکل نمی شود و براحتی قرآن را به نطق می آورد و مفاهیم آن را عقل درک می کند ؛ دچار تردید در دلالت جملات قرآن نمی شود.

(آن الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَاجَرُوا وَجاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أُولَئِكَ يَرْجُونَ رَحْمَةَ اللَّهِ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ (٢١٨)

کسانی که ایمان آورده و کسانی که هجرت کرده و در راه خدا جهاد نموده اند ، آنها امید به رحمت پرورگار دارند ، و خداوند آمرزنده و مهربان است .

ظاهر آیه برای هر کسی قادر به فهم زبان عربی باشد قابل فهم است در محتوی آن تردید نمی کند

ب: جملاتی از قرآن است عقل در درک محتوی آن دچار مشکل می شود،

مانند (آن رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّماوَاتِ وَالارْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُدَبِّرُ الامْرَ ما مِنْ شَفِيعٍ إِلا مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ فاعبدههُ أَفلا تَذَكَّرُونَ) (٣)

پروردگار شما خداوندی است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید ، سپس بر تخت قرار گرفت و به تدبیر کار جهات پرداخت ، هیچ شفاعت کننده ای جز با اذن او نیست، خداوند پروردگار شما پس اورا پرستش کنید آیا متذکر نمی شوید .

چون خداوند جسم نیست بر تخت نشیند و این مفهوم خدا بر تخت خود قرار گرفت فهم آن در ابتدای امر برای عقل مشکل است و به همین خاطر برخی چون قایل به مجاز و تاویل در قرآن نیست ، گفته خدا در عرش قرار گرفت معنی صادق است که کیفیت آن رانمی دانیم ولی ایمان به آن واجب است و سئوال از آن بدعت است .

ولی کسانی قایل به تاویل شد ویا مثل مرحوم طباطبایی به دایره معنای حقیقت وسعت بخشید.

ج : معارف که اگر وحی از آن خبر نمی داد، عقل آن را درک نمی کرد حکم به اثبات و نفی آن نمی کرد ولی با آمدن وحی عقل آن را تصدیق کرد چون عقل ، قرآن هر دو برهان است مانند آیات که از قیامت، بهشت ، دوزخ و زنده شدن بعد از مرگ و روز حساب خبر می دهد.

1- مطالب عقل پذیر : آیات که حاوی دستورهایی از امر و نهی و سفارش و اندرز و موعظه است که عقل سلیم آن را می پذیرد و عقل انسان نیز به آن حکم می کند ، مانند دستورهای بهداشتی اسلام و محکوم کردن ظلم و پذیرفتن عدالت و احسان به دیگران ... مطابق حکم عقل است ، مثل آیه مبارکه قرآن (اِن اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَالاحسان وَإِيتاءِ ذِي الْقُرْبَى وَيَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ وَالْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُونَ) (٩٠)

خداوند به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان فرمان می دهد ، واز فحشا و منکر و ستم، نهی می کند ، خداوند به شما اندرز می دهد ، شاید متذکر شوید ، واین مطالب دلچسب عقل است و احساس و عاطفه بشری آن را همراهی می کند.

مطالبی که عقل در درک آن دچار مشکل است ، برخی آیات قرآن ظاهرشان مخالف صریج حکم عقل است، مانند آیات که دران واژه (ید) (وجه).. ، در این مورد نگاههای کلامی متفاوت است ، برخی حکم به تعطیل حکم عقل داده است و ظاهر را حفظ کرده و گفته اند؛ ظاهر قرآن را حفظ کنیم ،تا کذب قرآن لازم نیاید ولی کیفیت آن رانمی دانیم .

برخی از متکلمان عقیده دارند هیچ حکمی در قرآن مخالف حکم عقل نیست ، چون قرآن مطابق فطرت و عقل است، خداوند خود حکیم ، عاقل است ، بنابراین دستورخلاف عقل نمی دهد ، و تعارض بین عقل قطعی و نقل قطعی محال است ، چون تعارض قطعی با قطعی معقول نیست ، زیرا حقیقت یکی بیشتر نیست ،تعارض دو حکم قطعی به تناقض منتهی می شود، پس در مورد که ظاهر آیات با احکام قطعی عقل در تعارض باشد، دو احتمال در این مورد وجود دارد.

اینکه مقدمات حکم عقل کامل نبوده و خطایی در آن صورت گرفته باشد .

اگر قطعی بودن حکم عقل ، ثابت شد، این قرینه می شود ظاهر آیه مراد خدای سبحان نبوده، باید حمل به معنی مناسب شود واگر نه اجتماع نقیضین می شود،مانند آیه (آن الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ آنما يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فانما يَنْكُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِما عاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيما (١٠)

کسانی که با تو بیعت می کند در حقیقت تنها با خدا بیعت می نمایند و دست خدا بالای آنهاست ،پس هر کس پیمان شکنی کند، تنها به زبان خود پیمان شکسته است ، و آن کس که نسبت به عهدی که با خدا بسته وفا کند ، به زودی پاداش عظیمی به او خواهد داد.

چون ظاهر آیه این است ،که خداوند دست دارد و دست او فوق همه دست ها است ، این ظاهر با حکم عقل در مورد جسم نبودن خدا معارض است و ظاهر آیه را با قرینه حکم عقل قطعی تاویل می کنند و این گونه آیات را حمل بر معنای مناسب نموده اند، که در عرف اهل لسان چنین استعمال رایج و پسندیده است .

و یا به ظاهر تنزیل مؤمنیم، از همین جا مکتب های کلامی اسلامی پدید آمده است که نشان دهنده اختلاف در مبناء است .

ج : عقل پیش از نزول وحی عاجز از درک آن بود ، مانند آیاتی که از دوزخ و بهشت و اوصاف بهشتیان و جهنمیان و... حکایت می کند، مانند ذات الهی که عقل ذات الهی را درک نمی تواند؛ پس عقل عاجز از درک این امور است و عقل درباره آن حکمی ندارد و دلیل بر محال بودن آن ندارد و خبر که از منبع صدق است، حکم به ایمان به آن می کند .

عقل در فهم متن یکبار مستمع است ،فقط می خواهد درک کند، سپس عقل نسبت به مدرکات با مقدمات دیگر در اختیار دارد، مفاهیم را استنباط می کند، محصول استنباط عقل که عبارت از شناخت واجب الوجود و صفاتش است و جهان بینی قرآنی ، وتزکیه نفس و متخلق شدن روان آدمی به اخلاق ملکوتی نتیجه عمل به احکام عقل عملی است واز طریق همان عقل عملی سیر سلوک الی الله به کمال می رسد؛ محصول تربیت قرآنی انسان کامل است.

در نهایت کاربرد واقعی عقل در فهم قرآن تفسیر اجتهادی است، که در تاریخ تشیع، البیان فی تفسیر القرآن از شیخ طوسی ، تفسیر روض الجنآن و روح الجنآن از ابو الفتوح رازی حسین بن علی ،مجمع البیان فی تفسیر القرآن از امین الاسلام ابی علی الفصل بن الحسن طبری و تفسیر المیزان و تفسیر نمونه در عصر حاضر و در تاریخ اهل سنت مانند تفسیر المنار و فی ظلان القرآن از قطب، تفسیر کشاف و تفسیر کبیر مفتاح الغیب ، جامع الاحکام قرطبی فی آنوار تنزیل اسرارتاویل ،البحر المیحط فی تفسیر ، تفسیر روح المعانی و.... بوجود آمده است ، این محصول نقش عقل در فهم متن قرآن کریم است .

بااحترام

تهیه و ترتیب کننده: سیداسدالله(سادات)

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

زبان لاتین چی نوع زبانی است؟


زبان لاتین چی نوع زبانی است؟

      زبان لاتین زبانی از خانوادهٔ زبان های هند واروپایی است که روزگاری در بخشی از اروپای کنونی صحبت می‌‌شد. در آن زمان، این زبان «لاتیوم» نام داشت. اهمیت این زبان وقتی چند برابر گشت که به عنوان زبان رسمی امپراتوری روم مطرح گشت. امروزه همهٔ زبان های رومی از این زبان مشتق شده‌اند و بسیاری از کلمات در سایر زبان‌ها، بخصوص انگلیسی، از لاتین آمده‌اند. این زبان توسط رومیان مهاجری که در شمال اروپا ساکن بودند به مردم روم معرفی شد و همزمان با گسترش دامنه امپراطوری روم دامنه استفاده کنندگان از این زبان افزایش یافت.زبان لاتین زبان مکاتبات سیاسی و علمی بوده است.

ادامه نوشته

پلاستیک از چی ساخته میشود؟

پلاستیک از چی ساخته میشود؟

پلاستیک که به معنی ((قالب پذیر)) است از نفت، سنگ آهک و آب و نمک ساخته میشود.

پلاستیک انواع و اقسام مختلف دارد. نوع سخت آن که ملامین نام دارد، برای ساختن ظروف مورد استفاده قرار میگیرد و نوع نرمش که موسوم به پولیتین است برای ساختن بوتل و وسائل بازی کودکان مصرف دارد.

نایلون نیز نوعی پلاستیک است که در ساختن البسه مصرف دارد.

لوازم پلاستیکی

ظروف پلاستیکی

ادامه نوشته

تیلفون را چی کسی اختراع کرد؟


تیلفون را چی کسی اختراع کرد؟

 

      تیلفون به آن صورتیکه ما اکنون می شناسیم اختراع الکساندر گراهام بل امریکایی است که از 1847 تا 1922 میزیسته. گراهام بل اساساً معلم افراد گنگ بود ولی در ضمن به تحقیقات علمی میپرداخت . بل برای ساختن تیلفون خود از تیلفونی یک دانشمند آلمانی بنام Reis بود الهام گرفت. او پس از تجربات بسیار زیاد سرانجام در سال 1876 توانست تیلفون را بسازد.

گرام بل با تیلفون ساخته خودش

یکی از تیلفون های اولیه

ادامه نوشته

زمین لرزه چیست ؟


زمین لرزه چیست ؟

 

      زمین لرزه جزو بد ترین فاجعه های طبیعی است. هنگام زمین لرزه شهر ها و دهات ویران می شوند و هزاران نفر جان خود را از دست می دهند. اگر ما بتوانیم زمین لرزه را به دقت پیشگویی کنیم مردم و چیز های گرانبها را قبل از فاجعه از محل بیرون کنیم.

      اخیراً در چین و کشور های های همسایه اش و اندونزی چند زمین لرزه رخ داد و دانشمندان این کشورها در پی راههایی برای پیش بینی آن برآمدند. در سال 1975 نیز موفقیتی به دست آوردند و توانستند یکی از شهر ها را دو ساعت قبل از زمین لرزه تخلیه کنند. اما واقیعت این است که هنوز هم یک روش قطعی برای پیشگویی زلزله در دست نداریم.

      زلزله معمولاً پیش لرزه های کوچکی دارد که به عنوان یک اخطار اولیه عمل می کنند. تغیراتی نیز در ویژگیهای مغناطیسی سنگها به وجود می آید . و غالباً گازی به نام رادون حاصل می شود. و چون این گاز در آب به خوبی قابل حل است بنابراین اگر میزان رادون موجود در آب دریاچه یا چاه به طور ناگهانی بالا رود، ممکن است زلزله ای در راه باشد.

     برخیها بر این باورند که قبل از زلزله سگها صدا می کشند. حیوانـــــات به بیرون از خانه می دوند و ماهی ها به سرعت شنــــا می کنند. اگر واقیعت چنین باشد، می توان گفت ممکن است آنها چیزی را احساس می کنند ، که ما نمی کنیم.

ادامه نوشته

پر آب ترين رود جهان کدام است؟


پر آب ترين رود جهان کدام است؟

 

     رود آمازون هرچند ممکن است بلندترين رود جهان نباشد اما از نظر حجم آب جاری در آن و وسعت آبگير بزرگترين است و به خاطر عظمت آن همچنين به "دريا رود" معروف است. حــوضه آبگير اين رود کشورهـــــای پرو، اکوادور، برزيل، کلمبيا، ونزوئلا و بوليوی را در بر می گيرد.

      دوردست تـــــرين سرچشمه آمـــــازون نقطه ای در کــــوه های آنــــــد در ۱۶۰ کيلومتری اقيانــــوس آرام است و پيش از رسيدن به اقيانوس اطلس در آن سوی ديگر قاره مسافتی ۶۴۰۰ کيلومتری را طی می کند.

      هرچند اندازه گيری دقيق طول رودها به دليل ماهيت متغير آنها آسان نيست امـــــا بنـــــابه تخمين هـــــا اين رود تنها ۲۵۰ کيلومتر کـــــوتــاه تر از رود نيل در آفريقاست.

ادامه نوشته

چرا باید بخوابیم ؟


چرا باید بخوابیم ؟

     بدن ما مانند هر ماشین دیگر نیاز به استراحت دارد. امـا بر خلاف ماشینها، نه تنها از نظر فیزیکی، بلکه از لحاظ فکری هم بدن مــــــا خسته می شود، و فعالیت فیزیکی و فکری ما بدون استراحت نمی تواند ادامه پیدا کنـد، و ســرانجام خستگی مفرط ما را هلاک میکند .

     ضمن خواب علاوه بر مغز، اعصاب ما هــــم از کار می افتد، و تمام اعضای بدن کار خود را تعطیل مـــی کنند. عضله هــــای ما شل می شونــــــد، و کش می یابند. مغز ما خود را از افکار آزاد می کند. البته فـکر مــا – حتی وقتی در خواب هستیم – به کار آرام خــود ادامه می دهد. خـــــواب در مـــا نیروی تازه ای برای زنــــدگی پدید می آورد. خواب کـــافی ، همراه رژیم غذایی خــوب ، به ما اجازه می دهد، که سرزنده شویم و فعالیت بدنی و ذهنی خود را از سر بگیریم.

     خواب به بدن کمک می کند، تا اغلب درد های خود را التیام ببخشد. به عنوان مثال، اگر پای شما پیچ خورده باشد، در صورتی که تمام روز سر پا باشید، و راه بروید، فرآیند التیام آن دچار وقفه می شود. امـــا هر قدر بیشتر استراحت کنید، پا شما سریعتر به حال اول بر می گردد.

     کسی نمی تواند به طور دقیق به ما باز گو کند، که هنگام خواب بر ما چه می گذرد. فقط تا به امروز معلوم شده ، کـــــه در مغز ما منطقهء خاصی وجود دارد. وقتی مــــا زیاد کار می کنیم، مقدار کلسیم وارد خــــون می شود. و این منطقه را تحریک می کند، و ما به خواب می رویم.

ادامه نوشته

میوه جات سبزی جات افغانستان Fruits and vegetables of Afghanistan


بهی


 

بهی بهی دانه

 

Pyrus cydonia vulgaris (L.)

 

Quince (En.)

 

Cognassier (coing) (Fr.)

تاريخچه بهی:

در يونان قديم در جشن عروسی بهی تقسيم مينمودند، اولين قدميكه عروس بخانه داماد ميگذاشت بايد بهی ميخورد.
سقراط حكيم برای تب های شديد خوردن بهی را توصيه ميكرد.

بهی بهی دانه

ديسقوريدس حكيم در قرن اول ميلادی بهی را برای معالجه اسهال و استفراغ بصورت ضماد يا جوشانده توصيه ميكرد.
در اوايل قرن 20 دوكتور (مارزد) بهی را برای تحريك اشتها، تقويت معده و كبد رفع دل بدی توصيه ميكرد.

بهی سرشار از ويتامين های (A. B) دارای املاح آهكی و تانن است، برای اشخاصيكه ضايعات ريوی دارند فوق العاده مفيد است لذا برای مسلولين بيشتر توصيه ميشود.

بهی را قطعه قطعه در آب بجوشانيد يك جوشانده قوی بدست می آيد كه در عين حال كه قابض است در موارديكه عمل هضم نيز به زحمت صورت ميگرد مصرف ميشود.


درخت بهی

به مقدار وزن آب بهی بوره علاوه نموده بجوشانيد تا بقوام شربت آيد، خوردن آن در رفع ورم شديد امعا فوق العاده مفيد است.

در نيم گيلاس آب بهی اگر دانه های كوبيده بهی اضافه گردد شيره ای بدست می آيد كه برای ورم سرمازدگی، سوختگی، تركش دست، بواسير های متورم استعمال ميشود. شيره آن برای بسته كردن موها نيز بكار ميرود.

اگر 30 گرام شكوفه تازه و يا خشك بهی را در يك ليتر آب دم داده به كسانيكه سرفه دارد داده شود معالجه ميشود. اگر اين دم داده با عرق شكوفه نارنج مخلوط شود و به آنانيكه خواب ندارند داده شود بخواب عميق فرو ميروند.

برای رفع چين خوردگی پوست رو بهی را كمی در عرق شگوفه نارنج تر نموده و به آن صورت خود را مالش دهيد.

چند عدد بهی را پارچه پارچه نموده در قدری آب جوش داده بعد به اندازه وزن آن بوره افزود گردد و دوباره جوش داده شود تا بقوام آيد اين مربای كه بدست می آيد خوردن آن برای ترشی خون خيلی مفيد است.

مربای بهی برای مسلولين و تمام كسانيكه به اختلالات ريوی مبتلا هستند و همچنين كسانيكه، به بيماريهای روده و يا بواسير مبتلا هستند فوق العاده مفيد است.
بهی دارای ويتامين (A) است، اين ويتامين مخصوص تجديد جوانی ميباشد همچنين ويتامين (B) در تعادل اعصاب نقش بزرگی را بازی ميكند.

اگر سه يا چهار عدد بهی را قطعه قطعه كنيد 20 الی 30 دقيقه در يك ليتر آب جوش دهيد، جوشاندهء ای كه بدست می آيد برای معده و روده ها فوق العاده مفيد است.
از آب بهی شربت مطبوع تهيه ميشود كه بعنوان مدوای اسهال اطفال بكار ميرود.

بهيدانه:

لعاب بهيدانه برای نرم كردن سينه و علاج سرفه مشهور است برعلاوه معده را نرم، سرفه خشك را آسان، خارش گلو را كم ميكند. حرارت معده و تب را تسكين داده سوزش دهن و زبان را درمان و قبضيت را برطرف ميكند.

لعاب بهيدانه جهت آفتاب زدگی، رفع ضرر تابش آفتاب مفيد است شناوران اگر قبل از شنا وجود خود را به لعاب بهيدانه مالش دهند از شر آفتاب زده گی محفوظ می مانند. جويدن بهيدانه كندی دندان را رفع ميكند.


درخت بهی

مقدار خوراك بهيدانه 10 گرام و لعاب بهيدانه 50 گرام ميباشد.
بهيدانه را در فرانسوی (Pépin de coing) ميگويند از يكصد گرام بهيدانه 20 گرام لعاب خشك آن بدست می آيد.

يك قاشق بهيدانه را دريك پياله آب تر نموده فردای آن را از صافه بگذرانيد آب غليظی كه بدست می آيد اگر بروی تركشهای دست و لب، پستان، سوختگی پوست چند روز متواتر مالش داده شود رفع ميشود.

40 الی 50 گرام (تقريباً يك مشت) برگ تازه بهی را دريك ليتر آب جوش داده 20 الی 25 دقيقه دم دهيد و صاف كنيد بعد توسط بوره يا عسل شيرين سازيد، اگر از محلول فوق الی دو قاشق نوشيده شود برای بيخوابی عصبانيت و سرفه مفيد ثابت ميشود.

چهار گرام بهيدانه را بداخل 120 سی سی آب جوش كه سرد شده باشد انداخته آنقدر بهم زده شود كه مانند سفيدی تخم سفيد گردد اگر محلول مذكور در معالجه ترشحات سفيد خانم ها طور شست و شو ذريعه انژكسيون مخصوص بكار

ادامه نوشته

میوه جات سبزی جات افغانستان Fruits and vegetables of Afghanistan

كاهو


sadat_asadullah@yahoo.com

کاهو

 

 

Lactuca sativa (L.)

 

Lettuce (En.)

 

Laitue (Fr.)

 

 

 

 

 

 

كاهو را به عربی خس به تركی خاس و به دری كوك گويند.
مواد سلولوز كاهو خيلی ظريف بوده در روده ها به سرعت هضم ميشود. بر علاوه اينكه دارای ويتامين های (A. B. C) ميباشد، غذا شناسان عصر در برگ های كاهو ويتامين (E) را نيز كشف كرده اند كه سبب توليد نسل ميشود.

کاهو

كاهو خاصيت آرام كننده دارد كه خون را تصفيه، قبضيت و خشكی را رفع و رنگ قيافه را باز و قشنگ نگهميدارد. آب كاهو بهترين ماسك زيبائی برای خانمهاست، خانم هائیكه از مزيت آب كاهو اطلاع و به قشنگی خود علاقه دارند روی خود را با آب كاهو ميشويند.طبق آخرين تحقيقات علمی كه به عمل آمده است معلوم شده است كه كاهو دارای املاح قليائی، اسيد فوسفوريك ، كاربونات دو سود، انواع فوسفات ها، سلفات ها، كوبالت، مس، آهن و غيره ميباشد.
كاهو مانع جلوگيری خون ريزی، ريختن و سفيد شدن مو، باعث تحرك اشتها، زيبائی چهره، مرتفع كننده عصبانيت ها و بيخوابيها، مولد خون، رفع كننده تشنگی، دافع جنون، جذام، يرقان، تبهای حاره، سر دردی، ضد تپش قلب، نورالژی، مانع مستی و خمر، ضد سفرا، سودا، خارش جلد، مسكن درد معده وغيره ميباشد.

صورت استفاده:
برای اشخاص فربه خوردن كاهو خيلی مفيد است زيرا صد گرام آن بيشتر از صد كالوری ندارد هرگاه شصت الی صد گرام كاهو در يك ليتر آب جوش داده شود اين جوشانده خواب آور و ملين بوده، كبد را از تسمم پاك نگهميدارد. كاهوی تخمی بيشتر برای تداوی امراض بكار برده ميشود.

كاهو برای كسانيكه تحريك عصبی يا طپش قلب دارند و هم به ضد برانشيت، سياه سرفه، سرفه های عصبی، آسم، ديابت، نقرس، سنگ گرده، نفريت، قاعدگهای دردناك مفيد است. سالاد كاهو را در هر غذا بخوريد.
خوردن كاهو چه وقت مفيد ثابت ميشود:
كاهو را قبل از غذا بايد خورد و خوب بايد جويد. خوردن كاهو بعد از غذا مفيد نبوده ناراحتی های معده را بار می آورد.
ساقه كـاهـو هـرگاه قطع شـود از آن شيرهء خارج ميشود. اگر شيره مذكـور در حـــرارت آفتاب خشـك شود مـــادهء از آن بــدست می آيد كه در دواســازی جديد بنام (لاكتو كاريم) ياد ميشود كه دارای ويتامين (E) قابل ملاحظه ای بـــوده از احتلام و شهوت زيـــاد جـلـوگيری ميكند و برای مغز مفيد است.
خوردن كاهو قبل از غذا اشتها آور بوده و خوردن زياد آن سموميت توليد ميكند.

جالينوس بيخوابی خود را ذريعه كاهو معالجه نموده است.
ضماد كاهو با روغن زيتون برای معالجه سرخباد، دنبل، ورم چشم مفيد است. در كتب يونانی كاهو را بنام خس ياد نموده از خواص آن شرحی طويل نوشته اند. در جائی مينويسد كه محمد يعقوب به پيروان خود خوردن كاهو را توصيه نموده ميگفت: كاهو سر دردی را رفع، نزله و سرفه را برطرف ميكند خوردنش با سكنجبين مفيد خوانده شده است.

ادامه نوشته

نکته های جالب

نکته های جالب

زمین بیشترین کثافت را در بین سیارات منظومه شمسی دارد.
کثافت زمین نسبت به آب ۵،۵ میباشد (پنج و نیم برابر از آب سنگین تر است)
کتله زمین نزدیک ۶،۶ به توان ۲۱ تن است
مساحت زمین ۵۱۵ میلیون کیلومتر است
درجه حرارت مرکز زمین به ۵۵۳۰ درجه میرسد

کره زمین
پلاسما حالتي از ماده است كه ماده در درجه حرارت ۲۰۰۰۰ سانتی گریت قرار دارد
پلاسما

براي اين كه راکت ها و سفینه ها بتوانند از جاذبه زمین دور شوند بايد بيش از ۱۱ كيلومتر در ثانيه سرعت داشته باشند. برای فرار از نیروی جاذبه زمین به سرعت ۴۰ هزار کیلومتر در ساعت نیاز است.
برای فرار از جاذبه سیاه چاله ها به سرعت یک میلیارد و ۸۰ میلیون کیلومتر در ساعت نیاز است
سرعت گریز سیاه چاله ها بیشتر از سرعت نور است

سیاه چاله

زه قلب هر کس به اندازه مشت اوست
در هر شبانه روز از قلب انسان تقريباً ۸۰۰۰ ليتر خون جريان میکند
در هر شبانه روز از قلب انسان تقريباً ۱۰۰ هزار بار طپش میکند

قلب

اگر ۳۰ ملیون متر مکعب یخی که در انترکتیکا موجود است ذوب شود، سطح آب اوقیانوس ها ۶۰ متر بالا میرود.

یخ های قطبی

نور آفتاب فقط تا عمق ۴۰۰ متري آب بحر نفوذ مي كند.
آفتاب از فاصله صد هزار سال نوری هم ديده ميشود.
درجه حرارت مركز آفتاب تقريبا ۱۵ ميليون درجه سانتي گراد است و درجه حرارت سطح خورشيد ۶۰۰۰ درجه سانتي گراد است.
بيشتر ستارگان گرمتر از آفتاب بوده بين ده تا صد برابر خورشيد کتله دارند

افتاب

هنگام رعد و برق اختلاف پتانسيل بين ابر و زمين به ۱۰ تا ۱۰۰ ميليون ولت ميرسد
در عرض يك ده هزارم ثانيه جريانی در حدود ۳۰ هزار امپر از هواي يونيزه ميگذرد
هنگام رعد و برق توان حرارتی تا حدود ۱۰۰ ميليارد وات میرسد

رعد و برق

در جهان بيش از ۳۰ هزار نوع جولا وجود دارد.
جثه جولا هاي ماده از نرها بزرگتر است.
تار عنكبوت از قويترين بافته هاست و دوامش از آهن بيشتر است و به ان آهن حيواني میگویند.

رعد و برق

در نیمه چپ مغز یک انسان ۱۸۶ ملیون نورون اضافه تر از نیمه راست مغز وی وجود دارد.
مغز انسان در وقت خواب فعاليت بيشتر دارد نسبت به موقع تماشاي تلويزيون.

مغز

از بین ۲۸۰۰ نوع مارهای امروزی، تنها ۳۰۰ نوع آنها سمی یا خطرناک اند

مار

شتر مرغ ازسریعترین حیوانات است طول هر قدم این حیوان به ۵ متر و سرعتش به ۷۰ کیلومتر نیز میرسد

شترمرغ

اگر انرژی یک کيلو اورانيوم را کامل آزاد سازند یک گرم ماده ناپديد و بقيه به بیست و پنج ميليون کیلووات ساعت KWh انرژی تبديل که اگر اين انرژی را از سوزاندان زغال سنگ به دست بياورند بايد دو هزار و پنج صد تن زغال سنگ را کامل بسوزانند

فابریکه انرژی هسته

اگر حجم هستهء یک اتم کاربن را مساوی به یک چهار مغز تصور کنیم در آن صورت الکترون های که در هسته میچرخند در فاصله ۷۰۰ متری قرار خواهند داشت.

اتم  و هسته

پروانه از ۱۱ کیلومتری بو را حس میکند
پروانه ها هنگام نشستن روی گل بالهای خود را بصورت عمودی نگه میدارند تا کمتر توجه پرندگان حشره خوار را جلب کنند

شترمرغ

سرعت گردباد بین ۳۰۰ تا ۴۵۰ کیلومتر در ساعت است

شترمرغ

دریای آمازون در امریکای جنوبی هر ثانیه ۲۰۹۰۰۰۰۰۰ لیتر آب را به بحر میریزد.

دریای امازون

در هر دقیقه ۵۰۰،۰۰۰ سلول در سطح معده در اثر تیزاب نمک که در آنجا وجود دارد از بین میرود.

معده

لیوناردو دوينچي نابغه ايتاليايي ۵۳۰ سال پيش طیاره، هليکوپتر و لباس زیر دریایی را ساخته بود

هلیکوپتر

اگر همه مردم دنیا بر دوش هم مياستادند، بلندی آنها به ۸ ميليون کيلومتر ميرسيد

اکروباسی

وال که بزرگترین جانور روی زمین است از کوچکترین موجودات تغذیه می کند.

شترمرغ

امواج گاما که از تعامل اتمی ستاره ها پیدا میشوند داراي كوتاهترين طول موج می باشند که طول موج آن ها یک ميليون ميليونيم متر است

موج گاما

كرمهاي ابريشم در پنجاه و شش روز، هشتاد و شش هزار برابر خود غذا مي خورند.

 

شترمرغ

در یک ثانيه نور ميتواند دور کره ی زمين را هفت و نیم بار طی کند.

شترمرغ

سرعت صوت در فولاد ۱۴ بار سريعتر از سرعت آن در هواست.

شترمرغ

تقريبا ۳۰۰ متر مكعب گاز هليم مي تواند يك انسان را از روي زمين بلند كند.

شترمرغ

قطر هسته یک کهکشان در حدود یکصد هزار سال نوری است
در کهکشان راه شیری ممکن است در حدود ۵۰۰ میلیارد ستاره موجود باشد

کهکشان

گرم کردن بیش از اندازه اطاق باعث کثافت هوای اطاق میشود.

بخاری

اگر تمام رگهاي خوني را در يك خط بگذاريم تقريبا ۹۷۰۰۰ كيلو متر مي شود.

رگ ها

مجسمه آزادي در نيويورك ۹۲ متر ارتفاع دارد و این هديه اي از طرف فرانسه است. قطعات اين مجسمه كم كم با كشتي از فرانسه به آمريكا اورده شد

مجسمه ازادی

شمار تلفات جاني در جنگ دوم جهاني بين سالهاي ۱۹۳۹ تا ۱۹۴۵ بيش از بيست و شش ميليون نفر بود.

هیتلر

سرعت صوت در فولاد ۱۴ بار سريعتر از سرعت آن در هواست.

Sun آفتاب


Sun آفتاب


آفتاب

علما عمر خورشيد را در حدود ۱۰ بليون سال تخمين کرده اند که تا فعلاً در اثر سوخت وساز تقريباً نيمی از عمر آن سپری شده است. حجم آفتاب ۱۳۰۰۰۰۰ برابر حجم زمين بوده کتلهء آن ۷۰۰ برابر کتلهء تمام سيارات و اقمار اين منظومه و يا برابر به ۳۳۳۴۰۰ چند کتلهء زمين ميباشد. اين مقدار ماده نيروی جاذبهء بسيار قوی توليد مينمايد. بناءً در داخل خورشيد جاذبه خيلی قوی بوده توليد حرارت فوق العاده شديد مينمايد. چون متشکل از گازات هيليوم و هيدروژن است ، فشار قوی موجب آن شده که دو اتم هيدروژن تشکيل يک اتم هيليوم نموده، همين عمليه ادامه يافته در نتيجه در هر ثانيه چندين مليون تن هيدروژن به هيليوم تبديل شده مقداری انرژی بصورت حرارت ، نور و اشعه به اطراف پراگنده گردد.  
آفتاب طوريکه ملاحظه نموديم در آفتاب فعل و انفعالاتی رخ ميدهد که طی آن مقدار زيادی انرژی بصورت نور ُ حرارت و اشعه پراگنده ميشود و در اثر آن فضا مملو از اشعهء کيهانی و الکترو مقناطيسی شده ، قسماً ازين اشعه داخل جو زمين گرديده در پروسهء حيات انسانها ، حيوانات و نباتات رول بس عمده و اساسی دارد . نور آفتاب که با سرعت ۳۰۰۰۰۰ کيلو متر در ثانيه به زمين ميرسد ، حيات را ممکن ساخته است . علاوه به آنکه توليد حرارت نموده ، وسيلهء رويت اجسام ميگردد ، در سوخت و ساز حجرات اجسام زنده رول اساسی دارد .

نوشته مجدالدين ” نزهت یفتلی“ 

خورشید

ادامه نوشته

Earth زمین

نقشه کره زمین

 سیداسدالله سادات

 

Earth زمین


 سياره ای که در آن زيست داريم زمين بوده از لحاظ بُعد مسافه با آفتاب در رديف سوم و از نظر جسامت در رديف پنجم قرار دارد . اين يگانه سيارهء است که از موجوديت اجسام حيهء آن واقف هستيم . زمين طی مليونها سال تشکل نموده درين مدت دوره های مختلفی را پشت سر گذاشته است . دورهء پره کامبرين که اکثر آتشفشان ها و انفجارات در همين زمان بوقوع پيوسته شايد در حدود ۴۵۰۰ مليون تا ۶۰۰ مليون سال قيل را در بر داشته باشد . دورهء پاله زوءيک ( کهن زيست ) يا دورهء اول از ۶۰۰ مليون تا ۲۳۰ مليون سال پيش که درين دوره حيات در زمين آغاز يافته . دورهء ميرو زوءيک ( ميان زيست ) يا دورهء دوم از ۲۳۰ مليون تا ۷۰ مليون سال قبل . دورهء سنوزوءيک يا دورهء سوم از ۷۰ مليون تا يک مليون سال قبل . و دورهءچهارم از يک مليون سال تا امروز ادامه دارد ، قرار نظريهء دانشمندان انسان در همين دوره بوجود آمده است .
زمين که يکی از جملهء سيارات نظام خورشيدی است محل مناسبی برای حيات ميباشد . فشار لازم ، حرارت و رطوبت مساعد ؛ گاز اوکسيجن و جاذبهء متناسب موجب رشد اجسام حيه ميگردد . زمين متشکل از دو طبقهء داخلی و خارجی بوده که طبقات خارجی آن عبارت از اتموسفير ، هايدروسفير و سطح زمين يا بيوسفير ميباشد . طبقات داخلی آنرا قشر ، پوش هسته و هسته تشکيل نموده است . 

طبقات خازجی زمين :
اتموسفير
اتموسفير زمين از تعدادی گازات تشکيل شده که فضا را تا ارتفاع ۲۰۰۰ کيلومتری آن در بر دارد . با ازدياد ارتفاع از کثافت آن کاسته ميشود و بيشترين تجمع گازات تا ارتفاع ۵ کيلومتری زمين را احاطه نموده است . گازات متشکلهء زمين عبارت از نايتروژن ، اوکسيژن ، گازات کاربونيک ، هيدروژن ، هيليوم ، نيون ، ارگون ، و يکعدهء ديگر بوده که گازات سنگين هم سطح و نزديک زمين ميباشد ، گازات سبک بتدريج در ارتفاعات بلند قرار دارد . تا ارتفاع ۸۰ کيلو متری زمين ۷۸٪ نيتروژن ، ۲۱٪ اوکسيژن ، بمقدار کمتر از ۱٪ ارگون و مقدار بسيار کم گازات کاربونيک ، هيليوم ، متان ، نيون و کريپتون وجود دارد . با ازدياد ارتفاع درجهء حرارت نيز در تغير ميباشد . ازينرو اتموسفير زمين به لايه های تروپوسفير ، ستراتوسفير ، مزوسفبر ، آيونسفير و آکسوسفير تقسيم گرديده است .
اتمسفر زمین ۱ - تروپوسفير زمين لايه ای است که از اهميت بيشتری برخوردار ميباشد . تمام تحولات جوی درين لايه بوجود ميآيد . هوايی که اشتنشاق مينماييم درين منطقه وجود دارد . با ازدياد ارتفاع به ازای هر کيلو متر ، در حرارت ۶ درجهء سانتی گريد تقليل بعمل ميآيد . نظر به موقعيت های زمين ارتفاع تروپوسفير در تفاوت است ، در مناطق حاره ای از ۱۶ تا ۱۸ کيلومتر و در مناطق قطبی از ۹ تا ۱۰ کيلومتر ارتفاع دارد .
۲ - ستراتوسفير دومين لايهء اتموسفير بوده تا حدود ۶۰ کيلومتری ارتفاع دارد . بنا به قلت بخارات آبی درين لايه تشکل ابر و بارندگی صورت نميگيرد . تغيرات حرارت برعکس لايهء تروپوسفير بوده با ازدياد ارتفاع درجهء حرارت افزايش مييابد که در ارتفاع ۶۰ کيلومتری به ۱۰ تا ۲۰ درجهء سانتی گريد ميرسد .
۳ - مزوسفير سومين لايهء اتموسفير است که تا ارتفاع ۸۰ کيلومتری زمين موقعيت دارد .
۴ - آيونسفير چهارمين لايه بوده که ارتفاع آن از ۱۰۰ الی ۳۰۰ کيلومتر امتداد دارد . با ازدياد ارتفاع درجهء حرارت تقليل مييابد که در ۹۰ کيلومتری تا حدود منفی ۷۰ درجهء سانتی گريد سرد ميگردد . هوای اين ناحيه متشکل از ۷۰ ٪ هيدروژن ، ۱۵ ٪ اوکسيژن و ۱۵٪ هيليوم ميباشد . وجه تسميهء اين لايه به آيونسفير ازين جهت است که گازات آن توسط  اشعهء ماوراء بنفش که از آفتاب ميرسد ، آيونايز شده بشکل پلازما در آمده است . 
۵ - اکسوسفير پنجمين لايه است . از ارتفاع ۶۴۰ کيلومتری زمين شروع شده انتهای آن معلوم نيست . در ين لايه ۷۵٪ هيدروژن و ۲۵٪ هيليوم موجود ميباشد . 
هيدروسفير
هيدروسفير عبارت از قسمت های آبی زمين ميباشد که در حدود ۵/۳ حصهء زمين را احتوا نموده است . موجوديت ابحار سبب توليد باد وباران شده در تغير اقليم رول اساسی دارد . عمليهء نقل و انتقال از طريق دريا ها وابحار بواسطهء کشتی ها صورت ميگيرد . در اکثر درياها و ابحار حيوانات زير آبی زيست مينمايد .
بيوسفير
بيوسفير تمام خشکه ها و بستر ابحار را در بر ميگيرد که ۵/۲ حصهء کرهء ارض از خشکه متشکل ميباشد . اين قسمت که از دشت ها ، دره ها ، تپه ها و کوه ها ميباشد زمين را ناهموار ساخته بلند ترين نقطه قلهء ايوريس است که در کو های هماليا واقع کشور هند ميباشد . عميق ترين قسمت زمين در بحرالکاهل قرار دارد . 
طبقات داخلی زمين :
اين طبقات در طی گذشت مليونها سال تشکل نموده ، ميتوانيم آنرا مانند لايه های پياز تصور نماييم که هريک آن در بُعد زمانی متفاوت در اثر سرد شدن تدريجی ايجاد شده است . در زير به توضيح هريک آنها ميپردازيم :
طبقات داخلی زمين ۱ - قشر يا پوستهء زمين که در حدود ۵ تا ۵۰ کيلومتری را در بر داشته از خاک ، سنگ و فلزات متشکل است . بصورت عموم شامل اجسام عضوی و غير عضوی ميباشد .
۲ - پوش هسته يا منتل (Mantle ) تا حدود ۲۹۰۰ کيلومتری امتداد دارد . از سليکات ، آهن و منگنيز تشکيل گرديده است . درجهء حرارت در حدود ۱۶۰۰ درجهء سانتی گريد ميباشد . نظر به عمق حرارت افزايش يافته که نزديک به هسته تا حدود ۲۳۰۰ درجهء سانتی گريد ميشود .
۳ - هسته که دو بخش دارد : هستهء خارجی و هستهء داخلی . هستهء خارجی در حدود ۲۱۰۰ کيلومتر ضخامت دارد . درجهء حرارت آن بين ۲۰۰۰ تا ۵۰۰۰ بوده از جنس آهن و نکل مذاب تشکل يافته است . قسمت آخری را هستهء داخلی مينامند که دارای ۱۳۷۶ کيلومتر ضخامت بوده ، از نکل و آهن ساخته شده و تحت فشار فوق العاده قرار دارد که ازين سبب به حالت جامد ميباشد . 
قابل تذکر است که ارقام عددی در مورد درجهء حرارت و ضخامت ثابت نبوده در نقاط مختلف ممکن قمت های مختلفی را داشته باشد . از همين جهت است که بعضاً تفاوت بمشاهده ميرسد . علما دريافته اند هرقدر به عمق زمين پيش برويم در درجهء حرارت افزايش به عمل ميآيد .

نوشته سیداسدالله سادات

موها---------Hairs


موها

Hairs


​نوشته مرحوم حیات الله یوسفی (طلای خودرو یا نباتات طبی افغانستان)

موی ها

موهای شما
استعمال اقسام صابون سبب سفيد شدن و رفتن مو ميشود. شامپو براي موی خوب است ولی تعجب نكنيد كه گل سرشوی ازآن بهتر است. بعد از شستن سر موهای خود را زود خشك كنيد.

موخورده چيست؟
عبارت از مرضی است كه بعلت خشكی وافر موی سر، دخالت يكنوع مكروب مخصوص مو به چند ساحه تقسيم شده ميشكند. برای جلوگيری از آن موی سر را با روغن های طبيعی، مانند روغن بادام، ناليار، كسترائیل بايد چرب كرد.
نسخه:
روغن كسترائیل 200 گرام، او دوكلون 60 گرام هر دو را مخلوط موهای خود را به آن چرب كنيد.
كسانيكه موهای چرب دارند نبايد از روغن موی استفاده كنند بلكه توسط شانه چربی را به موهای خود برسانند. بدترين روغن های موی پرافين و تمام روغن های معدنی است، زيرا جذب نميشود. رنگ دادن موی ها بالاخره سبب رفتن مو ميگردد و خيلی مضر است تنها رنگهائیكه مضر واقع نميشود، رنگهای طبيعی خينه و وسمه است.
رنگ دادن موی:
موی دارای مواد معدنی از قبيل منگنيز، آهن، جست، مس، تيتان و نكل ميباشد.
خانم ها و جوانانيكه توسط مواد كيمياوی و رنگهای مصنوعی، رنگ موهای خود را تغير ميدهند بعد از چند مرتبه رنگ دادن، خراب، شكننده و بالاخره مو خوره پيدا كرده سبب از بين رفتن موی شان ميشود، لذا كسانيكه به زيبائی موی خود علاقه دارند نبايد از رنگ های مصنوعی تجارتی فابريكه ها استفاده نمايند، بلكه ميتوانند در عوض از نباتات طبی مانند خينه، وسمه، مازو، گل بابونه، پوست باقلی، چهارمغز، پوست انار، شقايق لغمانی، ميخك، آمله استفاده نمايند. نه تنها رنگ موی بی ضرر می باشد بلكه برای تقويه موی های شان نيز كمك ميكند.
مواد مذكور به قيمت نازل در عطاريهای شهر بدست آمده ميتواند.

موی

رنگ موی:
كلاگك بادنجان سیاه ريشه انار، براده مس، هليله سياه، مازو، نخود سياه پوست دار، به مقدار های مساوی كوبيده تقريباً به 30 گرام آن 50 گرام سركه، 50 گرام روغن كنجد افزوده گردد و در ظرف آهنی انداخته در جای سرد و تاريك برای (40) روز بگذاريد در نتيجه يك رنگ سياه اعلی و بدون ضرر بدست می آيد موی سفيد را سياه ميسازد.
نسخه دوم:
برگ سدر، مازو، آمله، زنگ آهن، وسمه، خسته سوختهء خرما، زاچ سياه، پوست انار، سوخته مس، نوشادر، هليله سياه از هريك پنج پنج گرام گرفته بالای آن يك ليتر سركه و يك ليتر روغن زيتون افزود نموده جوش داده شود تا آب تبخير گردد و به يك محلول غليظ مبدل شود، سپس از محلول مذكور عند الموقع توسط برس موهای سفيد را رنگ كنيد.
نسخه سوم:
هليله سياه، زنگ آهن، آمله، زاچ سبز، را هريك 15- 15 گرام در دو ليتر سركه يكماه تر شود.
نسخه چهارم:
خينه 30 گرام، ميخك 30 گرام هر دو را باهم آميخته برای رنگ دادن موی بكار ميبرند اين رنگها از قرنها در بين مردمان ممالك آسيائی رواج دارد.
نسخه پنجم:
50 الی 100 گرام خينه خالص را قسم آبگين همراه آب مخلوط نموده الی 20 دقيقه گذاشته پس از شستن و پاك نمودن موهای خود را خينه كنيد. اگر به اندازه يك ساعت گذاشته شود موی برنگ خرمائی هرگاه يكنيم الی دو ساعت يا بيشتر گذاشته شود رنگ سرخ را بخود ميگيرد. هرگاه خواسته باشيد موهای شما سياه شود پس از دو ساعت وسمه شود رنگ سياه مقبول را بخود ميگيرد.

نسخه ششم:
رنگ موی خرمائی بلوطی: خينه 50 گرام، وسمه 50 گرام، هر دو را مخلوط و بالای ان آب جوش افزوده ميگردد تا به قسم خميره ابگين (ژيلی) تبديل گردد بعد توسط برس تمام حصه های موی رنگ شده پيچانده ميشود پس از يك ساعت با آب گرم شسته و برای آنكه يك رنگ مقبول و روشن شود پس از شستن و خشك كردن توسط محلول نيم فيصد (بيكاربونات دوپتاس) تر گرديده 15 دقيقه بعد توسط شامپو يا گل سرشوی شسته ميشود اين رنگ برای موی ضرر نرسانيده مدت يك الی يكنيم ماه دوام ميكند.
نسخه هفتم:
رنگ سياه تيره: خينه اعلی 50 گرام، وسمه 70 گرام توسط آب جوش تر شده و موها رنگ گردد خينهء تنها رنگ سرخ و وسمه تنها رنگ پر طاوسی ميدهد.
نسخه هشتم:
250 گرام گل بابونه با دو ليتر آب باندازهء جوش داده شود كه نصف آن باقی بماند يك ليتر آب آن فرار كند بعداً از صافه گذشتانده توسط محلول مذكور موها را تر كنيد ولی بايد قبل ازين عمل مو ها را شسته باشيد آن وقت است كه موها خيلی جلا دار و خرمایی ميشود.
نسخه نهم:
خينه، برگ خشك شده چهار مغز، وسمه، از هريك 25 گرام همه را يكجا بصورت خميره آبگين در آورده و با برس موها را رنگ كنيد. موهای شما رنگ سياه بخود ميگيرد.
نسخه دهم:
خينه 50 گرام وسمه 50 گرام هر دو را در آبيكه آمله ترشده باشد بصورت خميره آبگين در آوريد و برای دو ساعت در آفتاب بگذاريد و سپس از رنگ تهيه شده موهای خود را رنگ كنيد.
نسخه يازدهم:
وسمه، آمله، پوست چهارمغز، شقايق (لاله) سبز مازو از هريك 10 الی 15 گرام گرفته ميده كنيد درچهار صد سی سی آب جوشانده شود آنقدر كه نصف آن تبخير شود. سپس جوشانده مذكور در 200 گرام روغن زيتون جوش داده شود تا نصف آن باقی بماند بعد از صافه گذشتانده موها به ان رنگ شود موها را تقويه نموده و هم سياه ميسازد.
نسخه دوازدهم:
وسمه يك توله، حنا دو ماشه، در آبيكه آمله را تر نموده و صاف شده باشد خمير و دو ساعت در آفتاب بگذاريد و سپس استعمال نمائید.
هرگاه دو ساعت بعد از تر كردن موها به آب آمله شسته شود رنگ موی بهتر جلوه مينمايد.

 

 

ریزش مو
در انسان پیاز یا فولیکول مو به دو دسته تقسیم می شود:
۱) موی کرکی: در سراسر پوست بدن بجز کف دست و پا این نوع مو دیده می شود.

۲) موی انتهایی یا ترمینال در قسمت سر دیده می شود. بعد از بلوغ جنسی این نوع مو در قسمت های تناسلی و زیر بغل و همچنین صورت مردان دیده می شود. این نوع مو زبر و خشن می باشد.

رشد مو دارای دوره هایی است که شامل: دوره رشد، دوره انتقالی و دوره استراحت میباشد.
طول مدت دوره رشد مو در سر حدود سه سال، دوره انتقالی ۲ تا ۴ هفته و دوره استراحت حدود ۳ تا ۴ ماه میباشد.

در سر انسان حدود صد هزار پیاز مو وجود دارد و با حساب اینکه هر مو حدود هزار روز رشد دارد، پس ریزش ۱۰۰ صد عدد موی سر در روز طبیعی است و بیشتر از آن نیاز به پیگیری دارد.

● علل ریزش مو
ریزش مو دارای علت های فراوانی است که از آن جمله میتوان به موارد ارثی، هورمونی، تغذیه ای، اعصاب و روان، مصرف دارو، بیماری های داخلی و پوستی، اعمال جراحی و بارداری اشاره کرد.

▪ طاسی سر نوعی ریزش مو در قسمت جلو و پیشانی سر است که پیشرفت کرده و تا وسط سر پیش می رود. البته گاهی این ریزش از وسط سر شروع می شود.
طاسی بیشتر در مردان دیده می شود و علت ارثی - هورمونی دارد. این نوع ریزش مو قابل پیشگیری و درمان است و افراد درگیر بایستی با حوصله فراوان، درمان طولانی مدت را تحمل کنند. ادویه جات و توصیه های درمانی گوناگونی وجود دارد که بسته به افراد مختلف متفاوت می باشد.

▪ سوء تغذیه چه به صورت عدم دسترسی کافی به مواد غذایی و چه به صورت رژیم های لاغری یکی از علت های ریزش مو است. کمبود پروتئین، اسیدهای چرب ضروری (بدن قادر به تولید آنها نیست و باید از طریق غذا به بدن برسد)، ویتامین ها و املاح از علل مهم ریزش مو هستند که قابل پیشگیری و درمان می باشند.
شایع ترین علت ریزش مو در خانم ها از سنین نوجوانی تا سنین میانسالی کمبود آهن بدن است که با مصرف غذاهای حاوی آهن و یا قرص آهن این مشکل بر طرف می گردد .

▪ وجود استرس ( فشار روحی )، ناراحتی و افسردگی می تواند از علل ریزش مو باشند. مثلا استرس ناشی از امتحانات درسی یا افسردگی در جوانان که امروزه به طور فراوان دیده می شود.
با کنترل این هیجانات ( که البته اگر بوسیله خود شخص کنترل شود نتیجه مطلوب تری دارد؛ چون مصرف ادویه جات اعصاب نیز باعث ریزش مو در بعضی افراد می گردند) در مدت زمان کوتاهی این ریزش مو برطرف می گردد.

▪ از علل دیگر ریزش مو می توان مصرف ادویه جات را نام برد. همه ادویه جات باعث ریزش مو نمی شوند. همچنین یک داروی خاص نیز در تمام افراد باعث ریزش مو نمی شود. بعضی افراد به داروی خاصی حساسیت بیشتری نشان می دهند که بستگی به سیستم داخلی بدن در غیر فعال کردن و هضم دارو دارد.
البته ادویه جاتی هستند که در بیشتر افراد باعث ریزش مو می شوند. از این گروه ادویه جات میتوان ادویه جاتی که بعنوان کیمیاوی درمانی استفاده میشوند را نام برد.
مصرف ادویه جات اعصاب و قرص های پیشگیری از حاملگی و ادویه جات قلبی در افراد زیادی باعث این عارضه می شود.

▪ بعضی از بیماری هایی داخلی و پوستی میتوانند باعث ریزش مو شوند؛ مثلاً تب بالا، حدوداً بعد از ۳ ماه باعث ریزش مو می شود .
در افرادی که دارای بیماری موضعی پوستی در قسمت سر هستند و یا ناراحتی پوستی وسیعی دارند می تواند ریزش مو داشته باشند.

▪ اعمال جراحی و حاملگی نیز میتوانند باعث ریزش مو شوند. فاصله زمانی این بیماری ها و شروع ریزش مو معمولاً ۳ ماه می باشد؛ مثلاً در خانم ها حدود ۳ ماه بعد از زایمان ریزش مو شروع میشود که علت های زیادی برای آن وجود دارد که از جمله: کم خونی، وجود استرس زایمان، بالا بودن هورمون های جنسی در طول بارداری و ... است.

درمان افرادی که دچار این بیماری ها هستند، باعث کاهش ریزش مو در آنها می شود.

ادامه نوشته

ریزش یا سرما خوردگی

ریزش یا سرما خوردگی

Cold


ریزش و سرما خوردگی

ریزش یا سرما خوردگی در اکثر اوقات بدون هیچ دوا و درمان چند روزی دوام کرده بدن آنرا دفع میکند. آنتی بیوتیک اصلا تاثیری مقابل ویروس ریزش نمیکند و یگانه راه اینست که در صورت بلندی حرارت و تب مجادله شود.

چگونه از ریزش و سرماخوردگی جلو گیری کرد

استراتژی هائی وجود دارند که می توان به این منظور از آنها استفاده کرد .

دستانتان را بشوئيد :

بیشتر ویروس های سرماخوردگی از طریق تماس مستقیم منتشر می شوند . کسی که سرماخورده است بداخل دست های خود عطسه کرده و سپس اشیائی مثل تیلفون ، پول ، کلید و غیره را لمس می کند . میکروبها می توانند برای ساعت ها و در بعضی موارد هفته ها زنده باقی مانده و سپس به فرد بعدی که آن اشیاء را لمس می کند منتقل شود . بنابراین باید دستهای خود را مکرراً بشوئيد . در صورتی که امکان شستن دستتان را ندارید دستهای خود را بسیار سخت برای یک دقیقه به هم بمالید . این کار باعث جداشدن اکثر ویروسهای سرماخوردگی از پوست می شود.

سرفه و عطسه خود را با دستانتان خالی نپوشانید :

بدلیل اینکه ویروسها و میکروبها به پوست دست می چسبند پوشاندن سرفه و عطسه با دست باعث انتقال میکروبها به دیگران می شود . زمانی که احساس می کنید در حال سرفه یا عطسه هستید از یک دستمال استفاده کرده و آنرا بلافاصله دور بیاندازید . اگر دستمال ندارید سر خود را از افرادی که نزدیک شما هستند به طرف دیگر چرخانده و به فضای آزاد سرفه کنید .

 

ریزش و سرما خوردگی

صورتتان را لمس نکنید :

ویروسهای سرماخوردگی از طریق چشم ، دهان و بینی وارد بدن شما می شوند . لمس صورت کودکان راه اصلی ابتلای آنان به سرماخوردگی بوده و همچنین موجب انتقال سرماخوردگی از آنان به والدینشان می باشد .

مقدار زیادی مایعات بنوشید :

آب سیستم بدن شما را شستشو داده و باعث خروج سموم از بدن شما می شود . یک فرد بالغ سالم بطور متوسط روزانه ۸ گیلاس مایعات نیاز دارد . از کجا می توانید بفهمید که مایعات کافی دریافت می کنید ؟ اگر رنگ ادرار شما نزدیک به شفاف است میزان مصرف آب شما کافی است . اگر زرد پررنگ است به مایعات بیشتری نیاز دارید .

از هوای آزاد استفاده کنید :

استفاده منظم از هوای آزاد مهم است . بخصوص در هوای سرد زمانی که مرکزگرمی یا بخاری ، بدن شما را خشک کرده و شما را نسبت به ویروس سرماخوردگی آسیب پذیرتر می کند . همچنین اکثریت افراد در زمانی که هوا سرد است در خانه و محوطه های بسته می مانند بنابراین میکروبهای بیشتری در اطاق ها بسته در حال گردش اند .

ورزش را به طور منظم انجام دهید :

ورزش ها باعث جریان بیشتر خون توسط قلب ، تنفس سریعتر و انتقال اکسیژن بیشتر از ریه به خون و تعریق بیشتر بدن می شود . ورزش باعث افزایش سلولهای مقابله کننده با ویروس در بدن می شود .

از سبزی جات و میوه جات استفاده کنید :

مواد طبیعی موجود در گیاهان باعث افزایش ویتامین های بدن می شود . بنابراین قرص های ویتامین را کنار گذاشته و میوه و سبزیجات مانند سبزی پالک ، کاهو ، زردک ، بادنجا رومی... مصرف کنید .

ماست بخورید :

بعضی از مطالعات نشان داده اند که مصرف روزانه یک پیاله ماست کم چرب می تواند حساسیت شما به سرماخوردگی را به میزان ۲۵ درصد کاهش دهد . این احتمال می ورد که باکتری های مفید موجود در ماست باعث تحریک تولید مواد سیستم ایمنی شده که با بیماری مبارزه می کند .

سگرت نکشید :

اشخاصی که سگرت میکشند دچار سرماخوردگی های بیشتر و مکرر می شوند . حتی کسانی که در نزدیک شما سگرت میکشند بطور واضح سیستم ایمنی شما را از بین می برد. دود راههای هوائي بینی را خشک کرده و مژک های آنرا فلج می کند . مژک های موهای ظریفی هستند که مخاط بینی و ریه ها را پوشانده و با حرکات موجی شکل خود ویروس های سرماخوردگی را از مجاری بینی خارج می کنند . یک سیگار مژک ها را برای تفریبا ۳۰ دقیقه فلج می کند .

از مصرف الکل خود داری کنید :

مصرف الکل جگر را که اولین سیستم تصفیه کننده بدن است تخریب کرده و این به این معنی است که تمامی انواع میکروبها بدن شما را به سرعت ترک نخواهند کرد . در نتیجه الکلی ها به عفونت های اولیه و عوارض ثانویه مستعدترند.

فکر خود راحت و آسوده نگه دارید :

اگر شما بتوانید آرامش داشته باشید می توانید سیستم ایمنی خود را به هنگام نیاز فعال کنید . شواهدی وجود دارد که زمانی که شما آسوده هستید میزان اینترلوکین ها در جریان خون شما افزایش می یابد. اینترلوکین ها پیشتاز پاسخ سیستم ایمنی بدن به ویروس های سرماخوردگی هستند . خود را تمرین بدهید تا تصویری را که برای شما آرامش بخش و شاد است در ذهن خود تصور کنید. این کار را روزانه به مدت ۳۰ دقیقه برای ماهها تکرار کنید. به ذهن بسپارید که آرامش یک مهارت آموختنی است.

ادامه نوشته

دندان ها


دندان ها


دندان

هر دندان داراي يك قسمت خارج از لثه به نام تاج و قسمت ديگري درون فك به نام ريشه ميباشد كه مرز بين اين دو قسمت را گردن يا طوق دندان مينامند. ريشه دندان در درون حفره اي از استخوان فك قرار گرفته است. تاج دندان از داخل به خارج شامل، عصب، عاج، مينا است و ريشه دندان نيز از داخل به خارج شامل عصب، عاج، سمان و الياف دور دنداني ميباشد.

عصب دندان

در وسط دندان حفر هاي قرار دارد كه اين حفره در قسمت تاج، وسيع بوده و اطاقك عصبي و در قسمت ريشه، كانال ريشه اي ناميده مي شود.اين حفره داراي رگهاي خوني و رشته هاي عصبي بوده كه از سوراخي در عمق ريشه به درون آن وارد ميشوند.

عاج

عاج بافت شبيه استخوان ميباشد كه در اطراف حفره عصبي دندان ، هم در تاج و هم در ريشه ، قرار گرفته و ضخامت عمده دندان را تشكيل ميدهد. مواد معدني عاج عمدتا از نمكهاي كلسيم به صورت بلورهاي هيدروكسي آپاتيت مي باشد كه حدود ۷۰ در صد وزن خشك آن را تشكيل م ي دهند. عاج از نظر فيزيكي سفت تر از استخوان و زرد رنگ مي باشد. با پيشرفت سن بر ضخامت عاج افزوده ميشود و از وسعت حفره عصبي كاسته ميگردد. عاج ، بافتي حساس ميباشد و همه تحريكات وارده به آن به صورت درد دريافت ميشود. به همين دليل سطح عاج در تاج دندان، توسط مينا و در ريشه، توسط سمان پوشيده شده است.

مينا

مينا به عنوان قشر محافظي براي عاج تاج دندان محسوب ميشود. مينا سخت ترين بافت بدن به شمار ميرود كه حدود ۹۷ درصد آنرا مواد معدني تشكيل م يدهد كه عمدتا به صورت بلورهاي هيدروكسي آپاتيت ميباشند. مينا توسط سلولهايي به نام آملوبلاست سنتز و ترشح ميگردد كه اين سلولها در مرحله تكامل جوانه دنداني در سطح مينا قرار دارند و چون پس از در آمدن دندن از بين ميروند، مينا غير قابل ترميم است و هيچگونه آسيب وارده به آن جبران نمي گردد.

سمان

سمان ، بافتي شبيه استخوان است كه سطح خارجي عاج را در ناحيه ريشه دندان ميپوشاند. سمان در نزديكي طوق دندان، نازك و در عمق ريشه ، ضخيم مي باشد. به علت سمان سازي ، ضخامت سمان با پيشرفت سن افزايش م ييابد.

الياف دور دندان

الياف دور دندان ، بافت متراكمي است كه باعث اتصال محكمي در بين ريشه دندان و استخوان مي گردد. الياف دور دنداني به صورت دسته هاي متعدد افقي و مايل ، سمان ريشه را به استخوان فك چسبانده اند. ترتيب قرار گيري و انعطاف پذيري اين الياف جابجايي محدود دندان و انجام عمليات ارتودنسي را امكان پذير مي سازد و همچنين به عنوان ضربه گير از وارد شدن ضربه مستقيم به دندان و ساييدگي آن جلوگيري مي كند.

لثه

لثه قسمتي از مخاط دهان مي باشد كه بطور محكم به استخوان فك در فك فوقاني و تحتاني چسبيده است . لثه در سطح مجاور دندان ، ضخيم شده و به سطح مينا چسبيده است و اين اتصالات با يشرفت سن به طرف ريشه عقب نشيني كرده و باعث نمايان شدن ريشه م يگردند.
هر فردي در طول زندگي خود دو سري دندان دارد : دندانهاي شيري و دائمي . دندانهاي شيري از سن ۶ ماهگي تا ۳ سالگي در دهان رويش مي يابند, از سن ۶ تا ۱۲ سالگي به مرور اين دندانها مي افتند و بجاي آنها دندانهاي دائمي در ميآيند و تا پايان عمر در دهان باقي مي مانند.

ادامه نوشته

دیابت یا مرض شکر یا مرض قند

دیابت یا مرض شکر یک مریضی مزمن است و در دو زمان ذیل بروز می کند:

ـ توانایی لوزالمعده یا پانکراس در ترشح انسولین کم شده و یا ازبین رفته باشد
ـ بدن نتواند به طور مؤثر از انسولین ترشح شده توسط لوزالمعده یا پانکراس استفاده کند.

اختلال یا عدم ترشح انسولین توسط پانقراص یا لوزالمعده یا عدم فعالیت مناسب انسولین و یا هر دو عامل باعث افزایش قند خون(هیپرگلیسمی) و دیگر اختلال های متابولیکی می شود که اگر هیپرگلیسمی به خوبی کنترل نشود، ممکن است موجب عوارض جدی شود. مهم ترین عوارض این مریضی عبارت هستند از:
قند در خون 
نفروپاتی (مشکلات گرده)
رتینوپاتی(مشکلات چشمی)

نوروپاتی (مشکلات رشته های عصبی)
مریضی قلبی عروقی (مشکلات مربوط به دستگاه گردش خون).


تقسیم بندی دیابت


مشکلات تقسیم بندی دیابت سال ها وجود داشته است .
 اخیراً سازمان جهانی بهداشت (World Health Organization) و انجمن دیابت آمریکا (American Diabetes Association) 
، آن را به ۴ گروه تقسیم کرده اند. 
دیابت نوع 1 که در گذشته به نام دیابت وابسته به
 انسولین ( IDDM یا Insulin Dependent Diabetes Mellitus) نامیده می شد . دیابت نوع ۲ که سابق 
بر این تحت عنوان دیابت غیروابسته به انسولین 
خوانده می شد.

گروه هایی با اختلال متابولیسم گلوکز کمتری نیز
 وجوددارند. این گروه ها شامل اختلال تحمل گلوکوز (IGT یا Impaired Glucose Tolerance) و اختلال قند خون ناشتا (IGF یا Impaired Fasting Glycaemia) است. IGT 

حالتی است که غلظت گلوکز خون بالاتر از حد طبیعی است، اما در فرد دیابتی این سطح پایین تر است. IFG 
به حالتی گفته می شود که قند ناشتا بالا است. امروزه IFG 
بیشتر به عنوان یک خطر تلقی شده تا نوعی از
حالتی از دیابت و IFG حالتی است که خطر ابتلا به دیابت رادر ۱۰ سال آینده ۲۵ الی ۵۰ فی صد افزایش میدهد.

 

کنترول دیابت

چهار گروه اصلی دیابت


دیابت نوع اول


تولید انسولین به علت تخریب سلول های بقای لوزالمعده یا پانکراس
 کم بوده یا به طور کلی وجود ندارد، پس برای ادامه 
حیات به تزریق انسولین نیاز است.


دیابت نوع ۲


اختلال هم در ترشح انسولین و هم در فعالیت انسولین 
وجود دارد و به طور معمول به کمک رژیم غذایی
مناسب، فعالیت بدنی کافی و دارو های خوراکی
 کاهنده قند خون درمان می شود. در برخی
موارد نیز برای دستیابی به کنترل گلیسمیک مطلوب 
نیاز به انسولین درمانی است.


دیابت ثانویه


مواردی از دیابت که علت آن شناخته شده است (یعنی
 اختلال های ژنتیکی در فعالیت سلول های بتای پانکراس 
یا فعالیت ملکول انسولین، برخی دیگر اختلال های 
هورمونی یا عوارض ناشی از داروها).


دیابت حاملگی


دیابتی که برای اولین بار در زمان حاملگی
 تشخیص داده شود.


 


یکی دیگر از نتایج مهم تقسیم بندی جدید 
سندرم متابولیک است. سندرم متابولیک به مجموعه ای
 از دیابت نوع ۲ یا IGT با چند عامل خطر دیگر 
مریضی های مهم نظیر چاقی، اختلال در غلظت چربی های
 خون (دیسلیپیدمی)، فشار خون بالا (هیپرتانسون)، 
مقاومت به انسولین و افزایش خفیف در دفع پروتئین
 از طریق ادرار(میکروآلبومینوری) بستگی دارد.

 

مریضی دیابت چهارمین
 علت مرگ در بیشتر 
کشور های پیشرفته
 دنیا است.
درحال حاضر؛ بیش از 
۱۷۷ میلیون نفر در دنیا 
مبتلا به دیابت هستند.

درمان بیماران دیابتی

به طور معمول، عوارض بیشتری در بیماران دیابتی
 با مشکلات کلیوی پیشرفته، نسبت به بیماران دیابتی
بدون مشکلات گرده 
دیده می شود. عوارض
 دیابتی شامل مریضی 
چشم در بیماران 
دیابتی(رتینوپاتی)،
آسیب به رشته های
عصبی(نوروپاتی) و
مریضی قلبی عروقی 
در بیماران دیابتی
مبتلا به مریضی های
گرده، بسیار شایع تر
از دیگر بیماران دیابتی است.

بنابراین، علاوه بر اقدام های جدی و دقیق در
مدیریت بهتر مشکلات گرده، باید به شناسایی و
کنترل دقیق سایر عوارض در این بیماران
 توجه داشت. معاینه های منظم چشم و پاها و ارزیابی
 مکرر عروق بسیار مهم است.

مشکلات اساسی در مدیریت بیمار ی
پیشرفته ی گرده در بیماران دیابتی


فشار خون


در وضعیت فیلتراسیون گرده، فشار خون بیماران دیابتی
نسبت به بیماران غیردیابتی تمایل به بالاتر بودن دارد.
علت اصلی این پدیده، احتباس نمک (سودیم) و فعالیت 
نامناسب سیستم هموستاز رنین آنژیوتانسین است .
این علت باید در انتخاب داروی برای کنترل فشار خون 
مدنظر باشد. محدودیت مصرف نمک روزانه، استفاده
از مُدرها که به دفع سودیم ازطریق ادرار کمک می کنند، 
داروهای مهارکننده ی تبدیل آنزیم آنژیوتانسین و
مهارکننده های گیرنده ی آنژیوتانسین که سیستم
رنین-آنژیوتانسین را مهارمی کند، همه در خط اول 
انتخاب های درمانی قراردارند. درصورت نیاز از دیگر 
داروها نیز می توان استفاده کرد . به طور کلی، سه یا
چهار نوع دارو برای کنترل فشار خون در بیماران با
مشکلات پیشرفته ی کلیوی مورد نیاز است.


کنترل قند خون


 کنترل قند خون در این بیماران ممکن است مشکل باشد.

مشکل گرده به خودی خود پاسخ بافت های محیطی را
به انسولین کاهش می دهد . درنتیجه، قند خون
افزایش می یابد، اما زمانی که نارسایی گرده اتفاق افتاده، 
دفع ادراری انسولین و داروهای کاهنده قند خون
کم و کمتر خواهدشد و تجمع این داروها در خون
 موجب کاهش بیش از حد قند خون (هیپوگلیسمی)
 می شود.
کم اشتهایی در بیماران مبتلا به نارسایی
 گرده و کاهش قابل توجه وزن نیز ممکن است در غلظت 
پایین قند خون مؤثر باشند. مصرف قرص متفورمین
 را در شرایطی که کراتینین بیمار بیشتر از
 ۱۵۰ μmol/l است باید قطع کرد؛ زیرا در این شرایط خطر ایجاد 
اسید لاکتیک وجوددارد.مقدار بقیه ی داروهای کاهنده 
قند خون و انسولین باید کاهش یابد. مصرف انسولین
با مقدار های پایین برای به دست آوردن کنترل مطلوب 
قند خون روز به روز بیشتر می شود.

تغذیه


سوء تغذیه یکی دیگر از عوارض احتمالی جدی در
این بیماران، به خصوص در شرایط مریضی های حاد 
و گرسنگی است . اگرچه مصرف مقدار متوسط
 پروتئین در جلو گیری از کاهش سریع عملکرد گرده ها
بسیار مهم است، اما باید از محدودیت شدید در
مصرف پروتئین روزانه نیز جلوگیری کرد.
بسیاری
از بیماران، وزن زیادی را در نتیجه ی کم اشتهایی
 از دست میدهند. ارزیابی و مشاوره تغذیه در طراحی 
رژیم غذایی مناسب برای این بیماران بسیار مهم است.


نارسایی حاد-مزمن گرده


زمانی که بیماران دیابتی با مریضی پیشرفته گرده، 
به دلیل دیگری ناخوش می شوند، درمعرض کاهش
شدید عملکرد گرده قرار می گیرند. این پدیده را 
نارسایی حاد مزمن گرده می گویند. 
در بسیاری از این موارد دیالیز ضروری
است. اغلب، گرده ها به وضعیت قبلی بازنگشته و
نیاز به دیالیز دائمی دارند که این وضعیت پیش آگهی
بدی برای بیمار دارد.

کم خونی


یکی از دستاورد های علمی دهه گذشته، پی بردن
به مشکل کم خونی به عنوان یکی از عوارض مهم
 در مریضی پیشرفته گرده و کاهش خطر 
مریضی قلبی عروقی و دیگر عوارض در اثر 
درمان این عارضه است.


نکته ی مهم و
جالب این است که
در هر درجه ای از 
نارسایی کلیوی در
بیماران دیابتی، 
کم خونی شدید تر از بیماران غیر دیابتی بروزمی کند. 
به طور معمول، گرده ها ماده ای به نام اریتروپوئتین 
میسازند که مغز استخوان را به تولید گلبول قرمز
،( تحریک می کند. در بیماران دیابتی (به خصوص نوع اول) 
حتی در مراحل خیلی اولیه، نارسایی گرده ها توانایی پاسخ مغز استخوان به اریتروپوئتین کاهش می یابد. 
این عدم توانایی احتمالاً به علت وجود نفروپاتی
اتونوم است . با پیشرفت نارسایی گرده ها میزان تولید
اریتروپوئتین توسط گرده ها نیز کم و کمتر شده که
به کم خونی شدید منجرمی شود.


در بیماران مبتلا به کم خونی و غلظت کم
اریتروپوئتین، عملکرد گرده با سرعت بیشتری دچار
اخلال می شود . اما با درمان کم خونی، سرعت کاهش
عملکرد گرده به علت ناشناخته کاهش می یابد.



در عوارض میکروواسکولار دیابتی ها (مریضی های
رشته های عصبی و چشم )، خون رسانی به بافت ها
مختل شده است . بنابراین، اکسیژن کمتری (هیپوکسی) 
در دسترس سلول ها قرارمی گیرد . در کم خونی تعداد
گلبول های قرمز کمترشده و درنتیجه مقدار کمتری
 اکسیژن به بافت ها می رسد که به بدتر شدن عوارض
میکروواسکولار می انجامد.
اثرات تزریق اریتروپوئتین 
در بهبود ضایعه های چشمی و رشته های عصبی 
در بیماران دیابتی تحت بررسی و تحقیق است.
 درمان مناسب با قرص های آهن و یا تزریق
 اریتروپوئتین در بیماران با مریضی پیشرفته گرده و
کم خونی ضروری است.



اریتروپوئتین در مریضی کلیو ی استخوانی
(استئودیستروفی گرده)


وقتی گرده ها نارسا می شوند، غددی موسوم به 
پاراتیروئید تحریک شده، هورمونی می سازند که با
اثر بر استخوان ها باعث افزایش سرعت تخریب 
استخوانی می شود . اما این عارضه در بیماران
 دیابتی شایع نیست . برای افزایش فعالیت غدد
پاراتیروئید زمان زیادی لازم است، ولی نارسایی
گرده د ر بیماران دیابتی تا حدی سریع اتفاق می افتد .
از طرف دیگر قند و انسولین خون نقش حمایتی در
غده پاراتیروئید دارند. به هر حال، در برخی از
موارد، ممکن است برای درمان بیماران دیابتی که 
دچار مریضی کلیوی استخوانی شده اند به کلسیم و ویتامین D 
نیاز باشد.

رماتیزم ، آرتروز و درد مفصل

رماتیزم ، آرتروز و درد مفصل


آرتروز یا رماتیزم

 

آرتروز یا استئوآرتریت شایع‌ترین امراض مفاصل است. در این بیماری نرمه استخوان مفصل صدمه دیده و كم‌كم از بین می‌رود. روماتیزم اضافه تر ممكن است مفاصل بزرگ كه وزن بدن را تحمل می‌كنند (مثل مفاصل زانو و ران و ستون فقرات) دیده میشود.

علایم روماتیزم

روماتیزم علایم زیادی دارد ولی علامات ذیل شایع‌ترین و مشخص‌ترین آنهاست :

ـ علامت اولی درد در موقع شروع فعالیت پس از استراحت است. به این معنی كه گاهی اوقات وقتی مفصل به‌مدت طولانی بی‌حركت مانده باشد و بخواهد فعالیت كند درد خواهد داشت. شاید دیده باشید كه بیماران مبتلا به آرتروز زانو صبح‌ها كه از خواب بیدار می‌شوند به سختی راه می‌روند اما بعد از مدتی كم‌كم راه رفتنشان به حالت عادی بازمی‌گردد. خشكی مفاصل بعد از یك دوره طولانی عدم ‌فعالیت بسیار شایع است ولی به ندرت بیشتر از نیم ساعت طول میكشد.
ـ دومین علامت كاهش انطاف پذیری است؛به‌همین دلیل بیماران مبتلا به آرتروز نمی‌توانند به‌ راحتی مفاصل خود را خم و راست كنند و برای علامت بعدی هم می‌توان به درد در مفصل اشاره كرد. توصیه می‌شود كسانی كه بیشتر از دو هفته چنین علایمی را در مفاصل خود دارند حتما به داکتر مراجعه كنند.

علت پیدا شدن روماتیزم

علت ایجاد این بیماری هنوز به ‌طور واضح شناخته نشده است ولی چند عامل وجود دارد كه می‌تواند زمینه ‌ساز ابتلا به رماتیزم و ارتروز باشد، یكی سن بالا است كه این بیماری معمولا در افراد بالای ۴۰ سال دیده می‌شود. مورد دوم جنس، چون رماتیزم و ارتروز در خانم‌ها بیشتر از مردان بروز می‌كند ولی دلیل آن هنوز به‌ درستی مشخص نشده است، مورد بعدی ناهنجاری ‌های مادر زادی استخوانی و یا صدمه به مفصل است. آرتروز در ورزشكاران حرفه‌ای كه بصورت مداوم در معرض ضربه خوردن هستند بسیار شایع است مثلا در فوتبالیست‌ها. صدمات غیر ورزشی مثل تصادفات رانندگی هم زمینه را برای رماتیزم و ارتروز مهیا می‌كند.

آیا چاقی هم در ابتلا به رماتیزم و ارتروز تأثیر دارد؟

چاقی خطر ابتلا به رماتیزم و ارتروز را افزایش می‌دهد. به ‌طور كلی هر چقدر وزن بالاتر باشد مفاصل بزرگ(مثل زانوها)باید بار و فشار بیشتری را تحمل كنند و در نتیجه خطر ابتلا به رماتیزم و ارتروز در آنها بیشتر می‌شود. چاقی حتی احتمال بروز ارتروز در دست‌ها را هم افزایش می‌دهد.

این بیماری چه عوارضی دارد؟

متأسفانه این بیماری با گذشت زمان بدتر می‌شود و هنوز درمان قطعی برای آن یافت نشده است اما با كمك برخی روش‌های درمانی می‌توان درد ناشی از این بیماری را كاهش داده و كیفیت زندگی بیمار را بهبود بخشید.حدود یك سوم بیماران مبتلا به رماتیزم و ارتروز ممكن است دچار ناتوانی‌های شدیدی شوند. گاهی درد و ناراحتی مفصل آنقدر شدید می‌شود كه بیمار نمی‌تواند از آن مفصل استفاده كند.

روش‌ها برای كاهش درد و مشكل بیمار

در موارد بسیار شدید رماتیزم و ارتروز جراحی تعویض مفصل توصیه می‌شود اما قبل از جراحی معمولا روش‌های مختلفی پیشنهاد می‌شود كه تا حد امكان كار به جراحی ختم نشود كه یكی از آنها استراحت دادن به مفصل دردناك است. بیمار باید در هر ساعت دست كم ده دقیقه به مفصل خود استراحت بدهد و سعی كند تاحد امكان فعالیت‌های بدنی خود را طوری تنظیم كند كه مفصل مبتلا كمتر فعال باشد. روش دیگر ورزش كردن است كه باید حتما با نظارت و اجازه داکتر انجام شود تا مشكل مفصل را تشدید نكند یا باعث بروز درد جدیدی نشود.ورزش‌های سبك و مفرح مثل پیاده‌روی و شنا بیشتر توصیه می‌شوند.با ورزش كردن،عضلات اطراف مفاصل تقویت شده و ثبات مفصل افزایش پیدا می‌كند.البته ورزش كردن نباید باعث بروز درد در مفصل شود و اگر چنین اتفاقی رخ داد فورا ورزش را متوقف كنید. در افرادی كه اضافه وزن دارند كم كردن وزن باید حتما مدنظر قرار گیرد. البته رژیم گرفتن و ورزش كردن برای كاهش وزن باید تحت نظر داکتر انجام شود. برای كاهش درد ناشی از رماتیزم و ارتروز هم می‌توان از كیسه یخ استفاده كرد. در اغلب موارد پزشك برای بیمار داروهای ضد‌درد و ضد‌التهاب تجویز می‌كند كه در كاهش درد مفصل مؤثر است. بعضی اوقات برای کاهش التهاب و تورم، داکتران برای شما تذریق کارتیزون را در مفصل بیمار توصیه مینماید که این روش میتواند درد کم ساخته مانع کج شدن مفصل شود.

جراحی برای درمان رماتیزم و ارتروز

این روش‌ها از پاكسازی فضای مفصلی تا تعویض كامل مفصل متفاوت هستند و جراح بر حسب شدت بیماری از یكی از این روش‌ها استفاده می‌كند. بیماران توجه داشته باشند كه جراحی زمانی توصیه می‌شود كه درمان‌های دیگری كه به تعدادی از آنها اشاره شد مؤثر واقع نشده باشند و بیمار قادر به انجام فعالیت‌های عادی روزمره خود نباشد.

توصیه‌ به بیماران مبتلا به رماتیزم و ارتروز

مهم ترین نكته برای بیماران مبتلا به رماتیزم و ارتروز به ‌كارگیری روش‌هایی است كه باعث كاهش درد و ناراحتی‌ شان شود. مثل تمام بیماری ‌های دیگر داشتن یك رژیم غذایی مناسب و سالم مفید خواهد بود. بیمار باید به حد كافی مواد مورد نیاز بدن خود را از طریق غذا تامین كند چون اگر تغذیه نامناسب باشد بدن هم ضعیف می‌شود و به تبع آن مقابله با بیماری دشوارتر می‌شود.
اگر داکتر برای شما داروی ضد درد تجویز كرده حتما سر وقت آن‌ را بخورید چون اگر درد شروع شود و بعد شما تازه مسكن مصرف كنید درد دیرتر و سخت تر کنترل می‌شود اما مصرف مرتب و طبق دستور داکتر باعث می‌شود شدت حملات درد كاهش یابد. سعی كنید از مفصل بیمار خود كمتر كار بگیرید. اگر دست شما مشكل دارد سعی كنید برای برداشتن اجسام از دست سالم خود بیشتر استفاده كنید تا فشار كمتری روی مفصل دردناك وارد شود. بیمارانی كه در مفصل زانو یا ران دچار مشكل هستند بهتر است در صورت صلاح دید داکتر از چوب دست موقع راه ‌رفتن استفاده كنند.
سعی كنید بدنتان در هنگام راه رفتن یا نشستن، در وضعیت صحیحی قرار داشته باشد.‌

ادامه نوشته

سرطان پروستات

يكي از شايع‌ترين بيماري‌هايي كه مردان با آن سروكار دارند و شايد خودشان از آن بي‌خبر باشند پروستات است كه اگر وخيم شد بايد چاره اي براي آن انديشه شود . تحقيقات نشان مي‌دهد، بيش از نيمي از مردان بالاي سن ‪ ۶۰‬سال دچار بزرگي پروستات هستند و احتمال بروز اين حالت با افزايش سن افزايش مي‌يابد و در سنين ‪ ۸۰‬سالگي حدود ‪ ۸۰‬درصد مبتلا خواهند بود، اما فقط ‪ ۴۰‬تا ‪ ۵۰‬درصد موارد دچار علائم ناشي از بزرگي پروستات خواهند بود. در بزرگي غیر سرطانی پروستات ابتدا قسمت‌هاي مركزي پروستات بزرگ مي‌شود و بزرگي اين ناحيه معمولا بر روي مجرای ادرار كه از داخل پروستات عبور مي‌كند ، فشار مي‌آورد.
دستگاه تناسلی مردان از بیضه‌ها، چند غدد ضمیمه، مجرا و در نهایت آلت تناسلی تشکیل شده است. پروستات یکی از این غده ها میباشد و برخلاف تصور عمومی پروستات نقشی در تمایلات جنسی ندارد، بلکه وظیفه‌ آن تأمین بخش عمده‌ای از مایع منی است. حدود 30 درصد مایع منی از ترشحات پروستاتی تشکیل می‌شود.

پروستات

غده پروستات معمولاً به اندازه یک چارمغز بوده ۲۰ تا ۲۵ گرم وزن دارد و در زير مثانه قرار دارد. اين غده، قسمت بالای مجرای ادرار (لوله ای که ادرار را از مثانه، به انتهای بيضه می برد) را احاطه می کند و لوله خروج ادرار که از مثانه خارج می شود از میان این غده عبور می کند. مثانه اندام متعلق به دستگاه دفع ادرار است و بنابراین پروستات کاری با آن ندارد جز اینکه در مجاورت آن قرار گرفته است.
چون غده پروستات درجلوی رکتوم (قسمت انتهايی روده ی بزرگ) قرار دارد، داکتر متخصص برای اینکه از بزرگ شدن یا التهاب آن اطلاع پیدا کنند می تواند اين غده را هنگام معاينه مقعدی (معاينه پروستات با انگشت، از راه مقعد) لمس کند.

دستگاه تناسلی مردان از بیضه‌ها، چند غدد ضمیمه، مجرا و در نهایت آلت تناسلی تشکیل شده است. پروستات یکی از این غده ها میباشد و برخلاف تصور عمومی پروستات نقشی در تمایلات جنسی ندارد، بلکه وظیفه‌ آن تأمین بخش عمده‌ای از مایع منی است. حدود ۳۰ فیصد مایع منی از ترشحات پروستاتی تشکیل می‌شود.
این غده هم مثل همه غده های جنسی و اندامهای متعلق به دستگاه تولید مثل در دوران جنینی شکل می گیرند ، اما خیلی زود رشد و تکامل آنها متوقف می شود . سپس در دوران بلوغ ، یعنی هنگامی که هورمون های جنسی مردانه یا زنانه در شخص شروع به ترشح می کند آن غده ها ، و از جمله پروستات ، شروع به رشد و تکامل می کنند . بنابراین در این دوران است که غده پروستات در مردان کامل می شود.

غده پروستات در معرض سه ابتلاء عمده است :

ـ پروستاتیتس
ـ هیپرفونی یعنی بزرگ شدن خوش خیم یا غیر سرطانی غده پروستات
ـ سرطان پروستات

پروستاتیتس التهاب یا ورم کردن این غده است که در دوران فعالیت جنسی مرد امکان بروز آن هست. حمله کردن باکتری ها به این اندام موجب این بیماری می شود ،اما تورم (یا هیپرفونی ) خوش خیم پروستات که بزرگ شدن غیرسرطانی این غده است در سنین ۵۰ تا ۶۰ سالگی عارض می شود و یک عارضه تقریبا همگانی است . و بالاخره سرطان پروستات که احتمال وقوع آن خیلی کمتر از اختلالات دیگر این عضو است باز هم در سنین بالاتر از ۶۰ شایع است.

در هر حال همانطور که در بالا اشاره شد به علت آنکه این غده دور مجرای خروج ادرار از مثانه را گرفته است بروز هر یک از این بیماریها با تنگ شدن و حتی مسدود شدن این مجرا و دشواری دفع ادرار همراه است . از همین رو ، روش دیگری برای امتحان بزرگ شدن پروستات و تاثیر آن در تنگ کردن مجرای ادرار به وجود آمده که شامل استفاده از یک وسیله نوری به نام سیستوسکوپ است . با وراد کردن این وسیله مداد مانند که در نوک آن عدسی هایی است می توان مجرای ادرار را بررسی کرد و از باز بودن آن مطمئن شد.

همانگونه که در ساير انساج و اعضای بدن هم دیده میشود، رشد غيرقابل کنترل سلول ها (يعنی سرطان) درغده پروستات هم می تواند بروز نمايد. طبق آمار اعلام شده در سال 1996 توسط National Cancer Institute of Canada انستيتوت ملی سرطان کانادا سرطان پروستات شايع ترين سرطان در مردان بوده و دومين عامل عمده مرگ ناشی از سرطان در آنان را تشکيل میدهد.

با اينحال، بيشتر مردان، همراه با سرطان پروستات ازبين می روند، نه به علت سرطان پروستات.

 

پروستات

بيش از ۳۰ درصد مردان بالای ۵۰ سال، شواهدی از سرطان پروستات دارند، اما فقط ۳ درصد به اين علت ازبين می روند.
خطر بروز سرطان پروستات در مردان ۷۵ ساله، ۳۰ برابر بيشتراز مردان ۵۰ ساله می باشد.
خطر پيدايش سرطان پروستات، در مردانی که افرادی از وابستگان درجه اول آنان (مانند پدر، يا برادر) دچار اين بيماری شده باشند، افزايش می يابد.

علائم امراض پروستات چيست؟

درحاليکه بيشترين علائم بزرگی پروستات، به علت سرطان نيست، ولی احتمال وجود سرطان را هم بايد درنظر گرفت.
سرطان پروستات می تواند سبب بزرگی غده پروستات شود. در نتيجه، علائم سرطان پروستات میتواند بسيار شبيه علائم بزرگی غيرسرطانی پروستات باشد:
• اختلال در شروع کردن ادرار
• جريان ادرار باريک تر از حد طبيعی
• فوريت در دفع مکرر ادرار
• قطره قطره دفع کردن ادرار(در انتهای جريان ادرار)
• ناتوانی در دفع ادرار
• بی اختياری (ناتوانی در جلوگيری از عبور ادرار)
درصورت بروز اين علائم، در اولين فرصت به داکتر خود اطلاع دهيد.

در بعضی از مردان، علائم فوق وجود نداشته و يا بصورت خفيف بروز خواهد کرد. به جای آن، ممکن است درد ناحيه ی لگن يا درد استخوانی (ناشی از گسترش سرطان پروستات به استخوان ها) ، اولين علائم اخطاردهنده باشند.

سرطان پروستات چگونه تشخيص داده می شود؟

اولين قدم در راه تشخيص سرطان پروستات، معمولاً معاينه مقعدی را شامل می شود (غده پروستات سرطانی، عموماً بصورت ناصاف و سخت تر از پروستات عادی لمس می گردد). اگر داکتر به وجود سرطان پروستات مشکوک شود، آزمايش های بيشتری را درخواست خواهد کرد، مانند اولتراسوند و شايد، پارچه برداری با سوزن، برای جمع آوری نمونه ای از سلول های پروستات و بررسی آن در لابراتوار. همچنين، ممکن است اسکنر استخوانی، برای بررسی گسترش سرطان پروستات به استخوان ها، انجام شود.

همزمان با آزمايش هايی که داکتر درخواست می کند، يک آزمايش خون هم اکنون در بعضی ممالک دردسترس است که میتواند به تشخيص و پيگيری مداوم سرطان پروستات کمک کند. اين آزمايش خون، آزمايش آنتی ژن اختصاصی پروستات یا Prostate Specific Antigen نام دارد که مخفف آن PSA میباشد.
پی اِس اِی، پروتئينی است که توسط نسج طبيعی و سرطانی پروستات، توليد می گردد. افزايش ميزان پی اِس اِی در خون، می تواند نشانگر هردو اختلال سرطانی و غيرسرطانی غده پروستات باشد. درباره ی آزمايش پی اِس اِی، با داکتر خود مشورت نماييد.
اگر سرطان پروستات تشخيص داده شد، داکتر راه های علاج مناسب را به شما توصيه خواهد کرد که این راه ها به عوامل ذیل ارتباط دارند:
• اينکه سرطان به استخوان ها يا ساير قسمت های بدن گسترش يافته یا نه
• سن شما
• وضعيت عمومی صحت شما

طبابت

رماتیزم ، آرتروز و درد مفصل

رماتیزم ، آرتروز و درد مفصل

در موارد بسیار شدید رماتیزم و ارتروز جراحی تعویض مفصل توصیه می‌شود اما قبل از جراحی معمولا روش‌های مختلفی پیشنهاد می‌شود كه تا حد امكان كار به جراحی ختم نشود كه یكی از آنها استراحت دادن به مفصل دردناك است
اگر داکتر برای شما دوای ضد درد تجویز كرده حتما سر وقت آن‌ را بخورید چون اگر درد شروع شود و بعد شما تازه مسكن مصرف كنید درد دیرتر و سخت تر کنترل می‌شود اما مصرف مرتب و طبق دستور داکتر باعث می‌شود.